مقدمه :
تأسيس كتابخانة
ملي تركمنستان
به اواخر قرن 19 ميلادي
بر مي گردد. در سال
1892 بنا به نياز جامعه
، فردي به نام «كوراپاتكين
» ( استاندار استان زاكاسپي
) با ارسال نامه
هايي به ادارات
روسيه ، از آنها
خواسته است كه
براي تأسيس كتابخانه
اي در مركز عشق
آباد ، كتاب بفرستند
. در همان سال ، محل
ويژه اي براي تأسيس
كتابخانه و آغاز
فعاليت آن ، اختصاص
يافته و شخصي به
عنوان مدير كتابخانه
در نظر گرفته شده
كه اكثر
حوزة فعاليت وي
، وصول كتابها
و انجام كارهاي
اداري و تنظيم
كاربرگه ها بوده
است. مدتي بعد به
منظور انجام كارهاي
مربوط به تداركات
براي تأسيس و آغاز
فعاليت اين كتابخانه
، كميسيون ويژه
اي تشكيل و مقررات
استفاده از كتابخانه
و عضويت در آن تدوين
شده است .
در
پنجم ماه مه 1895 ميلادي
، اين كتابخانة
عمومي به عنوان
نخستين كتابخانه
در استان «زاكاسپي
» با سه هزار نسخه
كتاب - اكثراً به
زبان روسي بوده
است - در شهر عشق
آباد آغاز به كار
نموده است . در آن
زمان ، كتابخانه
داراي بخش امانت
و سالن مطالعه
نيز بوده و براي
امانت كتاب ، مقدار
وجوهي نيز در نظر
گرفته مي شده است
. در آن دوره ، براي
تأمين مالي كتابخانه
، از بودجة استان
، سهمي اندك نيز
در نظر گرفته مي
شده است و تا وقوع
انقلاب اكتبر
( در سال 1917 ميلادي
) اكثر نيازهاي
مالي كتابخانه
از طريق اعانه
هاي واصله از مردم
تأمين مي گرديده
است .
كتابخانه تا
سال 1904 ميلادي در
يك ساختمان اجاره
اي مشغول فعاليت
بوده و در اين سال
به ساختمان جديد
دو طبقه واقع در
پارك پوشكين نقل
مكان نموده است
. به اين ترتيب ،
كميتة ويژه اي
نيز به منظور نظارت
بر فعاليت كتابخانه
ايجاد گرديده كه
از قرار معلوم
تا سال 1917 ميلادي
فعال بوده است
. كميتة مذكور هيچ
كاري به توسعة
كتابخانه و استحكام
بنيانهاي مادي
آن و افزايش اعضاي
كتابخانه نداشته
است .
اين
كتابخانه هر چند
يك كتابخانة عمومي
بوده ، اما غالبأ
از سوي افراد متمول
مورد استفاده قرار
مي گرفته است .
در
دسامبر 1917 حاكميت
شوروي به عشق آباد
نيز سرايت نمود
و در ابتداي سال
1918 اين حاكميت در
تمام استان « زاكاسپي
» عموميت پيدا كرد
.
در
سال 1919 ميلادي بنا
به فرمان « شوراي
كميسارهاي مردمي
تركستان» ، تمامي
كتابخانه هاي موجود
در مناطق تحت حاكميت
شوروي ، ملي اعلام
شده و در دسترس
عموم قرار گرفت
.
در
سال 1919 ميلادي نام
استان « زاكاسپي
» به « تركمنسكايا
اوبلاست» (يعني
استان تركمن ) تغيير
يافت و به اين ترتيب
كتابخانه رسمأ
به «كتابخانة عمومي
استان تركمن » تغيير
نام داد .
در
سال 1921 ميلادي در
اين كتابخانه بر
اساس ضرورت ، سالن
مطالعه ، بخش امانت
كتاب ، بخش مرمت
كتابها ، مخزن
، بخش ادبيات ملي
و چندي بعد نيز
بخش ادبيات شرق
ايجاد گرديد .
در
سال 1923 در اين كتابخانه
، شوراي مركزي
كتابخانه تأسيس
شد كه وظيفة اصلي
آن ، بررسي مسايل
اصلي كتابخانه
، آشنايي و استفاده
از تجربيات ديگر
كتابخانه ها و
هماهنگي بين فعاليت
تمام كتابخانه
هاي شهر بود .
در
اكتبر 1924 ميلادي
، جمهوري تركمني
سوسياليستي شوروي
ايجاد شد و به اين
ترتيب نام اين
كتابخانه به كتابخانة
مركزي دولتي جمهوري
تركمني اتحاد جماهير
شوروي تغيير يافت
و در پي آن ، به تعداد
كاركنان اين كتابخانه
افزوده شد و حوزه
فعاليت هاي آن
گسترش بيشتري يافت
.
از ماه جولاي
1926 ميلادي ، اين كتابخانه
دريافت رايگان
يك نسخه از هر كتابي
را كه در اتحاد
شوروي چاپ مي شد
، آغاز نمود كه
اين امر ، گسترش
اين كتابخانه را
در پي داشت .
در
مارس 1933 ميلادي ،
هيأت مديرة جمهوري
تركمني اتحاد جماهير
شوروي براساس فرمان
كميتة مركزي اجرايي
، نام اين كتابخانه
را به نام « كارل
ماركس » نامگذاري
نمود .
زلزلة سال 1948 ميلادي
خسارت زيادي به
اين كتابخانه وارد
آورد و در نتيجة
آن ، ساختمان كتابخانه
فرو ريخت . در مدت
زمان كوتاهي ،
ساختماني موقت
ساخته شد و به اين
ترتيب در سال 1949 ميلادي
فعاليت اين كتابخانه
در ساختمان جديد
، ادامه يافت .
در
سال 1960 ميلادي كتابخانه
توسعة بيشتري يافت
و بخش هاي ديگري
به آن افزوده شد
. در سال 1967 اساسنامة
جديد اين كتابخانه
تدوين گرديد و
اقدامات مربوط
به انتقال اين
كتابخانه به محل
جديد ، آغاز شد
.
در ابتداي ژانوية
سال 1983 ميلادي اين
كتابخانه داراي
3/4 ميليون جلد كتاب
بوده است . اين كتابخانه
در سالهاي پس از
كسب استقلال از
كتابخانة «كارل
ماركس » به نام كتابخانة
« صفرمراد تركمنباشي
» تغيير نام داد
.
ساختمان
كنوني اين كتابخانه
، سه طبقه است و
طراح آن خانم احمدوا
مي باشد . مساحت
ساختمان كتابخانه
18240 متر مربع است
. در اين كتابخانه
تقريبأ سعي شده
است تمام كتابهايي
كه در بارة زبان
و ادبيات تركمني
چاپ شده است ، نگهداري
گردد . اكثر كتابها
به زبان روسي است
. بخشي نيز با عنوان
« بخش كتابهاي ناياب
و ارزشمند » وجود
دارد كه قبل از
كسب استقلال داراي
پنج هزار عنوان
نسخة خطي و كتابهاي
چاپي ناياب بوده
است . در اين بخش
، نسخه هايي از
قديمي ترين روزنامه
ها و مطبوعات تركمنستان
چون «تركمن ايشچي»
، «آسخاباد»
( چاپ سالهاي 12-1911 م. ) ، « تركمن
خبرلري » ( چاپ سالهاي 1904 – 1897 ) نيز نگهداري
مي شوند .
همچنين
در اين بخش ، كتابهايي
كه از سوي مؤلفين
امضاء و تقديم
شده اند ، نگهداري
مي شود . در اين بخش
، كوچكترين قطع
كتاب 5*4 سانتي متر است
.
كارگاه صحافي
نيز در اين كتابخانه
مشغول به فعاليت
است كه با دارا
بودن تجهيزاتي
، غير از صحافي
، به مرمت كتابها
نيز مي پردازد
. اين كارگاه هر
سال 5000 كتاب را صحافي
و دوباره به كتابخانه
باز مي گرداند
.
كاربرگة
ويژه اي نيز در
بارة مقالات مندرج
در مطبوعات وجود
دارد كه كارهاي
مربوط به 3 الي 6 سال
را در بر مي گيرد
.
در
اين كتابخانه
16 سالن مطالعه وجود
دارد كه همه جمعأ
گنجايش 700 تن را دارند
. كتابخانه
داراي سالن كنفرانسي
با گنجايش 238 نفر
است كه مستقل از
ديگر سالنها و
بخش هاست و مي توان
در آنها اجتماعات
را برگزار نمود
.
كتابخانه
داراي بيش از 200 كارمند
است .
طي
سالهاي قبل از
فروپاشي و قبل
از كسب استقلال
، نسخ خطي موجود
در اين كتابخانه
بدون ملاحظة قدمت
و ارزش وافر آنها
در شرايط جوي نامناسب
نگهداري مي شده
اند و هم اكنون
نيز اين وضعيت
در اين كتابخانه
كماكان ادامه دارد
. در بخش « كتابهاي
ناياب و ارزشمند
» ، برگه دانهايي
وجود دارد كه شامل
فهرستي از عنوان
، نام مؤلف و يا
كاتب است كه غالباً
اشتباه درج شده
اند . كيفيت امور
مربوط به مرمت
و يا صحافي نسخ
خطي ، ظاهراً به
دليل عدم وجود
متخصص زبان فارسي
، نازل است و با
اشتباه در ترتيب
صفحات همراه مي
باشد .
با
عنايت به اينكه اطلاع در
بارة وجود اين
نسخ در تركمنستان
، نشانگر جامعيت
و فراگيري تاريخي
زبان فارسي در
آسياي ميانه مي
باشد ، لذا سفارت
جمهوري اسلامي
ايران درصدد برآمد
تا فهرستي توصيفي
از نسخ خطي فارسي
موجود در كتابخانة
ملي تركمنستان
را تهيه و نشر نمايد
و با اين هدف ، به
بررسي ظاهري و
محتوايي اين نسخ
اقدام گرديد .
موضوعي
كه لازم مي دانم
به آن اشاره نمايم
، وضعيت نابسامان
نسخ خطي است . اغلب
نسخه هايي كه نام
آنها در برگه دان
كتابخانه درج گرديده
، غالباً به مرور
زمان در سالهاي
پس از كسب استقلال
به انستيتوي نسخ
خطي منتقل شده
كه اين امر كمابيش
ادامه دارد . به
طوري كه در طول
فهرست برداري و
تنظيم اين مجموعه
، مواردي پيش آمده
كه نگارنده با
عدم وجود نسخه
اي مواجه شده كه
مدتي قبل تر موجود
بوده است .
هر
چند سعي شده است
تا در بررسي نسخ
خطي دقت كافي مبذول
گردد اما نگارنده
بر اين نظر است
كه اين مجموعه
خالي از اشكال
نيست و به همين
دليل اگر نقصاني
در اين امر مشاهده
مي شود ، از كم بضاعتي
علمي نگارنده است
.
در
اين مجموعه سعي
شده است تا براي
آشنايي بيشتر خوانندگان
با سبك نگارش نسخ
خطي ، غير از فهرستي
از مطالب و فصول
، نمونه هاي بيشتري
از محتواي نسخه
ارايه گردد .
روش
تنظيم اين فهرست
:
1- اين
مجموعه بر مبناي
نام و به همان ترتيبي
كه در كتابخانه
نگهداري مي شود
تدوين گرديده است
. به دليل
اينكه هر
نسخة خطي مشتمل
بر چند كتاب با
موضوعات مختلف
بود ، نگارنده
در تنظيم اين نسخ ،
همان ترتيبي را
رعايت نمود كه در برگه دان
و محل نگهداري
آنها در كتابخانه
صورت گرفته است
. شايان ذكر است
كه تمامي نسخ خطي
با در نظر گرفتن
اندازه و قطع كتاب
، تنظيم شده اند
.
2- در ابتدا
، برخي از مشخصات
ظاهري نسخه و در
ادامه نيز به عبارات
آغازين و پاياني
و توصيف محتواي
نسخه و ذكر
نمونه هايي از
محتوا و احياناً
فهرستي از ابواب
و فصول ذكر شده
است .
3- به هنگام
بررسي نسخ ، مشاهده
شده است كه يك نسخه
داراي چندين كتاب
از مؤلفين مختلف
است . هر كتاب به
صورت جداگانه مورد
بررسي قرار گرفته
اما تمام كتابها
در زير مجموعة
نسخه اي معرفي
شده اند كه با همان
عنوان و شماره
در كتابخانه نگهداري
مي شود .
اميد
است عليرغم بضاعت
مزجاه گردآورنده
، اين مجموعه مورد
قبول صاحبنظران
قرار گيرد .
در
پايان لازم مي
دانم از معاضدت
، راهنمايي ها
و همفكري هاي جناب
آقاي سيدمهدي
ميرابوطالبي سفير
محترم جمهوري اسلامي
ايران در تركمنستان
كه در حقيقت ابتكار
تهيه و تدوين اين
مجموعه از سوي
ايشان صورت گرفته
است ، و نيز از خانم
« مارال
جومايوا » ( مدير
كتابخانة ملي تركمنستان
) ، خانم «اوغل
گره ك أرآليوا » ( مدير
بخش كتابهاي ناياب
و ارزشمند در كتابخانة
ملي تركمنستان
) و خانم ها آقجا گل
آتايوا ، شاه
گل آلتايوا ، اوليا
متين اوا (كارمندان آن بخش ) كه در فراهم
آوردن شرايط خوب
در كتابخانه براي
انجام بررسي ها
به نگارنده كمك
نمودند ، مراتب
سپاسگزاري خود
را ابراز نمايم
.
يوسف قوجق
|
مؤلف |
عنوان |
|
مصلح الدين
سعدي شيرازي |
بوستان |
نام
كاتب : محمود در
كزيني
قطع
و اندازه : 7/9*17
شمارة
مخزن : 35/1 Перс
جلد
: مقوايي
، با روكشي به رنگ
قرمز كه پس از مرمت
، جلد چرمي و تذهيب شدة
آن بر روي جلد ،
چسبانده شده است
.
اين اثر به
خط نستعليق بسيار
زيبا ( متن با مركب
سياه و سرفصل
ها به رنگ طلايي
) نگاشته شده است
. نسخه ، مرمت شده
و صفحات آن مرتب
است و ترتيب صفحات
آن با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . كتاب
داراي 220 صفحه است
و صفحات سفيد و
نانوشته ندارد
و هرصفحه داراي
جدولي دو ستوني
است .
قسمت بالاي
صفحة آغازين كتاب
، به رنگ طلايي
، تزهيب شده است.
هر صفحه داراي
11سطر و فاقد حاشيه
است . با اين توضيح
كه در حاشيه چند
صفحه از كتاب ،
برخي از ابياتي
كه جا افتاده است
، به خط خود كاتب
، به همان شيوة
زيبا نگاشته شده
است .
نسخه داراي
12 مهر است ( 9 مهر در
صفحه اول و سه مهر
در آخرين صفحه
نسخه كه ظاهراً
مهر مالكين كتاب
هستند ) :
مهرها در
4 نوع مختلف
هستند :
1-
مهر
بيضي شكل كه عبارت
« الله محمد علي
» بر آن حك شده است
.
2-
مهر
هشت ضلعي كه ناخواناست
اما نام برخي از
ائمه معصومين
(ع) را مي توان تشخيص
داد .
3-
مهر دايره
اي شكل كه بر روي
آن عبارت « عيد محمد
» نوشته شده است
.
4-
مهر بيضوي
شكلي كه عبارت
« محمد معصوم » بر
آن حك شده است .
عبارات آغازين
نسخه :
بنام خداوند
جان آفرين حكيم سخن
در زبان آفرين
بنام خدايي
كه جان آفريد سخن گفتن
اندر زبان آفريد
عبارات پاياني
نسخه :
كس ازمن
سيه نامه تر ديده
نيست كه
[.؟.] فعال پسنديده
نيست
جز اين كاعتمادم
بياري تست اميدم بآمرزگاري
تست
تمت الكتاب
بعون الملك الوهاب
كتبه الفقير الحقير
محمود در كزيني
هر كه خواند
دعا طمع دارم زانكه من
بندة گنه كارم
آخرين
حكايت اين كتاب
، حكايت مست مؤذن
است و آخرين باب
، «باب دهم درمناجات
» ، نام دارد . برخي از حكايت
ها تنها با عنوان
« حكايت » آمده ولي
برخي ديگر عنوان
حكايت هم ذكر شده
است ( مثل « حكايت
بت پرست » ) .
در صفحة
ماقبل صفحة اول
( كه آغاز كتاب است
) چنين يادداشتي
به چشم مي خورد
: « وفات نمودن خاله
مهربان
تاريخ سنه 1263 شهر
محرم الحرام ،
روز چهار شنبه
، وقت شام .»
|
مؤلف |
عنوان |
|
مرتضي
قلي بن حسن شاملو |
خرقه . ( كتاب الطب بيماري
هاي جنسي ) |
تاريخ
كتابت : سال 1204هجري
قطع
و اندازه : 105*164
شمارة
مخزن : 64/1 Перс
جلد
: مقوايي ، رنگ قرمز
، داراي تذهيب
نيست .
اين اثر در
بارة انواع بيماري
هاي جنسي و دارو
هاي سنتي براي
معالجة آن بيماري
ها در قالب نثر
و به زبان فارسي
( به خطي شكسته و
قلمي نازك ) نگاشته
شده است . متن با
مركب سياه و اسامي
خاص ، مصوت ها و
علائم نگارش
( آنهم فقط در بخش
هايي كه چندين
اسم به دنبال هم
ذكر شده است ) ، و
عناوين سرفصل ها
و هر جايي كه لازم
بوده با مركب قرمز
نوشته شده است
و زير جملات مهم
با مركب قرمز و
يا مشكي ، خط كشيده
شده است .
نسخه ، مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است و ترتيب
صفحات آن ، هم به
صورت عدد ( با مداد
بر قسمت بالاي
صفحات درج شده
كه به نظر مي رسد
بعد ها اين كار
صورت گرفته باشد
) و هم با
نوشتن كلمه آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ مشخص گرديده
است . در برگه دان
كتابخانه 130 ص درج
شده است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و داراي جدول ،
نقاشي و تذهيب
نيستند و هر صفحه
داراي 14 سطر است
.
تمامي صفحات
اين اثر مشحون
به حواشي است . حواشي
ها همگي به زبان
فارسي بوده و متعلق
به كاتب است . در
حواشي صفحات كتاب
، غالباً مطالب
بيشتري در خصوص
ساخت داروهاي
گياهي و معالجه
انواع بيماري
ها و راه هاي درمان
بيمارها و نارسايي
هاي جنسي – كه در
متن كتاب ذكر آن
رفته – درج
شده است و به معناي
ديگر ، اين كه حواشي
براي توضيح موضوعات
مطروحه در متن
ذكر نشده بلكه
موارد و مطالبي
است كه مي توان
آن را بخشي از كتاب
فرض كرد .
عبارات آغازين
نسخه :
« سبحان
الله رنگ آميزي
بساط حمد و سپاس
حكيمي كه خرقه
معرفت را بر قامت
صحيح فراجان درست
اعتقاد بريلها
و رشته عمر طبيعي
لذت را بسوزن عيسي
خاصيت ادويه شفا
طراز كشيها به
بوقلمون پروازي
انديشه و طاووس
خرامي قلم [.؟.] صورت
پذير نيست و چهره
پردازي تصوير
[.؟.] بيمارانست كه
در اختلاف آب و
هواي نفس اماره
بر بستر چاره جويي
افتاده اند هيچكس
را مقدور نه نوشداروي
منقبت تمام خاصيت
شاه ولايت پناه
مشكل گشايي عقده
خاطر علاج طلبا
دارالامان اخلاص
باد بعد تشريح
بدن عبارت ارايي
و تفريح [.؟.] سخن پيرائي مجرد
پيشة آزادكي و
شكسته خاطر قلمرو
افتاد يكي در اقسم
مجموعة جانفشاني
در راه دين و دولت
صاحبقران ثاني
يعني خسرو سليمان
تحت آسمان درگا
شهنشاه سكندر بخت
ايران پناه خلد
الله ملكه الي
يوم القيام غلامزاده
قديمي لقب صميمي
نصب مرتضي قلي
بن حسن شاملو در
لباس عرياني طبيعت
… . »
عبارات پاياني
نسخه به دليل اين
كه در پشت صفحه
، نسخه اي با مركب
سياه ( به قلمي غير
از قلم كاتب متن
) نوشته شده است
، ناخوانا مي باشد
اما در انتهاي
جملة پاياني ،
عبارت « سنه 1204 » كه
با مركب قرمز نوشته
شده ، قابل رؤيت
است و اين كه از
خوانندة نسخه خواسته
شده تا دعاي خير
در حق اش نمايند
.
عبارات پاياني
كتاب :
« … تمت الكتاب بعون
الملك الوهاب في
يوم الجمعه من شهر ربيع
الاول بخط [.؟.] حسن
علي سنه 1204 »
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
قصه نان
و پنير ( مثنوي ) |
تاريخ
كتابت : سال 1209 هجري
قطع
و اندازه : 4/10*15
شمارة
مخزن : 91/1 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پلاستيكي به رنگ
قرمز و بدون تذهيب
.
اين نسخه به
زبان فارسي و به
خط نسخ ( با قلم نازك
و مركب مشكي ) نگاشته
شده است . هر چند
كه مرمت شده اما
شيرازة كتاب از
جلد كنده شده ،
اين احتمال اين
كه اوراق كتاب
كنده و مفقود شود
، وجود دارد . صفحات
آن مرتب است ، هيچ
كدام از صفحات
كتاب ، مفقود نشده
است . ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . ( در
برگه دان كتابخانه 98ص قيد شده
است ) .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي و تذهيب
است و هر صفحه 16سطر
دارد .
در برخي از
صفحات در باره
برخي از موارد
، ابيات شاهدي
از حافظ و يا آيه
و حديثي كه بيت
يا ابيات به آن
اشاره دارد و توضيحاتي
در بارة عبارات
و اصطلاحات شعر
نوشته شده است كه البته
به خطي غير از خط
كاتب است . اين حواشي
به زبان عربي و
فارسي نوشته شده
اند .
نسخه داراي
مقدمه اي 13 صفحه
اي به زبان عربي است . ابتداي
اين مقدمه با چنين
عباراتي آغاز مي
شود :
«
بسم الله الرحمن
الرحيم هوالعزيز الكريم روايات
صححه از ائمه معصومين
(ع ) در كتبهاي معتبره
بخصوص ظهور قائم
وارد شده . »
در انتهاي
اين مقدمه ، به
زبان عربي آمده
است : « من كلام
سيد حسين اخلاطي جفري رحمه
الله عليه
الي ما وجدته في
ظهر نسخه قديمه
للتاج »
سپس اين ابيات
عربي و اين عبارات
قيد شده است :
فاضرب نفس
هو في عدّ نفسه
فهذا اسم
قطب العالمين
وخذ مح قبل
مدّ بعد ضم ما دوجه
بتحت المدرجين
فاذا فهمت
هذا فامسك و كن
من الشاكرين و
قل رب زدني علما
وانت ارحم الراحمين
عبارات آغازين
نسخه :
ايها
المحروم عن ماه
الوصال ايها
المرقوم من خرب
الشمال
ايها
القانع بغشر دون
لبّ ايها
الطّالع بعشق ليث
حبّ
ايها
المقطوع عن حبل المتين
ايها الممنوع
من كاس معين
ايها
المعزور با العلم
الخلاف ايها
المشهود لكن با
لجزاف
ايها
المشغول با الدرس
الغلط ايها
المحمول با الحمل
السقط
به اين صورت
، در صفحة اول 13 بيت
به زبان عربي نوشته
شده و درصفحه دوم
، ابيات فارسي
آغاز مي شود كه
تا آخر كتاب ، ادامه مي يابد
:
ابيات آغازين
فارسي :
دوست
كبود آنكه دلرا
مي كند لا
بغيره كنت شيئاًمستند
دوست كبود
آنكه بنمايد بيان
في التكلم
من براهين العيان
اين براهين
قوم حكمت سفته
اند [.؟.] خيراً
كثيراً گفته اند
.
عبارات و ابيات
پاياني كتاب :
هر مقاميرا
كلامي در خر است هر پيامي
را سلامي در خور
است
از هراوت
درها بر [.؟.] هر چه گويم پيش
مي دان باز كم
چون نباشد
اين سخن را ختم
حد قطع كردم
يا علي از تو مدد
نام نسخه
زعالم الغيب با
عدد معني زيل [.؟.]
آمده 20 شهريور مبارك
يوم الجلال سنه
1209 .
سپس
، حروف ابجد با
اعداد آن ذكر شده
است . در بخشي از
اين شعر چنين ابياتي
وجود دارد :
خواهي از
قولم بمعني پي
بري شرطكي
دارد كه بايد برخري
ساده سازي
جويشرا از قيل
وقال گفتگو
آري بطرز اهل حال
بركني از
شخص تن گوش حمير
تا بفهمي
قصه نان پنير
نان حلوا
[.؟.] از سابقين گوش كن
نان پنير از لاحقين
هر طعامي
راست طعم معزه
هر كلامي
راست سوز غمزه
نان حلوا
گرچه شيرين تر
بود ليك
آن هم ني از و كمتر
بود
چرب شيرين
است او بس دلپذير نرم پوئين
است هم نان پنير
شيخ را مقصود
از او دنيا بود مر
مرا دنيا هم عقيا
بود
|
مؤلف |
عنوان |
|
محمد جعفر
بن صفرخان |
مراحل
السالكين در طريقه
تصوف و عرفان |
قطع
و اندازه : 5/10*5/15
شمارة
مخزن : 99/1 Перс
جلد
: چرمي به رنگ قهوه
اي با تذهيب نقوش
گل و گياه به صورت
برجسته .
در حاشيه يكي
از صفحات كتاب
، در پس از اصلاح
آيه اي از قرآن
كه در متن به اشتباه
نوشته شده ، تاريخ
1319 به عنوان تاريخي
كه آن تصحيح منظور
شده ، ذكر گرديده
است كه در هر صورت
نشان مي د هد ، تاريخ
نگارش متن كتاب
، قبل از اين تاريخ
بوده است . اين اثر
در بارة
تصوف و عرفان
و مراتب سلوك بوده
و به زبان فارسي
و در قالب نثر به
خط نسخ زيبا نوشته
شده است .
متن با مركب
مشكي و با قلم نازك
و سرفصل ها ( يعني
عنوان فصول) با
مركب قرمز نوشته
شده و بر بالاي
تمام عبارات عربي
( اعم از روايات
، احاديث و آيات
قرآن ) كه ذكر شده
است ، با مركب قرمز
خط كشيده شده است
. در داخل متن ، جاهاي
خالي وجود دارد
كه گويا كاتب ،
فراموش كرده و
يا فرصت نيافته
تا آنها را بعدها
با مركب قرمز بنويسد
( چون اين جاهاي
خالي مربوط به
زير مجموعة فصول
كتاب است ) . جاي اسامي
و عناوين فصول
نيز ، خالي ماند
است .
نسخه ، احتياج
به مرمت دارد و
ترتيب صفحات آن
نامرتب است . به
اين صورت كه صفحه
يا صفحاتي از آخر
كتاب ، مفقود شده
است و صفحات اول
، از شيرازه قديمي
كتاب كنده شده
و برخي از صفحات
همان بخش نيز موجود
نيست .
هيچ عددي دال
برشمارة صفحات
بر روي صفحه ديده
نمي شو د و فقط با
نوشتن كلمه آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ ، ترتيب
صفحات مشخص گرديده
است . با اين وجود
در برگه دان كتابخانه
192 صفحه نوشته شده
است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و داراي جدول ،
نقاشي ، تذهيب
نيست . عموماًخالي
از حاشيه است . اما
درحاشيه سه صفحه
از نسخه ، جملاتي
به قلم كاتب و با
مركب قرمز نوشته
شده و جملاتي كه
جا افتاده ، اضافه
شده است . يا در جايي
، آيه اي كه در نگارش
آن اشتباهي رخ
داده است ( مثلاً
به جاي «سينزيهم
آياتنا في الافاق
» ، « سنريهم آياتنا
في الافاق » ذكر
شده ) در حاشية همان
صفحه و همان سطر
، تصحيح كرده است
.
هر صفحه داراي 12سطر است
.
عبارات آغازين
نسخه :
« حمد
و سپاس معبوديرا
سزاست كه در خانقاه
ايجاد قامت قابليت حضرت
انسانرا بكسوت بشريت
آراست و تارك مباركش
بتاج و لقد كرمنا
بني آدم پيراست
. سراپاي اهل دلرا
مظاهر انوار و
محال اسرار و بقاع
قلوب عشاق عاري
از نفاق را تكيه
گاه خويش ساخت
سبحانه
من ظهر في بطونه
و بطن في ظهوره
كدام سالك
طريق شريعت از
وادي طريقت بسرمنزل
حقيقت رسيد كه
خضر توقيق
ويشراهبر نبود كدام
قلندر منش مسافر
مرحله فناي في
الله قدم بباديه
لقاي بالله نهاد
كه قايد لطفش هم سفر نبود
زهي ذات مقدسكه در ميكده
معرفتش عقل كل
از جرعه جام ما
عرفناك حق معرفتك
مدهوش و ….
»
در ادامه ،
پس از حمد آفريدگار
و سلام و صلوات
بر رسولش ، مؤلف
نوشته است :
« … كلماتي است كه
باصرار و درخواست
بعضي از اخوان
في الله و مطيعين
لأمرالله از اين
معتكف سراچة حرمان
محتاج بغفران حضرت سبحان
، محمد جعفر بن
صفرخان تغمده
الله بالغفران
بيان رسيد . اگر
چه اين قليل البضاعه
بمراتبيكه در اين
رساله من البدايه
الي النهايه معروض
شده است موصوف
نيست ليكن چون
الحاح ايشان زياده
شد استخاره و استجازه
از حضرت ملهم الصواب نموده اشاره باسخاف
ملتمس بنوعي رسيد
كه تخلف از آن ميسر
نبود لهذا كميت
خامه تيز تكي نمود
. اميد كه بحكم صحيفه
لا
تظنّ بكلمه خرجت
من اخيك سراً و
انت تجدّ لها للخير
محملاً
همواره باصلاح آن
كوشيده چون اين
مختصر مشتمل بر
مراتب سلوك بود
مسمي بمراحل السالكين
نمود محتوي بر
فصول كثيره گرديد
و الله الموفق
و هوالمعين . »
عبارات پاياني
نسخه :
« در هر باب
وظايف تجرد و تفرد
را مسلوك داشته
در عتبات عرش درجات
والا حضور و منظور
نظر حقانيت منظور
شده چندين اربعين
را بملازمت حضور
و مواظبت ذكر مدام
و فكر دوام قيام
و اقدام نموده
مورد امتحانات
لاريبيه طريقه
حقيه خيرالانام
كرديد و بجميع
اطوار و اخلاق
او را بميزان تحيق
سنجيده آثار كمال
از ناحيه احوال
او بمنقبه ظهور رسيده والحق برفص
موتوا
قبل ان تموتوا
او را
از جميع رزايل
دنيه و نفانيه
مرده [.؟.] »
كتاب با اين
عبارات ناقص ،
به انتها مي رسد
. اين كتاب كه معلوم
نيست چند صفحه
از آن مفقود شده
، داراي بيست و
چهار فصل است . فصولي
كه موجود هستند
، عبارتند از :
فصل ششم
: در بيان و تعلق
روح بغالب انسان
« … و مثال تعلق انساني
بقالب و آفات آن
چنان است كه
تمثيل
شخصي تخمي
دارد كه اگر بكارد
و پرورش بدهد يكي
صد تا هفت صد مي
شود و اگر آن تخم
بكارد هم چنان
از آن نوعي انتفاع
توان گرفت و ليكن
چون تخم در زمين
اندازد و پرورش
ندهد خاصيت آن
خاك است كه تخم را بپوساند
و آن استعداد كه
در وي بود باطل
كند . پس تخم روح انساني
را پيش از آنكه
در زمين قالب اندزد
استعداد كلام حق
حاصل داشت چنانچه
از عهد الست بربكم
جواب باز داد و
اهليت جواب بلي
بازنمود ….
» فصل
دهم در بيان تربيت
نفس و معرفت / فصل يازدهم
در بيان تصفيه
دل بر قانون شريعت
. فصل دوازدهم
در بيان تجليه
روح بر قانون حقيقت
( كه بسياري از صفحات
آن مفقود شده است
) / فصل سيزدهم
در بيان احتياج
به شيخ در تربيت
انسان و سلوك راه
/ فصل چهاردهم
در بيان مقام شخصي
و شرايط و صفات
آن / فصل
پانزدهم در بيان شرايط
و صفات مريدان
و آداب آن / فصل شانزدهم
در بيان ذكر پوشيده
و پنهان /
فصل هفدهم در
بيان شرايط ذكر
كردن / فصل
هجدهم ( كه خالي
و نانوشته مانده
است ) در بيان وقايع
غيبي و فرق ميان
خواب و واقعه / فصل نوزدهم
در بيان مشاهده
و انوار و منزلت
آن / فصل بيستم
در بيان مكاشفات
و انواع آن / فصل بيست
و يكم در بيان تجلي
ذات خداوندي ( كه
پس از توضيح تجلي
،آن را بر دونوع
تجلي ربوبيت و
تجلي الوهيت تقسيم
كرده است ) / فصل بيست
و دوم در بيان وصول
به حضرت خداوندي
/ فصل بيست
و سيم در تحقيق
انسان كامل / فصل بيست
و چهارم در ذكر
خرقه متصوفه ( در
اين بخش ، سلسله
عرفاي « يسويه » را
ذكر مي كند : « … بدانكه صاحب
مجملي رحمه الله
گفته است اينكه
سيد علامه رحمه
گفته است صاحب
كشف حقيقي حكايت
كرده است اينكه
شيخ جنيد رحمه
الله پوشيده است
از خال خود سري سقطي
و او پوشيده است
از شيخ معروف كرخي
و او پوشيده است
از امام همام حضرت
علي بن موسي الرضا پس گفته است
كه از براي اين
مقام در امر وصول
تصوف دو طريق است
يكي نسبت صحبت
و ديگري نسبت خرقه
. اما نسبت صحبت
پس از شيخ و سيد
من شيخ اسلام محمد
بن حمويه رضي الله
عنه و صحبت او بود
با خظر (ع)
[عين
عبارت] و اما نسبت خرقه
پس بدرستيكه پوشانيده
بود او را ركن اسلام
ابن علي فارقدي
و او از قطب وقت
ابن علي كوكاني
و او از استاد ابي
عثمان مغرپي و
او از شيخ حرام
ابي عمر زجاپي
و او از سيد طايفه
ابي القاسم جنيد
و او از سري سقطي
و او از ابي محفوظ
معروف كرخي . »
)
در آغاز كتاب
اين عبارت با مركب
سياه ، قلم ريز
و به خط دستنويس
نوشته شده است
« اين كتاب را ميگويند
تأليف ملا
سلطان علي گنابادي
است » .
|
مؤلف |
عنوان |
|
اسرار
( تخلص شاعر ) |
ديوان
شعر اسرار |
تاريخ
كتابت : سال 1293
قطع
و اندازه : 8/9*5/15
شمارة
مخزن : 389/1 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
صورتي و
بدون تذهيب .
اين اثر به
خط شكسته و با قلم
بسيار ريز ( تمام
متن با مركب سياه
) نوشته شده است
. هر چند كه مرمت
شده اما احتياح
به مرمت دارد . چون
برخي از صفحات
، از شيرازة كتاب
كنده شده كه در
نتيجة آن ، برخي
از صفحات اول مفقود
شده است . كاغذ كتاب
، بسيار نازك ،
كاهي و شكننده
است .
صفحات ، مرتب
است . غير از صفحة
آغازين ، چند صفحه
از ابتداي كتاب
مفقود شده اما
در كل ، ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . ( طبق
برگه دان كتابخانه
، اثر داراي 234 صفحه است
) .
صفحات سفيد
و نانوشته دارد
. به اين صورت كه
در بعد از پايان
ديوان اشعار ،
چند صفحه وجود
دارد كه در يكي
از آنها طرز تهية
برخي از دارو ها
تجويز شده است
. سپس در انتها ( يعني
در بيست صفحة آخر
كتاب ) ، اشعاري
از سعدي ، حاجي
ملا احمد موالي
، ملا رومي ( جلال
الدين مولانا
) خواجه انصاري
، واله بخارا ،
هلالي ( سه رباعي
) ، سلطان يعقوب
تركمان ( يك رباعي
) ، خيام (كه بخش هايي
از آن ، بوسيله
موريانه خورده
شده است ) كتابت
يافته است . شكل
نگارش اين ابيات
به گونه اي است
كه حالت تزئين
صفحه را دارد و
با نظم خاصي نوشته
شده است . در پايان
شعر هايي كه به
خط شكسته از ملاي
رومي خوشنويسي
شده ، اين تاريخ
به چشم مي خورد
: « سنه 1281 » .
صفحات داراي
نقاشي ، تذهيب
و حواشي نيست و هر صفحه داراي
11 سطر است
.
داراي نقش
مهراست : در اولين
صفحه و برخي از
صفحات ابتداي كتاب
، مهر برجستة بيضي
شكلي وجود دارد
كه در آن عدد 1865به
لاتين درج شده
است . غير از اين
، در صفحه اول ،
مهري با مركب سياه
به شكل مربع زده
شده كه در آن نوشته
شده است : « رحيم العبد
محمد »
اين ديوان
، مركب از اشعاري
در تمامي قالب
هاي معمول است
. چندين تركيب بند
بلند نيز در بين
اشعار ديده مي
شود .
عبارات پاياني
نسخه :
«
تمه الكتاب بعون
الملك الوهاب في
يوم يكشنبه [.؟.] دويم
صفر المظفر سنه
1293 »
|
مؤلف |
عنوان |
|
واصفي خراساني
|
بدايع الوقايع |
قطع
: 5/12 * 20
شمارة
مخزن : 57/2 Перс
نوع
جلد : مقوايي با
جلد قرمز
اين
نسخه داراي يك
كتاب است كه به
خط نستعليق نوشته
شده . متن با مركب
سياه و عباراتي
چون نظم ، شعر ،
رباعي ، بيت ، قصيده
و اسامي خاص با
مركب قرمز نوشته
شده است . بر بالاي
جملات و عبارات
عربي با مركب قرمز
خط كشيده شده است
.
نسخه هر چند
كه مرمت شده و صفحات
آن مرتب است اما
بسياري از صفحات
از بين كتاب ، مفقود
شده و صفحه يا صفحاتي
از انتهاي آن مفقود
گرديده و ناقص
الاخر است.
در اين
نسخه ، با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ ، ترتيب صفحات
مشخص گرديده است
و هيچگونه عددي
و يا حروفي دال
بر ترتيب صفحات
وجود ندارد . با
اين وجود ، در برگه
دان 188 ص ذكر شده است
.
نسخه هيچ
گونه صفحة سفيد
و نانوشته ندارد
و داراي جدول نيست
و منقش و داراي
تذهيب نيست و هر
صفحه داراي 13 سطر
است .
نسخه فاقد
حاشيه نويسي است
. در ابتداي نسخه
، يك مهر دايره
اي قرمز رنگ ديده
مي شود كه در حواشي
آن چند حرف به الفباي
روسي و داخل و وسط
آن ، حروفي به الفباي
عربي ديده مي شود
و سال 1341 نيز كاملأ
مشهود است ( چنين
به نظر مي رسد كه
اين ، مهر صاحب
نسخه بوده است
) . همچنين در بالاي
يكي از صفحات آخر
كتاب ، يك مهر مربعي
شكل با جوهر مشكي
وجود دارد كه عبارت
«اسمعيل ابن محمد
» در آن منقوش است
.
در برخي از
عبارات ، اغلاط
املايي وجود دارد
و متن ، فاقد مقدمه
است .
عبارات
آغازين نسخه :
« حمد
و سپاس بيعدد پادشاهي
را سزد كه بدايع
وقايع امور بني
آدم را بروز نامچه
نويسان [.؟.] الاكاتبين
يعلمون ما[.؟.] تفويض
فرمود و صلات و
صلوات ناهيات نثار
مرقد معطر و روضة
منور حضرت رسولي
كه از براي تسلي
خاطر عاطرش واقعات
و واردات انبياي
ماتقدم را بحكمه
وكلا نقص عليك
من انباع الرسل
ما ثبت به فوادك
و جاءك في هذه الحق
و موعظته و ذكري
للمتقين و غرايب
حكايات نبي و نبات
آدم را بمقتضاي
و لا رطب و ل يابس
آلا في كتاب مبين
بر صحايف غيبي
و صفايح لاريبي
ثبت نمود .»
عبارات
پاياني نسخه :
« ... و
حركاتي مي نمود
كه حاضران مجلس
نزديك بان ميرسيد
كه از خنده بيهوش
شوند و آن ديگر
مثل ماتم زده [.؟.]
بودي كه گويا تمامي
قوم و قبيلة او
را قتل كرده اند
مشاهده وي بيشتر
موجب [ مابقي
متن در صفحه يا
صفحات ديگر بوده
كه مفقود شده است]
.
مؤلف
رويدادهاي مهم
زمان خود ( احتمالأ
اوايل قرن دهم
هجري ) و نيز ديدار
خويشتن با شعرا
و علماي هم عصر
را شرح داده است
. وي در يكي از اين
صفحات آورده است
: « ... چون چشم او
بر من افتاد ، گفت
اي واصفي نام تو
زين الدين محمود
است و عاقبت كار
تو نيز محمود خواهد
بود ترا حالات
عجيبه و امور غريبه
بسيار در پيش است
عنقريب بوالايت
[ عين عبارت] ماوراء
النهر خواهي رفت
و به پادشاهان
و ارباب حشمت و
اصحاب شوكت مخالطت
و مجالست خواهي
نمود . »
برخي از شعرهايي
كه نويسنده از
ديگران نقل كرده
، كاتب به صورت
نثر و پشت سرهم
نوشته بطوري كه
تشخيص آن ها از
متن منثور ، مشكل
است ، با اين ويژگي
كه در آخر هر مصرع
، چهار نقطة لوزي
شكل گذاشته است
.
در اين
كتاب ، از جنگ ميرزا
بابر با عبيدا...
خان در كوه ماغيان
، خواجه مولانا
اصفهاني ، كوجكونچي
خان ، مولانا محمد
خوارزمي ، مولانا
سلطان علي محتسب
، مولنا سعد ا... ساغرچي
، مولنا عبدالحميد
منشي ، خواجه شاه
محمد ، ذكري به
ميان آمده است
. در اواسط كتاب
، مطلبي با عنوان
« گفتار
در مناظرة اين
كمينه بخواجه يوسف
ملامتي كه وزير
خان اعظم كوجكونچي
خان بوده » درج گرديده است
.
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
جُنگ
|
قطع
: 12* 19
شمارة
مخزن : 60/2 Перс
نوع
جلد : مقوايي با
روكش پلاستيكي
به رنگ قرمز .
متن
با خطي نستعليق
بسيار ناخوش و
عموماً با مركب
مشكي نوشته شده
و شماره گذاري
صفحات با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
، مضافاً اينكه
در گوشة صفحات
با مداد با اعداد
لاتين شمارة صفحات
درج گرديده كه
احتمالأ در زمان
مرمت اين كار صورت
گرفته است . در برگه
دان تعداد صفحات
400 صفحه عنوان شده
است . صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و داراي جدول نيست
( غير از چند صفحه
اي كه داخل آنها
، دعاهايي درج
شده است .) تعداد
سطور صفحات ، متفاوت
است (16 تا20 سطر ) . هيچ
گونه مهري ندارد
و در متن و حواشي
اغلاط املايي وجود
دارد .
در ابتداي
كتاب ، فرايض مربوط
به طهارت ، غسل
، نماز، شرايط
فرض شدن زكوه ،
در بيان مصارف
زكوه ، فرايض روزه
، فرايض خوردن
، مطالبي به خط
ناخوش و به زبان
فارسي ذكر شده
است . پس از آن ، ذيل«
طريقة ختم
خواجه هاي بزرگوار
اينست » ، چنين آمده :
« اول
خواجه يوسف همداني
دوم خواجه عبدالخالق
عجدواني ، سيوم
خواجه بهاء الدين
نقشبندي چهارم
سلطان بايزيد بسطامي
پنجم شيخ ابوالحسن
خرقاني اين پنج
كس صاحب ختم اند
. هر كه اين ختم را
بكند خداي تعالي
هزار يك حاجت او
را برآوردة خير
گرداند . ختم اين
است اول بارواح
خواجگان فاتحه
خواند و صد بار
صلواه بارواح حضرت
رسول اكرم فرستد
بعده [ عين عبارت
] هفت بار فاتحه
خواند و هفتاد
نه بار الم نشرح
بخواند مع بسم
الله بعده هزار
يك بار سورة اخلاص
بخواند مع بسم
الله و در آخر ختم
، باز هم هفت بار
فاتحه بخواند و
صد بار ديگر صلواه
فرستد بحضرت رسول
الله عليه و سلم
سه روز نگذرد كه
مرادش حاصل شود
و اگر نشود بر صاحب
ختم لعنت كند و
هر كه شك آرد كافر
گردد نعوذ بالله
، شرط ختم اينست
اول دو ركعت نماز
گذارد و ...»
در ادامه ،
قصيدة نسبتأ بلندي
به زبان عربي آمده
كه ترجمه و توضيح
آن ابيات به صورت
نظم در صفحة مقابل
آن ، نوشته شده
است . اشعار عربي
با خطي خوش و به
شيوة نسخ ( برخلف
متن فارسي كه ناخوش
است ) نوشته شده
و احتمالأ كاتبين
آنها متفاوتند
.
در ابتداي
اين قصيده ، در
بارة قصيدة مذكور
كه حالتي چون مناجات
دارد ، توضيحاتي
در قالب نظم بوزن
مثنوي درج گرديده
كه ابيات ابتدا
و انتهاي آن ، چنين
است:
چنين گفته اند
[.؟.] استاد بروح
پاك ايشان نور
حق باد
كه بود اندر
زبور حي سبحان مبارك نسخه
اندر ان جان
بس اين را نظم
كرده ابن عباس
كه او در
علم دين بود افضل
الناس
[.؟.]
اگر كشتي به
دريا مانده باشد
روان گردد
چو اين را خوانده
باشد
اگر از آسمان
باران نبارد بسوي آسمان
دستها برآرد
كه خواند ايندعا
ابري برآيد كه از وي
هر طرف آبي بر آيد
دگر باران
ز باريدن نماند بماند ايندعا
باز چون خواند
كسي را حزن
اگر رخ داده باشد بدان نيت
بخواند رسته باشد
اگر چه طالب
فرزند باشي به روز جمعه
خواني شاد باشي
بهر نيت كه
خواند ايندعا را روا گردد
هميشه حاجات او
را
اگر استاد
اين را باز خوانيم
ز مقصوديكه
دارم باز مانم
بخوان مسكين
تو اكنون ايندعا
را بگو تو
معني اين منظومه
ها را
ابيات آغازين
قصيدة عربي ، چنين
است :
يقول العبد جل
الله ربي اناالجبار فاطلبني
تجدني
انا الموجود
فاطلبني تجدني
فان تطلب
سوي لم تجدني
ابيات و جملة
پاياني قصيدة مذكور
چنين است :
انا
الوهاب يا عبدي
سريعأ و
في الخلق فاطلبني
تجدني
اناالفرد
المدبر فوق عرش
بلا تكيف
فاطلبني تجدني
و يا
عبد الذي يرزقك
الي وجود
اواسعأ اصلأ تجدني
تمت
القصيده الربوبيه
؛ آمين يا رب العالمين
سنه 1257
در ابتداي
ترجمة فارسي اين
ابيات ، از كتاب
« غياث اللغات» مطالبي
در بارة امراء
القيس ذكر شده
، مبني بر اينكه
افصح شعراي عرب
بوده و ... .
در ادامه ،
مطالب مختلف ومتنوعي
در بارة طرز تهية
داروهاي سنتي ،
دعانويسي ، داستانها
و روايات مختلف
از ائمه و امامان
و ... نوشته شده است
.
در بخشي
ديگر از اين كتاب
، كتاب ديگري وجود
دارد كه پس از حمد
و ثناي خداوند
آمده است :
« ... و بعد هي گويد
[ عين عبارت ] محرر
اين تركيب و مقرر
اين تراتيب العبد
الفقير الي الله
الغني اسماعيل
ابن لطف الله الباخرزي
اصلح الله تعالي
شانه و صانه عما
شاء نه فاضلان
روزگار و كاملان
نامدار از تصانيف
بسيار و تأليف
بي شمار و مراسلات
متكاثره و مكاتبات
متواخره بالفاظ
فارسي تصنيف فرموده
بوده اند و در اثناي
آن الفاظ متكلمة
كلمات مفضله مندرج
ساخته و اكثر اهل
زبان و ابناي دوران
از ادراك آن عاجز
و از فهم آن قاصر
گرديدند بنابرآن
واجب نمود مختصري
مضبوط و رسالة
مربوط مسمي به
خلاصه اللغات
و تفسير المشكلات
ترتيب داند كه
كثيرالوقوع است
بعدد و حروف تهجي
مشتمل بر بيست
و هشت كتاب و هر
كتاب مبوب است
بر سه باب .»
سپس با « كتاب
الهمزه باب الهمزة
مفتوحه » آغاز شده و با « كتاب
الياء باب الياء
المفتوحه » اتمام مي يابد
.
در پايان
كتاب ، آمده است
: « تمت
هذه النسخه الشريفته
الميمونه المباركته
المسمي بخلاصه اللغات
و تفسير المشكلات
في شهر المباركه
رمضان شريف في
يوم الخمسه و في
وقت الضحي من يد
احقر العباد امت
محمد كمينه صالح بن
محمد مراد في تاريخ
1291 الف و مائتين و
تسعون واحدي . »
متن با خط بسيار
ناخوشي نوشته شده
و داراي حواشي
است . گمان مي رود
كه قطع كتاب بزرگتر
از اين بوده باشد
. چون بخش هايي از
تمام حواشي كتاب
، پاره شده است
.
در ادامه
، طرز تهية برخي
از داروهاي سنتي
، در بارة هفتاد
و سه و هفتاد و دو
فرقه ( به نقل از
كتاب « غياث اللغات»
) و مطالبي متفرقه
ذكر شده است .
پس از آن
، بخشي با عنوان
« شجرة
تركمانيه » ( اوغوزنامه
) به زبان تركمني
درج گرديده كه
به شجرة تركمنها
پرداخته شده است
. در اين نسخه ، آمده
است كه نسل تركمنها
به يكي از شش فرزند
اوغوزخان مي رسد
و اوغوزخان نيز
نسل اش به حضرت
آدم مي رسد . همچنين
در اين شجره ، آمده
است كه اوغوزخان
همعصر با كيومرث
است . اين متن با
خط بسيار ناخوشي
نوشته شده است
.
اسامي خاص
در اين متن با مركب
قرمز نوشته شده
و يا بر بالاي آنها
خط كشيده شده است
.
هيچ نام و
نشاني از نويسنده
و يا مؤلف و تاريخ
نگارش ، درج نشده
است .
در ادامه
، متن خطبه هاي
نماز جمعه ( به زبان
عربي ) درج شده است
. همچنين مواردي
در بارة نجوم و
پيش بيني اوضاع
آب و هوايي و تأثير
آن بر وضعيت جامعه
و اقتصاد و خلقيات
مردم ذكر شده است
( به نقل از خواجه
ابوالحكيم ترميزي
كه صدوبيست و پنج
سال عمر كرده و
...)
در انتهاي
كتاب ، روايتي
از امام جعفر صادق
(ع) به زبان تركي
ذكر شده است مبني
بر اينكه « وقتي خداي تعالي
حضرت آدم را از
بهشت بيرون راند
، حق تعالي به جبرئيل
دستور داد كه زراعت
را به آدم ياد بدهد
.»
غير از ناخوش
بودن خط ، مركبهاي
متن قبل از خشك
شدن به هم چسبيده
است يطوريكه به
سختي مي توان آن
را مطالعه كرد
.
|
مؤلف |
عنوان |
|
سليمان حسيني
يزدي فشادي |
گلزار اسرار |
قطع
: 5/12 * 20
نوع
جلد : مقوا به رنگ
مشكي ، بدون تذهيب
شمارة
مخزن : 85/2 Перс
اين كتاب
به نظم است و تمام
ابيات با مركب
مشكي نوشته شده
ولي بسياري
از عبارات كتاب
به دليل اينكه
به هنگام بسته
شدن كتاب ، به هم
چسبيده اند و در
محل نامناسبي نگهداري
شده است ، ناخوانا
هستند . ترتيب صفحات
مرتب و شمارة صفحات
به صورت عددي در
بالاي هر صفحه
درج شده است. صفحات
عاري از جدول ،
نقاشي و يا تذهيب
است . تعداد سطور
هر صفحه بين 15 تا
17 متفاوت است . اثر
داراي 300 صفحه است
و 7 صفحة اول كتاب
، سفيد و نانوشته
مي باشد. نسخه داراي
حواشي به زبان
فارسي نيز است
به اين ترتيب كه
كاتب ابياتي را
كه مي خواسته به
متن اضافه نمايد
، در حاشة همان
صفحه نگاشته است
. همچنين بر روي
برخي از عبارات
در متن نيز خط كشيده
شده و در حاشيه
، عبارات جديدي
نوشته شده است
.
عبارات
آغازين متن :
بنام تو اي
موجد هر پديد كه باشد
بقفل زبانها كليد
توئي مبدأ
فيض افصال وجود ز جود تو
موجود من في الوجود
عبارات پاياني
متن :
كنون كم كن
اي طير ناري خروش
ببحر تفكر
درآ شو خموش
بصحراي كثرت
چو ماهي بر آي بدرياي
وحدت چو ماهي درآي
ببحر معاني
چو غواص شو بنار اندر
آسمان اخلاص شو
چو كردي بدرياي
توحيد غرق شعاعت شكافد
هوا را چو برق
چو در بحر واصل
شدي شو خموش بسان صدف
هان تو در صمت كوش
كه پر دُر ز
نيسان رحمت شوي
ز حكمت
سراپا محبت شوي
ببحر تفكر
ببر سر فرو صدف وار
دل كن پر از مهر
او
اين اثر كتابي
است به خط نسخ و
نستعليق معمولي
در بارة تاريخ
و اعتقادات بابيه
كه به نظم است . تاريخ
كتابت و نام كاتب
مشخص نيست . [ در برگه
دان قيد شده است
كه اين كتاب در
بارة بهائيت نگاشته
شده است .]
در اين كتاب
، شاعر پس از بيان
اوصاف و حمد خداي
تعالي ، مي نويسد
:
ز مشك ايقلم
بهجت انگيز شو
بشيرين
زباني شكر ريز
شو
سبب را بيان
كن گزين نامه چيست
باين رنه
ام ره نماينده
كيست
[ فاصله ]
بتريز ماندم
زماني دراز بديدم بسي
اهل اسرار و راز
حكيمان كامل
كه ناقص بسي ز انفاسشان
كشت كامل كسي
ز كشف حقايق
دقايق عيان نمودند
بر سالكان رايگان
چو درك فيوضات
منظور شد نمودم بقدري
كه مقدور بود
فراقم ز هر
يك فتاد اتفاق
دلم شرحه
شرحه شد از اشتياق
برفتند وزيشان
سخن ماند ياد روانهايشان
تا ابد شاد باد
چو در دل شد
افكارشان چون سراج ز
اذكارشان يافت
نطقم رواج
چو نطقم فروغي
از ايشان گرفت تسلي باو
دل پريشان گرفت
بهر جا نشستيم
با دوستان چو در بزم
يا باغ يا بوستان
نمودم حكايت
از ايشان چو من نشاطي در
آمد در آن انجمن
خريدار بس
راستانم شدند طلب كار
آن داستانم شدند
مكرر نمودند
خواهش ز من رقم آرم
از حادثات زمن
دهم شرحي از
وضع حالات خويش
بنظم آورم از
وقاعات پيش
بعد توضيح
مي دهد كه يكي از
دوستانش به نام
صادق با نوشتن
نامه اي ، از او
خواسته است تا
اين شعرها را بنويسد
. شاعر ابتدا نمي
پذيرد .
بديدم كه چون
نام خود صادق است
بنشر مطالب
بجان شايق است
و ليكن چو از
ذوق خود آن مجال
نديدم
نمود اين بطبعم
محال
باو پاسخي
داده شد اين چنين
كه اي كشتة
مجذوب اسرار دين
كلام مرا مشتري
جز تو نيست حبيبا باين
خواهش خودمايست
تو چيزي شماري
مرا ليك خويش بدانم نباشم
خود از هيچ بيش
شماري مرا
اندر اين فن دلير قياس دلير
از مخوفي مگير
تو كار كبير
از صغيري قياس
نمايي
و زانم من اندر
هراس
اما با
اين وجود :
ولي دست از
خاهشش برنداشت مفصل دگر
نامة بر نگاشت
غير از صادق
، شخصي ديگر به
نام خان ميرزا
رضاقلي - كه ظاهرأ
دكتر بوده - نيز
از او چنين خواهشي
كرده :
كه از شرح احوال
خود بر نگار مفصل كه
در فرقت آيد بكار
از آن دوستانيكه
هستند دور ز تو بيخبر
هم ز وضع امور
نگارنده
در ادامه ، نوشته
است كه باز هم سرودن
اين اشعار را به
زمان ديگري موكول
كرده و بالاخره
:
پس از چندي
آمد بتبريز باز برويم دري
كرد از راز باز
قدم رنجه فرمود
روزي ز قهر بخلوت سرايم
بر افروخت چهر
و
به اين ترتيب ،
باز هم از وي خواسته
شده است تا بنگارد
، پس :
بديدم كه گردد
ز عذرم ملول نمودم ز جايش
در آندم قبول
بمن آن مطالب
چو از مهر بود بانشاء اين
نامه رغبت فزود
پس از آن در
بارة فروتني خود
و اينكه از عيب
ها و اشكالاتي
كه در شعرهاست
، خواننده ملول
نشود و به اين ترتيب
از صفحة 18 ، اصل مطلب
آغاز مي شود :
بسي سير كردم
در ايران و روم بديدم ز
هر فرقه ز اهل علوم
[ و ... ]
ز هر فرقه مطلبي
يافتم بحفظش
بتعجيل بشتافتم
[ ... ]
حكيمي بتبريز
از اهل راز برويم در
معرفت كرد باز
نديدم در او
در جهان راست دوست ز معني اگر
بهره ام هست از
اوست
در اين موقع
از نام او بگذرم
كه وصفش
دگر جا زنده آورم
و به اين ترتيب
، كتاب با شعرهايي
در بارة تاريخ
و اعتقادات بابيه
، ادامه مي يابد.
|
مؤلف |
عنوان |
|
عزيز ابن
محمد نسخي |
مقصد الاقصي
– راه شناخت حقيقت
از نقطه نظر تصوف
، و عبارات و اصطلاحات
صوفيان |
قطع
و اندازه : 3/13*20
شمارة
مخزن : 11/2 Перс
جلد
: مقوايي ، رنگ جلد
مشكي ، داراي
تذهيب نيست .
اين اثر به
زبان فارسي و در
قالب نثر و به خط
نستعليق خوش نگاشته
شده . تمام متن با
مركب سياه و با
قلم ريز و نازك
نوشته شده ولي
در برخي از نقاط
متن ، جاهاي خالي
وجود دارد كه عناوين
فصول و مواردي
نظير آن كه احتمالاً
با مركب قرمز بايستي
نگاشته مي شده
، نوشته نشده است
( در همان ابتداي
صفحه يعني در پائين
برگ اول ، عبارت
فصل اول به معناي
اين كه صفحة بعد
با آن عبارت آغاز
شود ، نوشته شده
و حتي جاي خالي
نيز در ابتداي
صفحة بعد گذاشته
شده اما چيزي در
آن درج نشده است
.)
نسخه ، مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است . ترتيب
صفحات با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . با اين وجود
در برگه دان كتابخانه
200 ص درج شده است .
چهار برگ از
انتهاي كتاب ،
سفيد و نانوشته
است . صفحات داراي
جدول نقاشي ، تذهيب
و حواشي نيست .
هر صفحه داراي
15 سطر است .
عبارات آغازين
نسخه :
«
الحمدلله رب العالمين
و الصلوه علي محمد
و اله الطبين اجمعين
چنين گويد اضعف
اضعفا و خادم الفقرا
عزيز ابن محمد
النسفي كه جماعت
درويشان (كثرهم
الله تعالي ) ازين
بيچاره درخواست
كردند كه در معرفت
ذات خدايتعالي
و صفات و افعال
او در معرفت ولايت
و نبوت ودر معرفت
ظاهر و باطن انسان
و مبداء و معاد
انسان كتابي جمع
كنم و در اول كتاب
بيان كنم كه رونده
كيست و راه چيست
و منزل چند است
و مقصد كدامست
و ديگر بيان كنم
كه شريعن و طريقت
و حقيقت چيست و
انسان كامل كدامست و ديگر بيان
كنم كه صحبت چيست
و سلوك چيست . در
خواست ايشانرا
اجابت كردم و از
خدايتعالي مدد
خواستم تا از خطا
و ذلل نگاه دارد
.»
پس از كتاب
مقصد الاقصي ،
كتابي ديگر با
همان دستخط آغاز
مي شود كه عبارات
آغازين آن چنين
است :
« الحمد
لله رب العالمين
و صله الله علي
محمد و آله اجمعين
چنين گويد شيخ
دفينه عزيز بن
محمد النسفي رحمه
الله كه جماعت
درويشان از اين
بيچاره در خواست
كردند كه بيايد
كه بيان كني كه
حقيقت بهشت و دوزخ
چيست و حقيقت و
ناخوشي چيست و
بهشت و دوزخ چند
است و كدام بهشت
بود كه آدم و حوا
در آن بودند و كدام
درخت بود كه چون
بدان درخت نزديك
شدند از آن بهشت
بيرون آمدند . درخواست
ايشانرا اجابت
كردم و از خداوند
تعالي مدد خواستم
ايدرويش پيش از
اين ، آدم و حوائي
بوده است و قصة
ايشان معروف و
مشهور است و حاليا
درما بنقد آدم
و حوائي هست و بعد
از اين بهشت و دوزخي
خواهد بود و قصة
آن هم معروف و مشهور
است و حاليا بنقد
در ما بهشت و دوزخي
هست اول آنچه در
ماست در اين رساله
بيان كنم انگاه
آنچه در بيرون
ماست در رساله
ديگر تقرير كنم
و ما توفيق الا
با الله عليه توكلت
»
كل رساله ،
12صفحه دارد و هر
صفحه داراي 15 سطر مي باشد
.
عبارات آخرين
صفحه از اين رساله
، چنين است :
« ايدرويش
، بيقين بدانكه
جمله آدميان از
پادشاه و رعيت
واز دانا و نادان
، عاجز و بيچاره
اند و به نامرادي
زندگاني ميكنند
. انبياء و اولياء
و ملوك و سلاطين
، بسيار چيزها
ميخواسته اند كه
باشد نميشد و بسيار
چيزها نمي خواستند
كه باشد
و ميشد [ فاصله
براي درج سرفصل
كه خالي است ] در بيان
نصيحيت ؛ ايدرويش هر بزرگي
هر بزرگي كه ترا
نصيحت كند بايد
كه قبول كني و از
خداي شنوي و هر
كه فرود تو باشد
بايد كه نصيحت
از وي دريغ نداريد
كه نصيحت قبول
كردن از بالاي
خود و نصيحت كردن
بفرود خود كاري
مباركست و فوايد
بسيار دارد و هر
كه نصيحت بزرگان
قبول ميكند علامت
نيكبختي است و
ديگر بايد كه صحبت
با نيكان و دانايان
داري از صحبت بدان
و جاهلان دور باشي
كه صحبت بزرگان
اثرهاي قويدارد
و خاصيتهاي عظيم
دارد . ايدرويش
اين همه رياضت
و مجاهدت و اينهمه
آداب و شرايط بيشمار
كه در ميان صوفيانست
، از جهه آنست كه
تا سالك شايسته
صحبت دانا گشت
كار سالك تمام
شد . هر سالكي كه
شايسته صحبت دانا
گشت يكروز بلكه يكساعت
در صحبت دانا باشد
بعتر از آن بود
كه صد سال دانا
باشد و رياضات
و مجاهدات كند
كار صحبت دانا
دارد تمام شد منزل
چهارم و اهل تصوف
در اين منزلند
و الحمدلله رب
العالمين »
سپس بهشت و
دوزخ و آدم و حوا را
از نظرگاه عرفاني
تفسير كرده است.
در ادامة كتاب
، رساله اي ديگر
از همين مؤلف در
5/12 صفحه با
همان دستخط كاتب
درج شده است :
عبارات آغازين
اين رساله :
« الحمدلله
رب العالمين و
العاقبه للمتقين
والصلوه علي محمد
و آله اجمعين درويشان
از اين بيچاره
درخواست كردند
كه بيايد كه بيان
كني اهل تصوف بيان
ذات و وجه و نفس
چون كرده اند و
بيان صفت و اسم
و فعل چه كرده اند
؛ درخواست ايشانرا
اجابت كردم و از
خداوند تعالي مدد
و ياري خواستم
تا از خطا و ذلل
نگاه دارد انه علي ما
يشاء قدير و با
الاجامه جدير
.
بدان
اعزك الله كه هر
فردي از افراد
مركب و هر فردي
از افراد بسيط
مجازي و هر فردي
از افراد بسيط
حقيقي ذات و وجه
و نفس دارند و صفات
و اسامي و افعال
دارند . ابتدا از
افعال مركبات كنيم
»
و به اين ترتيب
، به مسائل فلسفي
مي پردازد .
عبارات
پاياني اين رساله
چنين است :
« قال رب المشرق
والمغرب و ما بينهما
ان كنتم تعقلون
ايدروش فرعون قصد
اين سؤال ميكرد
تا موسي را پيش
قوم خجل كند فرعون
ميدانست كه از
ذات خبر نتوان
دادن . فرعون دانا
بود و خدايرا مي
شناخت و موسي را
ميدانست كه پيغمبر
است قال ان رسولكم
[.؟.] يا موسي ميگفت
كه من بزرگترم
از تو و تربيت خلق
از تو بهتر ميكنم
انا ربكم
الاعلي اعلي
دليلست
بر آنكه دعوي برزگتري
ميكرد نه انكار
موسي ميكرد والحمدلله
رب العالمين . »
رساله ديگري
از وي به خط كاتب
، در يك برگ آمده
است .
عبارات
آغازين اين رساله
، چنين است :
« الحمدلله
رب العالمين و
الصلوه علي محمد
و آله اجمعين بدانكه
اهل وحدت در منزل
پنجم و ششم اند
و اهل وحدت دو طايفه
اند يكطايفه
در منزل
پنجمند كه در
اين رساله تقرير
خواهم كرد . ايدرويش
طايفة از اهل وحدت
ميگويند كه وجود
بر دو قسم اند وجود
حقيقي و وجود خيالي
. »
عبارات
پاياني رساله
:
« فرق ميان اينطايفه
و اهل تصوف آنست
كه اهل تصوف عالم
را و اهل
عالمرا خيال و
نمايش ميگفتند
و ميگفتند و ميگفتند
كه عالم و اهل عالم
هر يكي حقيقتي
دارند اما وجود
خدايتعالي قديمست
و وجود عالم حادث
است و اينطايفه
ميگويند كه عالم
و اهل عالم جمله
بيكباره خيال و
نمايش است
و حقيقتي ندارد
. بدرويش خداي هنر
است . »
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
فرهنگ
فرانسوي به فارسي |
قطع
و اندازه : 3/10*70
جلد
: مقوايي با روكش
قرمز بدون تذهيت
.
اين
كتاب مرمت شده
و صفحات آن مرتب
است و ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . بااين
وجود ، در برگه
دان كتابخانه 282 صفحه قيد
شده است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي ، تذهيب
و حواشي است . تعداد
سطور در هر صفحه
، متفاوت است .
هيچ ترتيت
حروف الفبايي
( چه فارسي و چه فرانسوي
) رعايت نشده است
، اما از عباراتي
كه به فارسي نوشته
و معادل آن به فرانسوي
ترجمه شده ، چنين
بر مي آيد كه نبايد
قدمت زيادي داشته
باشد . بر خلاف آنچه
در عنوان آمده
، اين كتاب مخلوطي
از « فرهنگ عبارات
و اصطلاحات محاوره
اي » و «فرهنگ
لغت » مي باشد
و بيشتر به دفترچة
يادداشت شبيه است
و به نظر مي رسد
كه شخصي براي فراگيري
زبان فارسي و يا
فرانسه ، اين عبارات
را مي نوشته است
. برخي از عبارات
فارسي كه معادل
فرانسوي آنها نوشته
شده ، عبارتند
از : احوال شما خوب
است ؟ / اما قبله
عالم شكار رفته
است ( تشريف فرماي
شكار شده است ) / مي
خواهم بروم وزير
را ببينم / كدام وزير / آيا
ممكن شد كه با پادشاه
حرفي بزنيد / بلي
سركار / دخيلتانم
، هيچ از اين نگوئيد
/ التماس دارم كه
هيچ حرفي از اين
نزنيد . من ميتوانم
آنرا از حفظ ( ازبر
) بخوانم / سطرهاي
شما راست نيستند
/ خارجه آنرا دارد
/ و … .
در بخشي از
اين نسخه به طور
مثال در مقابل
عبارت « ديكته » چنين
آمده است : « بيان مطلب
از براي
اين كه ديگري تحرير
نمايد . »
|
مؤلف |
عنوان |
|
خواجه
شمس الدين محمد
– حافظ شيرازي |
ديوان
حافظ ( غزليات ) |
قطع
و اندازه : 5/13*19
شمارة
مخزن : 214/2 Перс
جلد
: داراي تذهيب است
اين اثر به
خط دستنويس و با
مركب سياه نگاشته
شده است . مرمت شده
و صفحات آن مرتب
است . ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . ( در
برگه دان كتابخانه 240صفحه قيد
شده است . )
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي ، تذهيب
و حواشي است . البته
در برخي از صفحات
، در كنار برخي
از ابيات و مصراع
ها ، صورت صحيح
كلماتي كه در مصارع
آمده ، به خط كاتب
، ذكر شده است
.
هر صفحه از
كتاب داراي 13سطر است
.
در اين كتاب
، حرف « گ »
به صورت « ك » آمده
و نقطه هاي برخي
از عبارات نيز
گذاشته نشده است
ابيات آغازين
نسخه :
الا يا ايها
الساقي ادركاساً
و ناولها كه عشق آسان نمود اول ولي افتاد
مشكلها
ببوي نافة
كاخر صبا زان طره
بگشايد زتاب
جهد مشكين اش چه
تاب افتاد بر دلها
سه غزل
آخر از اين اثر
، به گونه اي نوشته
شده اند كه در نظر
اول ، رباعياتي
به نظر مي رسند
. چرا كه شيوة كتابت
بيت آخر ( كه در اين
نسخه در
تمامي قطعات ،
زير هم نوشته
شده است ) در اين
سه غزل آخر رعايت
نشده است . غير از
اين ، در سه غزل
آخر ، هر دو بيت
، نزديك به هم نوشته
شده و در بين هر
دو بيت ، فاصله
آمده و شايد به
همين خاطر است
كه در برگه دان
كتابخانه ، « غزليات
و رباعيات » قيد شده است
.
اين سه
غزل با مطلع هاي
ذيل شروع مي شوند
:
بهيچ
وجه نخواهد فروغ
مجلس انس مگر بروي نگار
شراب انگوري
ب )
ايدل بكوي
عشق گذاري نميكني
اسباب جمع
داري ، كاري نميكني
ج )
بلبل ز شاخ
سرو بگلبانگ پهلوي
ميخواند
دوش درس مقامات
معنوي
آخرين غزل
كتاب :
ايدل بكوي
عشق گذري نميكني
اسباب جمع
داري ، كاري نميكني
جون كان
بدست داري كاري
نميزني بازي
بدست دار شكاري
نميكني
اين جونكه
موج ميزند اندر
جگر ترا در
كار رنگ بوي نگاري
نميكني
مسكين از
آن نشد دم خلعب
كه چون صبا بر خاك كوي
دوست ، گذاري نميكني
گر ديگران بجان غم جانان
خريده اند ايدل تو اين
معامله بازي نميكني
ترسم كزين
چمن نري استيل
گل گر گلشنش
تحمل فاري نميكني
اين غزل بدون
بيت تخلص ، درج
شده است
بلبل
زشاخ سرو بگلبانگ
پهلوي
ميخواند
دوش درس مقامات
معنوي
يعني
بيا كه آتش موسي
وقت گل
يااز
درخت نكتة توحيد
بشنوي
جمشيد
خبر حكايت جام
ايشان نبرد
ايخواجه
دل مبند بر اسباب
معنوي
در ابتداي
كتاب ، يادداشت
تملكي به خطي ناخوش
، قيد شده است با
اين عبارت كه : « اين
كتاب سعيد ايشان
»
در دو صفحه
اول از كتاب ( احتمالاً
به هنگام صحافي
و مرمت نسخه ) دو
دعايي كه به هنگام
تولد پسر و دختر
خوانده ميشود ،
ذكر شده است . [ با
درج اين مطلب به
زبان تركمني و
رسم الخط فارسي
كه دعاها به هنگام
تولد پسر يا دختر خوانده ميشود]
اين نسخه ( با
احتساب شعرهاي
ناقص كه آمده است
) 280 غزل دارد كه البته
برخي از غزل ها
، بيت مطلع ندارد
. مثلاًغزل « بر سر
آنم كه گر ز دست
بر آيد / دست بكاري
زنم كه غصه بر آيد
» غير از چهار بيت
، صفحه اي كه مابقي
ابيات غزل در آن
بوده ، مفقود شده
و حتي جاي بقاياي
كنده شدن صفحه
نيز بر شيرازة
كتاب مانده است
.
|
مؤلف |
عنوان |
|
بدبع الله
خان |
مختصر
جغرافياي عالم |
تاريخ
كتابت : 1341
قطع
و اندازه 5/10*7/16
شمارة
مخزن : 218/2 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پلاستيكي به رنگ
قهو ه اي و بدون
تذهيب .
اين كتاب در
قالب نثر و به زبان
فارسي به خط شكسته دستنويس
نگاشته شده است
. متن ( غير از چند
صفحه كه با مركب
بنفش نوشته شده
) با مركب مشكي و
برخي از اصطلاحات
به الفباي لاتين
و با مركب بنفش
نوشته شده است
.
صفحات ، مرتب
است و هيچ نوع عدد
و يا حروفي كه نشان
دهندة ترتيب صفحات
باشد ، وجود ندارد
و تعداد صفحات
آن نامشخص است
. ( حتي در برگه دان
كتابخانه نيز تعداد
صفحات مشخص نشده
است )
هشت صفحه از
صفحات اول ، داراي
جدول مي باشد و
چند صفحة سفيد
و نانوشته دارد
. صفحات داراي نقاشي
، تذهيب و حواشي
نيستند و تعداد
سطور در هر صفحه
متفاوت است اما
غالباً 15 سطر است
.
اين كتاب بيشتر
به يك دفترچة يادداشت
شباهت دارد . نويسنده
به هنگام نوشتن
معادل لاتين اصطلاحات
، از خطوط شكستة
زبان فرانسوي و
انگليسي استفاده
كرده است . كتاب
داراي چند بخش
است . مؤلف در ابتدا
در بارة معني جغرافيا
، تقسيمات علم
جغرافيا و اصطلاحات
جغرافيايي ، تقسيمات
و مشخصات زمين
بحث كرده و در ادامه
، به مبحث جغرافياي
سياسي رسيده است
. سپس ، در بارة تاريخچة
قاره آمريكا ،
جغرافياي آن قاره
و ويژگي هاي طبيعي
آن جا صحبت كرده
و در مبحث دوم ،
به جغرافياي اروپا
و در مبحث سوم به
جغرافياي عمومي
پرداخته است .
عبارات آغازين
نسخه :
« مقدّمات
اصليه در هيئت
:جغرافيا علمي
است كه در آن بحث
ميشود از اوضاع
سطح زمين و ساكنين
آن . زمين كوكبه
ايست مانند
ساير اجزاي فلكي
بشكل گلوله كه
در فضاي نامحدود
عالم متحرك است
.»
عبارات پاياني
نسخه :
در پايان اين
كتاب دستنويس بخط
بنفش آمده است
: « اين جزوه
جغرافي كه بهمت
و سعي آقاي بديع
الله خان حفظه
الله تعالي نوشته
شده در روز سه شنبه
دوازدهم شوال
1341 خاتمه يافت »
و نگارنده
، پائين اين عبارات
را امضاء نموده
است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
عبدالله
هاتفي |
ليلي ومجنون
به
انضمام « منشآت
» |
قطع
و اندازه : 12*5/19
شمارة
مخزن : 287/2 Перс
جلد
: مقوايي ، رنگ قرمز
، داراي تذهيب
نيست .
اين اثر به
زبان فارسي و در
قالب نثر و به خط
نستعليق و دستنويس
ناخوش و تمامي
متن با مركب سياه
نگاشته شده است
.
نسخه ، مرمت
شده و صفحات
آن مرتب است و ترتيب
آنها با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . داراي 114 برگ
است ( در برگه دان
كتابخانه 228 صفحه قيد
شده است )
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و داراي جدول ،
نقاشي ، تذهيب
و حواشي نيست و
هر صفحه داراي
13سطر است .
در صفحة اول
كتاب ، شخصي به
اندازه عرض كتاب
و با مركب سياه
، با نوشتن
نامش به لاتين
، امضا نموده است
.
نسخه داراي
چند كتاب است . به
اين ترتيب كه غير
از منظومة ليلي
و مجنون ، منشآت
( طريقة نامه نگاري
) در 32 برگ نيز آمده
است .
عبارات آغازين
نسخه :
اين نامه
كه خامه كرد بنياد
توقيع قبول
روزيش باد
طغراش بنام
پادشاهي كان راست جوعرش
بارگاهي
سلطان سرير
ملك هستي بنياد نه بلند
و پستي
دارندة
هفت كاخ افلاك
سازندة
آدم از كف خاك
عبارات پاياني
نسخه :
هست اين
هوسم كه بار ديگر
كوئيم در
ان چهار ديگر
باشد كه
خدا دهد مرادم
سازد بكمال لطف
شادم
مي بود هميشه
ذوق اينم گر خرمن
كنجه خوشه چينم
صد شكر كه
شد ميسر آخر اين بخت رسيد
بر سر آخر
اين نامه
نام بخش باقي جون يافت
سعادت كرامي
كردند ندا
ازين كهن دير احسنت احسنت
تمت الخير
كاتب پس از
پايان يافتن كتابت
اشعار ، چنين سروده
است :
عذرم كه
قلم شكسته سر بود
خاطر ز قلم
شكسته تر بود
هر كه خواند
دعا طمع دارم
زانكه من
بنده گناهكارم
در يك صفحه
مانده به آخر ،
بيتي دارد كه مي
گويد :
در يكي از ابيات
صفحات آخر منظومه
، چنين آمده است
:
يارب
بصفاي پاك دينان با
مهر و وفاي نازنينان
آنروز
كه هاتفي بصد درد
از مجلس
دوستان شود فرد
واي
وا هب جمله كريمان
روزي كنيش
بقاي ايمان
قصه ، از
سي و چهارمين صفحه
( هفدهمين برگ ) با
چنين ابياتي آغاز
مي شود :
گويندة
اين كهن حكايت
در قصه چنين
كند روايت
از
ملك عرب خجسته
نامي در
بين سخن وران تمامي
دارندة هودج عماري
شايستة
تخت و تاج داري
مشهور
قبايل عرب بود
عالي نسب
و قوي حسب بود
هم
صاحب جاه هم خردمند
بودش همه
چيز غير فرزند
از
بي خلفي هميشه
غم داشت زين
واقعه متصل الم
داشت
آغاز منشآت
چنين است :
«
هوالحر ، بسم الله
الرحمن الرحيم
، آنچه نگارد بسر اين رقم
بر سر هر نامه دبير
قلم ، حمد خدائيست
از كلك كن بر ورق
باد نويسد سخن
حمدي منشيان بلاغت
شعار و بخشيان
فصاحت آثار بهزار
زبان ايثار نمايند
تحفة بارگاهست
... . »
در اين بخش
، مطالبي در بيان
چگونكي نگارش نامه
به مقامات و مراتب
مختلف از دانش
و سياست و يا دوستان
و نگارش خطبه هايي
چون آزادي غلام
و امثالهم ذكر
شده است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
نشاط اصفهاني شيخ محمود
شبستري |
دبوان
كتاب گلشن
راز رسالة
« منتخب التوراه»
رسالة
« منشآت » |
قطع
و اندازه : 5/14*20
شمارة
مخزن : 288/2 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
قهوه اي سير و بدون
تذهيب .
اين نسخة خطي
در قالب نظم و نثر
و به زبانهاي فارسي
و عربي و به خط دستنويس
معمولي و شكسته
زيبا ( متن با مركب
سياه و سر فصل ها
با مركب قرمز ) نگاشته
شده است .
نسخه ، مرمت
شده و ترتيب صفحات
آن مرتب است و ترتيب
صفحات با
نوشتن كلمه آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ ، مشخص گرديده
.
تعداد صفحات
: در برگه دان كتابخانه
196ص ذكر شده است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و صفحات عموماً
فاقد جدول است
( به غير از يكي – دو
صفحه) و داراي نقاشي
، تذهيب و حواشي
نيست .
تعداد سطور
در هر صفحه : گلشن
راز ( 16 سطر ) و منتخب
التوراه (18الي 20 سطر
)
نسخه داراي
يك مهر بيضي شكل
با مركب سياه است
كه در آن عبارت
« محمد رسول » قابل
رؤيت است .
نخستين اثر موجود در
اين نسخة خطي ،
گلشن راز است كه
در سي برگ با خط
دستنويس معمولي
كتابت يافته است
.
ابيات آغازين
:
بنام آنكه
جانرا فكرت آموخت
چراغ دل
زنور جان بر افروخت
زفضلش هر
دو عالم گشت روشن
زفيضش خاك
آدم گشت گلشن
توانايي
كه در يك طرفه العين
زكاف و نون
پديد آورد كونين
چو قاف قدرتش
دم بر قلم زد هزاران نقش
بر لوح عدم زد
ازآن دم
گشت پيدا هر دو
عالم وزان
دم شد هويدا جان
آدم
در آدم شد
پديد آن عقل تميز
كه تا دانست
از آن اصل همه چيز
پس از حمد و
سپاس خدايتعالي
و نعت حضرت رسول
، به « سبب نظم» مي
رسد . ابيات آغازين
اين فصل :
گذشته هفت
و ده از هفتصد و
سال زهجرت
ناگهان درماه شوال
رسولي با
هزاران لطف و احسان
رسيد از
خدمت اهل خراسان
بزرگي كاندر
انجا هست مشهور
باقسام
هنر چون چشم انور
همه اهل
خراسان از كه و
مه درين
عصر از همه گفته
كه او به
جهان و جان
و دين را نور عيني امام سالكان
سيد حسيني
نوشته نامة
در باب معني فرستاده
بر ارباب معني
در آنجا
مشكلي از
چند عبارت ز مشكلهاي
ارباب اشارت
بنظم آورده
و پرسيد يك يك جهان معني
اندر لفظ اندك
سپس مي آورد
كه آن رسول ، آن
نامه را خواند
و جواب سؤ الها
را خواست كه در
همان لحظه بگويم
تا اهل عالم استفاده
نمايند و « نفع گيرند
» :
بدو گفتم
چه حاجت كين مسايل
نوشتم بارها اندر رسايل
بلي گفتا
ولي بر وفق مسئول
ز تو منظوم
ميداريم مأمول
پس از الحاح
ايشان كردم آغاز
جواب نامه
در الفاظ ايجاز
در ادامه ،
ناظم ابيات آورده
است :
بران طبعم
اگر چه بود قادر
ولي گفتن
نبود الا بنادر
ز نثر ار
چه كتب بسيار مي
ساخت بنظم
و مثنوي هرگز نپرداخت
شاعر در بارة
انگيزة سرودن اين
اشعار و علت نامگذاري
اثر به اين
نام ، چنين ادامه
داده است :
اگر چه زين
نمط صد عالم اسرار
بود يك
شمه از دكان عطار
ولي اين
بر سبيل اتفاق
است نه
چون ديو از فرشته
استراقست
علي الجمله
جواب نامه در دم
نوشتم
يك بيك نه بيش و نه كم
رسول آن
نامه را بستد باعزاز
و زان راهي
كه آمد باز شد باز
دگر باره
عزيزي كارفرماي
مرا گفتا
بر آن چيزي بيفزاي
همان معني
كه گفتي در بيان
آر زعين
علم با عين عيان
آر
نمي ديدم
در اوقات آن مجالي
كه پردازم
بر او از ذوق حالي
كه وصف آن
بگفت و گو محال
است كه صاحب حال
داند كان چه حال
است
ولي بر وفق
قول قايل دين نكردم رد
سئوال سايل دين
پي آن تا
شود روشن تر اسرار
درآمد
طوطي نطقم بگفتار
بعون فضل
و توفيق خداوند بگفتم جمله
را در ساعتي چند
دل از حضرت
جواب نامه در خواست
جواب آمد
بدل كان گلشن ماست
چون حضرت
كرد نام نامه گلشن
شود زو چشم
دلها جمله روشن
سپس در بارة
معناي تفكر و انديشه
، تصور ، تصديق
و مفاهيمي نظير
اين عبارات ، مطالبي
ذكر كرده و براي آنها
تمثيل هايي مي
آورد . لازم به ذكر
است كه اين توضيحات
در پاسخ به يك بيت
سؤال مي آيد : به
طور مثال :
كه بلافاصله
پاسخ به صورت مفصل
ذكر مي شود :
تفكر
رفتن از باطل سوي حق بجزو اندر
بديدن كل مطلق
حكيمان
كاندرين كردندتصنيف
چنين گويند
در هنگام تعريف
….
در ادامة اين
پاسخ تشريحي
، تمثيل هايي هم
آورده مي شود . دومين
سؤ ال اين است :
بعد اين سؤال
و جواب ها به سر
فصل هايي اين چنين
مي رسد : «قاعده في الفكر
و الافاق » كه با
مركب قرمز به عنوان
سرفصل ، ذكر شده
است ( اين هم تمثيل
دارد ) . سپس : « قاعده
في الفكر و الانفس
» كه در زير مجموعه
اين سر فصل ها نيز
چندين سؤال و
جواب وتمثيل وجود
دارد .
سر فصل بعدي
« تمثيل در اطوار
وجود » نام دارد
.
در پايان اين
ابيات ، سر فصل
« خاتمه كتاب گويد
» وجود دارد كه زيل
آن آمده است :
ازآن گلشن
گرفتم شمه باز
نهادم نام
او را گشن راز
درو از راز
دلها گل شگفت است
كه تا اكنون
كس ديگر نگفت است
زبان سوسن
او جمله گويا است
عيون نرگس
او جمله پهناست
تأمل كن
بچشم دل يكايك
كه تا برخيزد
از پيش تو اين شكر
ببين منقول
و معقول و حقايق
مصفّي كرده
در علم دقايق
بچشم منكري
منگر در و خوار
كه گلها
گردد اندر چشم
تو خوار
نشان ناسپاس
ناشناسيست شناسايي
حق در حق شناسيست
غرض زاين
جمله آن تا سركند
ياد عزيزي
گويدم رحمت برو
باد
بنام خويش
كردم ختم و پايان
الهي عاقبت
محمود گردان
در برخي
از صفحات اين مثنوي،
ابياتي به خط نستعليق
خوش با عبارت « رباعي
من شمس تبريزي
» و يا ابياتي از
غزل با عنوان « من
كلام شمس تبريزي
» نوشته شده است
. به طور مثال اين
رباعي :
بخرو شيدم
گفت خموشت خواهم
خاموش شدم
گفت خروشت
خواهم
برجوشيدم
گفت كه نه ساكن
باش ساكن
گشتم گفت بجوشت
خواهم
كه
به گمانم بعد ها
به كتاب اضافه
شده است چرا كه
زيباتر از خطي
است كه در متن بكار
رفته است .
مطلع
يكي از غزلهايي
كه در اين بخش درج
شده ، چنين است
:
كار
ندارم جز او كارگه
و كارم اوست
لاف
زنم لاف لاف زانكه
خريدارم اوست
طوطي
گويا شدم چون شكر
ستانم اوست
بلبل
گويا شدم چون گل
و گلزارم اوست
در
حاشيةيكي از صفحات
، غزلي تركي با
عنوان « من كلام
ذكري » با خط خوش
نستعليق نوشته
شده كه مطلع آن
، چنين است :
خوبلر
مصحف حسني حق ايچون
آيتمش نازنين
لر هامي محض اثر
رحمتمش الله الله
بو قد و قامته احسن
احسن آفرين
قدرت خلاقه عجب
قدرتمش
در
حواشي سه صفحه
، غزلياتي از جامي
ذكر شده است . در
ادامه ، صفحه اي
آمده كه در آن ،
غزلي از جامي ،
قصيده اي با عنوان
قرمز « قصيده من
كلام طوفان » و غزلي
با عنوان « من نور
علي » با خط دستنويس
به صورت معرب و
متقاطع درج شده
است .
مطلع
غزل « من نور علي
» :
كرد
شهنشاه عشق در
حرم دل ظهور
[.؟.]
زميان برفراشت
رايت الله نور
مطلع قصيده
« من كلام طوفان
»:
اين
حريم كيست كارد
بر درش روح الامين
مدح
ديگر هر دم از درگاه
رب العالمين
سپس ، در صفحه
اي ديگر ، غزلي
از شمس تبريزي
و قصيده اي ديگر
با عنوان « من كلام
قصّاب » چاپ شده
است .
پس از آن متن
عربي « منتخب التّوره
» به خط نستعليق
زيبا نوشته شده
است كه 24 صفحه مي
باشد . عناوين سوره
( چون السوره الاول
، السوره الثاني
و …) با مركب قرمز
نوشته شده است
ضمن اين كه در همان
صفحه اول ، بالاي
كلمه « عجبتُ » و برخي
ديگر از جملات
، خط كشيده شده
است . تا سورة 26 ( السوره
السادس و العشرون
) ، عناوين سوره
ها با مركب قرمز
كتابت يافته اما
جاي عناوين چهارده
سورة ديگر
خالي است و گويا
فرصت نگارش آنها
براي كاتب فراهم
نشده است . ( تمام
متن داراي چهل
سوره است ) .
عبارات آغازين
:
«
منتخب التورئه
، السوره الاولا،
عجبتُ لمن ايقن بالموت كيف
يفرحُ و عجبتُ لمن ايقن
بالحساب كيف يجمع
المال و عجبتُ
لمن ايقن بالقبر
كيف يضحكُ . »
عبارات پاياني
:
«
يا موسي ان القيمه
ليوم شديد و الدنيا
لعب و لهو و زينه و ليس للمؤمن خط
العباد و الهم
و الغم والاخره
الجنه يا موسي
ان القيمه ليوم
شديد لايغني والذعن
ولده و لا مولود
هو جازعن والده
شيئاكم
من فقير قد ترك
فقره في الدنيا وخرج منها
الي الاخره و هو
مسرور مشكور و
كم من غني قد ترك
ماله في الدنيا
و خرج الي الاخره
فهو حقير فقير وحيد من ماله
نادم علي عمله و جمع ماله
لورثته و كان اشد
الناس عذابا يوم
القيمه زدناهم
عذابا قوق العذاب»
لازم به
ذكر است كه اعراب
گذاري در جملات
صفحه اول رعايت
شده اما مابقي
صفحات ، عاري از
اعراب گذاري است
.
در ادامه ،
در چهار صفحه ،
رواياتي و احاديثي از پيامبر
اكرم (ص) به عربي
به چاپ رسيده كه
در حواشي آن ، عباراتي
با عناوين « من كلام
فايز اسكوئي
» و « من كلام شمس تبريزي
» نوشته شده است
.
همچنين د ر
حواشي اين صفحات
، اين عبارات به
چشم مي خورد كه
به نظر مي رسد از مالك يا
مالكين كتاب باشد
:
1-
تاريخ تولد نورالعيوني
محمد در روز يكشنبه
يكساعت بغروب مانده
قمر در برج ميزان
، دوم ماه مبارك رمصان سنه
1295
2-
تاريخ تولد احمد
در روز جمعه قبل
از طلوع آفتاب بعد از طلوع
فجر دوم ماه ربيع
الاول سنه 1297
3-
تاريخ تولد ميرزا
محمود در
شب شنبه بيست پنچم
ماه شوال المكرم سنه 1299
4-
تاريخ تولد زهرابكم
در وقت طلوع صبح
روز جمعه قمر در
برج حمل در دوم
ماه ربيع الثاني
سنه 1301
5-
تاريخ تولد ميرزا
محمد تقي در شب
جمعه در چهارم
ماه جمادي الاول
سنه 1302
6-
تاريخ تولد نورالعيوني
ميرزا عبدالرسول
وقت چاشت روز چهارشنبه
در بيست و سيم شهر
ربيع الثاني سنه
1304
ابتداي « ديوان
نشاط » ( كه مشتمل
بر 33 برگ است ) با قصيده
اي با اين مطلع
آغاز مي شود :
كه كرد بي
مدد غيد [ …]
بنا پراز اساس جهان
سقف گنبد مينا
نه رنگ خامه
نقاش وخانه منقوش
نه چوب وتيشه
نجار و طارمي برپا
در هشت
صفحه اول ، هر صفحه داراي 15 سطر
است كه با قلم ريز
و به خط شكسته زيبا
نوشته شده است
و در مابقي صفحات
، هر صفحه داراي
20 سطر است .
مطلع نخستين
غزل :
بر سر كوي
خرابات مقاميست
مرا نه غم
ننگ و نه انديشه
ماميست مرا
ميروم تا
چكند مكرمت باده
فروش نقد
جاني بكف و حسرت جاميست
مرا
مطلع آخرين
غزل :
موكب شاه
جهان است و جهاني
از
پي
نصر و فتح
است ظفر تا بخراسان
از ري
كاسه از
فرق عدو گير نه
از دست حبيب
نغمه از
نالة وي جوي نه
از نالة ني
تمام غزليا
ت ، با توجه به ترتيب
الفبايي حروف آخر
رديف يا قافيه مرتب شده
اند . لازم به ذكر
است كه بيت آخر
چند غزل ، ( با وجودي
كه فضاي خالي گذاشته
شده ) ذكر نشده است
.
در هر جاي كتاب
كه سفيد بوده غزلياتي
از شاعران ( اغلب
نيز از شمس تبريزي )
نوشته شده است
.
در انتهاي
كتاب ، رسالة « منشآت
» به نظم و نثر و در13 برگ با
خط شكستة زيبا
( با قلم نازك و مركب سياه ) كتابت
يافته است .
عبارات آغازين
اين رساله چنين
است :
خوابم ربوده
بود خيالي زديده
دوش كامد
خروش بلبلي از
گلشنم به گوش
در كار شد
روانم و از دست
شد توان از
دل برفت صبرم واز
سر برفت هوش
همانا
يكي از دوستان
پاس وقت من داشتي
. اين حالتش شگفت
آمده گقت بلبلي
را بشاخ گلي خروش است
ترا چه اقتاده
كه چنين مدهوشي
. گفتم خموش باش
كه در گلستان ما
آن گل كه بلبلان
را بخروش يكي است
مامن
شئي الايسبح بحمده
.
عبارات پاياني
اين رساله چنين
است :
نشاطش
اين است تا وقت
غم چه آرد باد را
دم سرد سازد باغ
را رخساره زرد برگ بر خاك
افكند بر شاخ افشاند غبار غنچها نكفته
ماند قصه ها ناگفته
زانك به
اثر ما نه زبلبل
نه نشان از نوبهار در گلزار
روزگار گل خوش
رنگ و بو […]
مسطور گلچنان گردد
و در دبستان زمانه
درخت پر ثمر بيشتر
مقصود ميوه طلبان
باشد در باغ و هر
شاخ كه
و با اين عبارات
، جمله ناتمام
مانده است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
حسين ابن
عالم ابن الحسن
الحسيني |
نزهت الارواح
( در سلوك و تصوف
) به انضمام
مطلع التعبير
منظوم |
نام
كاتب : ملاصادق
سبزواري
تاريخ
كتابت : سال 1271
قطع
: 12*4/19
شمارة
مخزن : 325/2 Перс
نوع
جلد : مقوايي به
رنگ سبز تيره كه
پس از مرمت ، بر
پشت و روي آن جلدي
يشمي رنگ داراي
نقوش برجسته متعلق
به اصل كتاب ، چسبانده
شده است .
اين نسخه
داراي دو كتاب
با عناوين « نزهت
الارواح » ( به نثر
) و « مطلع التعبير»
( به نظم )
به زبان فارسي
است . در اين نسخه
، با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ ،
ترتيب صفحات مشخص
گرديده و هيچ عددي
يا حروفي دال بر
ترتيب صفحات ،
وجود ندارد ؛ با
اين همه ، در برگه
دان كتابخانه تعداد
صفحات نسخه 270 صفحه
ذكر شده است . هر
صفحه داراي 13 سطر
مي باشد با اين
توضيح كه 85 صفحه
از اين كتاب ، داراي
جداولي است كه
با مركب قرمز در
اطراف متن ، كشيده
شده است . متن با
مركب سياه و به
خط نستعليق ناخوش
و سرفصل ها (عباراتي
چون نظم ، حكايت
، مثنوي ، بيت ،
رباعي ) با مركب
قرمز نوشته شده
است. به نظر مي رسد
كه كاتب هر دو بخش
، يك نفر بوده است
.
عبارات
آغازين نسخه :
« الحمد
لله رب العالمين
علي كل حال في كل
حين و الصلوه و
السلام علي رسوله
محمد و آله اجمعين
. قال سيدنا و مولانا
الشيخ الاجل و
الامام و الاكمل
مرشد الانام في
الامام و سلاسه
النبويه و خلاصه
المصطفويه [...] و ما
حي البدعه ركن
المله و الدين
اميرحسين بن عالم
بن ابي الحسن الحسين
قدس الله روحه[...]
بتوفيقش چه
روشن ديدم آواز سخن را هم
بنامش كردم آغاز
بگو اي مرغ
زيرك حمد مولا كه هست او
را سپاس منت اولي
عبارات
پاياني نسخه :
تمت
النسخة نزهت الارواح
بعون الملك الوهاب
كتبه الحقير الفقير
المذهب العاصي
ملا صادق سبزواري سنه 1271 .
« نزهت
الارواح » كه در
سلوك و عرفان نوشته
شده ، با نعت خدايتعالي
و حضرت رسول (ص) و
مدح خلفاي راشدين
آغاز مي شود و داراي
27 فصل است . فصل اول
در مبداء سلوك
، فصل دويم در
معرفت سلوك ( كه
جاي آن خالي است
اما به دليل اين
كه آغاز صفحه فوق
با اين سرفصل است
، اين عبارت به
منظور نشان دادن
ترتيب صفحات ،
در پائين صفحه
ماقبل ذكر شده
است ) ، فصل سيم در
مقامات ، فصل چهارم
در نصيحت سالك
، فصل پنجم در هدايت
خلقت ، [جاي فصل
ششم و هفتم خالي
است ] ، فصل هشتم
در قاعدة طريقت
، فصل نهم در كمال
استغنا ، فصل دهم
در آغاز فطرت سالك
، فصل يازدهم در
اختلاف حالات
، فصل دوازدهم
در بيان دل ، فصل
سيزدهم در تصفيه
دل ، فصل چهاردهم
در ديباچة حقيقت
عشق ، فصل پانزدهم
در حيرت سالك
، فصل شانزدهم
در بيان نفس ،
فصل هفدهم در مخاطبه
نفس ، فصل هژدهم
در معلات كون مكان
، فصل نوزدهم در
درجه اشتهاد ،
فصل بيستم در متابعت
صحبت ، فصل بيست
يكم در ترك خلق
، فصل بيست دويم
در دقايق عشق
، فصل بيست سيم
در كشف معاني
، فصل بيست و چهارم
در [.؟.] ، فصل بيست
و پنجم در [.؟.] بعد
طريقت ، فصل بيست
هفتم [ اشتباهأ
به جاي فصل بيست
و ششم ] در نهايت
احوال سالك ، فصل
بيست و هفتم در
خامه كتاب .
مثنوي ناقص
الاخر « مطلع التعبير
» در 15 برگ ( هر صفحه
داراي 11 سطر ) نوشته
شده و صفحه يا صفحاتي
از انتهاي آن مفقود
شده است . به عبارت
ديگر، هجده فصل
از اين مثنوي در
اين كتاب موجود
است و فقط عنوان
فصل نوزدهم ذكر
شده و مابقي مفقود
گرديده است . ابيات
با مركب سياه و
عناوين فصل ها
با مركب قرمز نوشته
شده است.
ابيات آغازين
:
حمد بيحد آن
خدايي را همي آفريده
از عناصر آدمي
روح را اندر
جسد كرد او نهان ميكند اسرار
خود آنجا نهان
او به حكمت
آدمي را داد جان ساخت تركيب
اندرو هم آنزمان
باد خاك آتش
آب اين چهار كرد
زين طبع خلايق
آشكار
ابيات و عبارت
پاياني :
گر ترا بردند
قريب آسمان حج كني اي
مرد مؤمن بيگمان
از سراي خويش
رفتي باسرا ليك از مجهول
بودي آنسرا
مرگ را آماده
باشي اي اخي خانه كوريست
مي بيني سخي
[.؟.] در سفر
باشد دليل معتبر
گر فرود آي
تو از روي سما با غم و با
رنج گردي مبتلا
فصل نزدهم
[ عين عبارت] در ديدن
هدهد و هما و عقاب
و كركس و طاووس
و زاغ
شاعر در اين
مثنوي پس از حمد
خداي و نعت حضرت
رسول (ص) و چهار خليفة
صدر اسلام ، در
بارة مثنوي اي
كه سروده ، چنين
آورده است :
مطلع
التعبير كردم نام
او سي و
دو فصل ست خود انجام
او
پس بگويم
با تو هر فصلي ازو تا شود مجهولها
معلوم تو
چون
تو بيني خواب مشكل
اي پسر برگشا
اين را و احوالت
نگر
عناوين برخي
از فصل هاي اين
مثنوي عبارتست
از :
فصل
اول در بيان ديدن
پروردگار و پيغمبران
و فرشتگان و بهشت
و دوزخ و عرش و كرسي
و آسمان و زمين
و صراط و ترازو
در خواب ؛ فصل ديدن
شمس و قمر و ستاره
و باد و باران و
ريگ و خاك و ترازو
در خواب ؛ فصل سيوم
در ديدن دريا و
آبها و ظلمت و روشني
و شمع و چراغ و آتش
و كوه و ديوار و
ريگ و آهك و گچ و
مانند آنها ؛ فصل
چهارم در ديدن
شهر و قلعه و مناره
و شاه و مسجد و سراي
و بوستان و كوشك
و مانند اينها
؛ و … .
در بخش هايي از
اين نسخه اشتباهات
املايي
مشاهده مي شود.
كاتب اين
مثنوي و نزهت الارواح
به احتمال زياد
يك شخص بوده است
.
در صفحة عنوان
كتاب ، براي يكي
از بيماري ها نسخة
ساخت دارويي گياهي
نوشته شده كه هيچ
شباهتي به خط متن
كتابها ندارد و
احتمالأ خط مالك
كتاب است . در ابتداي
اين نسخة دارويي
، آمده است : « منقول
است از حضرت هاشم
سمرقندي ».
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
دستور
زبان عربي ( صرف
) |
تاريخ
كتابت : 1297
قطع
و اندازه : 10*15
شمارة
مخزن : 399/2 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
قرمز و بدون تذهيب
.
اين نسخة خطي
به خط دستنويس ناخوش ( متن
با مركب سياه و
سرفصلها با مركب بنفش
) نوشته شده است
و كاتب توجهي به
زيبايي خط نداشته
است .
مرمت شده است
، با اين وجود
، بسياري از صفحات
اين كتاب را كه
شكننده و كاهي
است ، موريانه
خورده است . صفحات
نسخه ، مرتب است
و ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . ( در
برگه دان كتابخانه
150 صفحه قيد شده است
)
نسخه داراي
صفحات سفيد و نانوشته
است . در ابتداي
كتاب ، يعني قبل
از آغاز كتاب ،
دو برگ نانوشته
و سفيد وجود دارد
كه احتمالاً در
زمان مرمت به آن
اضافه شده است
.
صفحات داراي
جدول ، نقاشي و
تذهيب نيست و عموماً
عاري از حاشيه
است اما در برخي
از صفحات نيز توضيحات
بيشتري در بارة
مطالب مندرج در
متن ، ذكر شده است
.
هر صفحه داراي 117 سطر مي باشد
.
عبارات آغازين
نسخه :
«
الحمدلله علي نعمائه
حمد ثابت ست مر
الله تعالي را
بنا بر نعمتهايش
الصلوه علي رسوله
محمد خاتم انبيائه
صلوه يعني دعا
و درود نازل باد
بر رسول خدا كه
نام شريف ايشان
محمد است . صفت محمد
اين است كه خاتم
انبيا است »
پس از نعت حضرت
رسول اكرم آ مده
است :
« همين رساله
مجزي جمله
است يعني پاره
يست از تغيير دادن
فعلها مظبوطته
جاريته [.؟.] المدخل
في كتب المبسوطته
، مضبوط است يعني
ضبط كرده شده است
جاريه است يعني
رونده است مثل
زورقچه در كتابهاي
كلان ، و هي مشتمل
علي اربعته ابواب
و [.؟.] رساله معزي
مشتمل است بر چهار
باب الباب الاول
في تفضيل الانبيته
و هو اربعته فصول
، باب اول در بيان
بناهاي
فعلها است . »
در صفحات اول
يعني قبل از آغاز
كتاب در صفحه اي
، به زبان قديم
تركمني ، ابتداي
داستاني از داستانهاي
قديم اسلامي قيد
شده است و در دو
صفحة بعد ، مطالبي
با خط بسيار ناخوش
، به زبان قديم
تركمني با عنوان
فارسي « در بيان
شش مرد » كتابت شده
است .
عبارات پاياني
كتاب ، قابل
خواندن نيست . اما
آنچنانكه پيداست
، نام كاتب يا صاحب
اثر درج نشده است
.
|
مؤلف |
عنوان |
|
سعد الدين
محمود شبستري |
گلشن راز |
قطع
و اندازه : 7/10*17
شمارة
مخزن : 412/2 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
خاكستري .
نسخه داراي
دو كتاب در قالب
نظم است كه اولي
به خط شكستة زيبا
و خوش و دومي به
خط نسخ زيبا نگارش
يافته است . ابيات
با مركب سياه و
قلم نازك نوشته
شده اند .
نسخه ، فقط
صحافي شده و برخي
از صفحات كتاب
( بويژه پنج صفحه
اول ) وضعيت وخيمي
دارد و احتياج
به مرمت دارد . بخش
هايي از دو بيت
اول اين صفحات
، پاره و مفقود
شده است .
صفحات نسخه
، مرتب است و ترتيب
صفحات با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . در برگه دان
كتابخانه 144 صفحه
قيد شده است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و داراي جدول ،
نقاشي ، تذهيب
و حواشي نيست . هر صفحه داراي
14 الي 15 سطر است .
كتاب
اول ، مجموعه اي
از شعرهايي در
قالب مثنوي است
كه در موضوعات
مختلف سروده شده
اند . نيمي از نسخه
خطي به اين كتاب
اختصاص داده شده
و تمام ابيات با
مركب سياه و سرفصلها
با مركب قرمز و به خط شكسته
نوشته شده است
.
ابيات آغازين
حمد بيحد
مر خداي پاك را
آنكه ايمان
داد مشت خاك را
آنكه در
آدم دميده دوح
را داد
از طوفان نجات
نوح را
آنكه لطف
خويش را اظهار
كرد با جليلش
نار را گلزار كرد
آن خداوندي
كه هنگام سحر كرد قوم
لوط را زير و زبر
ابيات
پاياني :
رحمتي ماند
بسي از ذوالجلال
بر روان
پاك آن صاحب كمال
يكي همه
درها بنظم آورده
است غوطه
ها در بحر معني
خورده است
يادگاري
در جهان بگذاشته
[.؟.] بندي
را فرو نگذاشته
اهل دينرا
اينقدر كافي بود
اهل دنيا
را همي وافي بود
كتاب با ستايش باريتعالي
آغاز مي شود . سرفصل
هاي اين مجموعه
عبارتند از : در
نعت سيد المرسلين
، در فضيلت ائمه
دين ، در مناجات
، در بيان مخالفت
نفس اماره
، در بيان فوائد
خاموشي ، در بيان
عمل خالص ، در سيرت
ملوك ، در
بيان حسن خلق ،
در بيان مهلكات
، در بيان
اهل سعادت ، در
بيان سبب عافيت
، در بيان تواضع
با در ويشان ، در
بيان فقر ، در بيان
ترك خود آرايي
و خودستايي ، در
بيان آثار ابلهان
، در بيان عافيت
، در بيان عقل عاقلان
، در بيان رستگاري ، در
بيان فضيلت ذكر .
چند
بيتي از آخر كتاب
احتمالاً مفقود
شده ، چرا كه در
پايان اين صفحه
، عبارت « هر كه » آمده
؛ به اين معني كه
عبارت آغازين بيت
بعدي درصفحة بعد
، « هر كه » است . لازم
به ذكر است كه غير
از اين ، صفحه يا صفحاتي
نيز از اواسط اين
مجموعه ، مفقود شده است .
هيچ اثري از
سال نگارش . نام
كاتب و يا صاحب
اثر وجود ندارد
.
كتاب دوم
كه در اين نسخه
خطي كتابت يافته
، گلشن راز است
كه به خط زيباي
نسخ نوشته شده
و چند صفحه اول
آن ، مشحون از حواشي
است كه به خط شكسته
زيبا ، با قلم بسيار
نازك و با مركب
سياه نوشته شده
است .
عبارات آغازين
اين مثنوي :
بنام آنكه
جانرا فكرت آموخت
چراغ دل
بنور معرفت سوخت
زفضلش هر
دو عالم گشت روشن
زفيضش خاك
آدم گشت گلشن
توانايي
كه در يك طرفه العين
زكاف و نون
پديد آورد كونين
تأمل كن
بچشم دل يكايك
كه تا برخيزد
از راه تو اين شك
نشان ناشناسي
ناسپاسي است شناسايي
حق در حق شناسي
است
ببين منقول
ومعقول حقايق مصفّا كرده
در عالم دقايق
بنام خويش
كردم ختم پايان
الهي عاقبت
محمود گردان
نام
كاتب و سال كتابت
مشخص نيست .
|
مؤلف |
عنوان |
|
يوسفي
ابن محمد بن يوسف |
جامع الفوايد |
تاريخ
كتابت : سال 917 هجري
قطع
و اندازه : 5/10*5/16
شمارة
مخزن : 473/2 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
قرمز ، بدون تذهيب
.
اين كتاب به
زبان فارسي و در
قالب نظم و نثر
و به خط نستعليق
(متن با مركب مشكي
و سرفصل ها با مركب
قرمز ) نگاشته شده
است . ضمناً در پائين
و بالاي عبارات
و جملات مهم ، خطوطي
به موازي هم كشيده
شده اند .
نسخه ، مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است و ترتيب
آن با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در پائين
هر برگ مشخص گرديده
است . ( در برگه دان
كتابخانه 166 صفحه
قيد شده است )
اين كتاب داراي
دو بخش است . بخش
اعظم آن كه در قالب
نظم و به نثر كتابت
شده ، جامع الفوايد
نام دارد . كتاب
، مرمت شده و در
هنگام مرمت ، صفحاتي
از داخل متن كه
احتمالا از بين
رفته و يا به گونه
اي بوده كه قابل
مرمت نبوده بر
روي صفحه اي ديگر
نوشته و بين صفحات
نسخه ، گنجانده
شده است .
صفحات ، مرتب
است و شمارة گذاري
صفحه با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ صورت گرفته
است .
صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و داراي
جدول و يا تذهيب
نيست . هر صفحه داراي
14 سطر است . به خط نستعليق
زيبا نوشته شده
كه بر اثر گذاشت
زمان و كدر شدن
صفحات ، زيبايي
خود را از دست داده
اند .
در حواشي
اين صفحات ، توضيحاتي
اضافي در بارة برخي از بيماري
ها و داروها ، نوشته
شده است .
عبارات
آغازين كتاب اول
:
« حمد نامحدود
حكيمي را كه بقانون
حكمت و كامل الصناعه
رحمت رافع انواع
امراض و دافع اصناف
اغراض است حلت
آلاوُهُ و عمت
نعماوُهُ ودرود
نامحدود رسولي
را كه بجاوة رسالت
و زبدة نبوت طبيب
عيوب است و شفاء
صدور ملت است صلي
الله عليه و علي
آله و اصحابه اجمعين
الي يوم الدين
و بعد چنين گويد
بندة ضعيف و كمينه
نحيف المستشفي
بشفاء الشافي المجيب
يوسفي ابن محمد
بن يوسف الطبيب
ستر الله تعالي
عيوبه [.؟.] كه چون
بتوفيق حضرت فياض
رساله علاج الامراض
كه علاج هر مرض
و دواي هر عرض در
وي مسطور و مذكور
است صورت [.؟.] يافت
و بشرف مطالعه
بعضي از فضلاي
نامدار كه ايشانرا
باين ضعيف بيمقدار
التفات مي بود
مشرف گرديد اشارت
فرمودند كه كتابي
در شرح مشكلات
و طرق [.؟.] و كتابي
كه در آن رساله
مبين و معين شده با زوايد فرايد و فرايد
فوايد از علامات
امراض و
امارات اعراض و
غيرها بايد نوشت
تا از مطالعه آن
كافة انام از خواص
و عوام مستفيذ
و بهره مند گردند
لاجرم عنان قلم
[.؟.] اين مرقوم كه
بجامع الفوايد
موسوم است ، مصروف
گشت . »
عبارات
پاياني اين كتاب
:
« و طريق اختيار
كردنش آنست كه
يكمثقال از وي
نيم كوب ساخته
در نيم پياله آب
جوشانند تا به
نيمه آيد صاف كنند و بده مثقال
قند سفيد شيرين
كرده دو دوم روغن
زبت يا روغن گاو
اضافه نمايند و
نيم گرم
بياشامند و غدا اگر شير گاو
خورند نافع باشد
. انشاء الله تعالي
خاتمه باتمام رسيد
و [.؟.] انجاميد [.؟.]
اين بياض و [.؟.] اين
رياض بروز هژده
ماه مبارك رمضان
بسال نهصد و هفده
ز هجرت نبوي . »كتاب
دوم ، فوايد
نام دارد كه در
قالب نظم است . هيچ
نوع صنايع ادبي
و زيبايي ها و آرايه
هاي لفظي و معنوي
در آن ها ديده نمي
شود و فقط نظم است
. كاتب متن ، همان
شخصي است كه متن
جامع الفوايد
را به نظم و نثر
نوشته است . موضوع
اين شعر نيز طب
است ( در
15 برگ )
ابيات
آغازين اين منظومه
:
بدان
[.؟.] كه گفتني سپاس
و درود كه
در فن طب است اين
قطع ها فوايد شدش
نام و هر حرف از
وست زدرياي
حكمت دري بي بها
چنين
به نظر مي رسد كه
ناظم اين ابيات
نيز يوسفي ابن
محمد بن يوسف باشد
؛ چرا كه در همان
صفحه اول ، با چنين
بيتي روبرو مي
شويم :
غرض از طب دو
چيز آمده است
بشنو از يوسفي
بسمع رضا
حفظ صحت يكي
از آن باشد
ديگري دفع
علت مرضا
عبارات
پاياني اين منظومه
:
پنچ روزي چو
مغز جوز خوري
گويم از صد
يكي منافع آن
از كدو دانه
ات خلاص كند
برهاند ترا
ز درد ميان
كرمهاي دراز
را بكشد
بخش ناف را
شود درمان
به
نظر مي رسد كه اين
، آخرين ابيات
نباشد ، چرا كه
آخرين حرف از قافيه
، حرف « ن » است و چون
اين منظومه از
اين نظر مرتب است
، قطعاً چند صفحه
اي از آخر آن مفقود
شده است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
چرخي ،
يعقوب بن عثمان |
علم الفرايض
( شامل رسالاتي
در علم حساب و اصول
دين اسلام ) |
قطع
و اندازه : 3/13*5/20
شمارة
مخزن : 483/2 Перс
جلد
: مقواي سفت با روكش
پارچه اي به رنگ
سبز تيره ، بدون
تذهيب .
اين نسخه به
زبان فارسي و عربي
و در قالب نظم و
نثر و به خط دستنويس
معمولي كتابت يافته
است . در اين نسخه
، متن با مركب مشكي
و سرفصل ها و عبارات
و اكثر جملات عربي
با مركب قرمز نوشته
شده است .
نسخه ، احتياج
به مرمت دارد . چون
نيمي از پشت جلد
، پاره و كنده شده
و برخي از صفحات
نيز در حال كنده
شدن از شيرازه
هستند . با اين حال
، صفحات نسخه ،
مرتب است و ترتيب
آنها با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ ، مشخص گرديده
است . ( در برگه دان
كتابخانه 200 صفحه
قيد شده است )
صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و داراي
جدول ، نقاشي ،
تذهيب و حواشي
نيست و هر صفحه
داراي 13سطر است
.
اين نسخه داراي
مهري است با جوهر
قرمز و دايره اي
شكل نسبتاً بزرگ
كه در حواشي آن
حروف روسي و در
داخل آن حروف عربي
حك شده است .
اين نسخه داراي
دو كتاب است . كتاب
اول « الحسابيات
في مسائل الفرايض
» نام دارد و داراي
127 برگ است كه تماماً
به نثر و سرفصلها
با مركب قرمز نوشته
شده است .
عبارات آغازين
كتاب اول :
«
بنام خداوند
نعمت بزرگ كه بندگان
خود را به تبليغ
رسل علم شرايع
و احكام را رسانيده
و خداوند نعمت
خورد كه برايشان
بواسطه تعليم علم فرايض
، ثواب نصف علم
مقرر گردانيده
ابتدا ميكنم الحمدلله
رب العالمين حمد
الشاكرين يعني
سپاس و ستايش مر
خدايراست كه پروردگار
عالمها است. همچو
ستايش آنكسانيكه
ايشان شكر گوينده
اند بر نعمتهاي
خدا .»
عبارات پاياني
كتاب اول :
« تمت
الحسابيات في مسايل
الفرايض في يد
الفقير الحقير
اعني ملا برهان
الدين بخاري غفرالله
له والوالديه و
لجميع المؤمنين
والمؤ منات . تمت
الكتاب بعون الملك
الوهاب في سنه
1254 »
آنچنانكه
از عنوان اين بخش
از كتاب بر مي آيد
، كتاب در بارة
راه هاي
احتساب اعداد
و ارقامي است كه
در اموري چون تقسيم
ارث و ديگر
مسايل شرعي بروز
مي كند .
كتاب دوم
علم الفرايض نام
دارد كه به نظم
و نثر در سي برگ
كتابت يافته است
.
عبارات آغازين
كتاب دوم :
الحمد لله
علي ما انعم واشكر الله
عليما اكرم
كرم او است
رفيع درجات بغفر الله
لنا بعد ممات
رحمت حق
برسول ثقلين و علي آل
نبيّ حرمين
گفت از روي
كرم با اصحاب نصف علم
است فرايض بثواب
در بخشي از
ابيات اوليه ،
با چنين بيتي بر
مي خوريم :
صيد مقصود
نياورده بدست ماهي عمر
خود افكنده شصت
هست تحصيل
دي از هيچ كسي غير بيحاصلي
و بوالهوسي
ليك
در خاطر خويش اين
ناظم ساخته
چون حفظ فرايض
لازم
كرده
منظوم باميد ثواب
يادگاري
شودش بر احباب
هركه در
حفظ شود طالب آن
يا الهي
، بمرادش برسان
چه شود ناظم
او را در ذيل برساني
بمرادش بطفيل
سال
تاريخ وي از روي
شمار يكهزار
است صد بيست چهار
سپس « باب در
بيان اهل حقوق
» ، « در بيان مانع
ميراث» ، « باب در
بيان اصحاب فرايض
» ، « باب در بيان معرفت
احوالات » و امثالهم ذكر
شده و ضمن آن ، به موارد
و مسايل مطروحه
در علم حساب و احكام
شرع پرداخته است.
آخرين باب
اين كتاب ، « باب
در بيان امواتي
كه قبل و بعد ايشان
معلوم ني » است كه با اين ابيات
، اين كتاب پايان
مي يابد .
ابيات پاياني
كتاب دوم :
فرض كن مرده
بيكبار همه مال هر فرد
بباقي ورثه
آنچه
مختار همين مختصر
است ابن
مسعود و علي را
دگر است
بعضي از
بعض بگيرند رسد
نه از آن
مال كه ميراث رسد
اين رقم
در نظر دشمن و دوست
نسخه ثالثه
ناظم اوست
دارد
اميد كه با هر كه
رسد بخطايش
قلم عفو كشد
نه كه از
روي بخيلي پسخط
بدهد شهره
بعنوان غلط
گرچه نا
اهل شمارد سهلش
اينچنين
نيست اميد از اهلش
تمت الكتاب
.
كتاب سوم
كه رساله
« جواهر الفرايض
» نام دارد در 15 برگ
( و به عبارتي 29 صفحه
) به زبان فارسي
و به نثر كتابت
يافته است . در اين رساله
، عبارت « مسئله
» با مركب قرمز نوشته
شده و بر بالاي
عباراتي چون « يعني
» (كه در پي آن ، مثال
آورده مي شود ) با
مركب قرمز ، خط
كشيده شده است
.
عبارات
آغازين كتاب سوم
:
« جواهر
الفرايض كه از
جمله ضرورياتست
، اينست ؛ بسم الله
الرحمن الرحيم
، اعلم ان اذا مات
الانسان اول يبدء من
تركته بتكفينه
وتجهيزه و مايحتاج
اليه من ذلك ثم
يقفر ديونه ان
كان ثم ينفذ وصاياه
ان كان ثم قسم الباقي
بين ورثته ؛ بدان بدرستيكه
هر گاه كه مُرد
آدمي ، اول چيزيكه
ابتدأ كرده ميشود
از تركه ، تكفين
او و تجهيز او و
بچيزيكه احتياج
برده شود بسوي
او از كفن ، بعد
از آن داده ميشود
قرض او را اگر باشد
بعد از آن ادأ كرده ميشود
وصيتهاي او را
اگر وصيت كرده
باشد بعد از آن
تقسيم كرده ميشود باقيرا ميانة
ورثة وي . مسئله
رجل مات
و ترك ابا لاغير
فالمال كله للاب
يعني
شخص مرده
است ورثه از وي پدر مانده
است ، پس ماليكه
مانده تمامي او
را پدر ميكرد . »
عبارات پاياني
كتاب سوم :
« تمت
الرساله الجواهر الفرايض
معلوم صاحب بصارتان
بوده باشد كه اين
محقر بي بضاعت
موافق فهم قاصر
خود ، آنچه از استاذان
شنيده بود موافق
قواعد فرايض اين
رسالة جواهر الفرايض
را بفارسي در قيد
تحرير آورد تا
كه معلوم گردد
. »
در اين بخش ، مسأله و
جواب به زبان عربي
و در ادامه با قيد
عبارت «يعني » ( كه
بر بالاي آن ، خطي
با مركب قرمز نيز
كشيده شده است
) ترجمه آن به فارسي
، آورده شده است
. در اين كتاب
63 مسأله فقهي در
بارة ارث
و پاسخ آن مطرح
شده است .
در ادامة كتاب
در يازده صفحه
، دو دعا به زبان
عربي و تماماً
به خط دستنويس ) كتابت
شده است . پس از آن
، دعايي به زبان
فارسي در 8 صفحه
نگاشته شده است
.
عبارات آغازين
اين دعا :
« اي مُفضل
بي فضول ، اي عادل
بي عدول ، اي قاضي
بي عزل ، و اي حاكم
بي بزل ، اي جبار
بي عديل ، اي ملك
بي وزير ، اي پادشاه
بي بشير … »
عبارات پاياني
اين دعا :
«
الهي به حرمت حسن
منصور حلاج ، الهي
بحرمت نماز ايشان
، الهي بحرمت نياز
ايشان ، الهي بحرمت
جمله انبياء و
اوليا ، الهي بحرمت
جن و انس ، الهي
بحرمت يوم الايوم
، الهي بحرمت نورعلي
نور ، الهي بحرمت
يا ذوالجلال والاكرام
محمد و بحرمت انما
امره اذ اراد شيأ
ان بقول له كن فيكون
فسبحان الذي بيده
ملكوت كل شئي و
اليه ترجعون برحمتك
يا ارحم الرحمين
. »
بر تذهيب روي
جلد ، عبارت تركمني
« يولداش صحاف » و
تاريخ [احتمالأ
] 1286 حك شده است . در
صفحة ابتدايي كتاب
، با خط دستنويس
ناخوش مطالبي در
بارة طلب ها و بدهي
ها از برخي اشخاص
به چشم مي خورد
.
|
مؤلف |
عنوان |
ابو نصر احمد
بن محمد بن نصر
القباوي
محمد يوسف
منشي ابن خواجه
لقاء |
ذكر طايفه اي
من اهل بخارا و
نواحيها تذكرة
مقيم خاني |
تاريخ
كتابت : 1230 هجري
قطع
و اندازه : 13*23
شمارة
مخزن : 6/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پلاستيكي به رنگ
سبز كه جلد مقوايي
تذهيب شده نسخه
خطي را پس از مرمت
، به آن چسبانده
اند . جلد پشت و روي
نسخه ، به رنگ سبز
كم رنگ است .
نسخه در قالب
نظم و نثر ( غالباً
نثر ) به زبان فارسي
و به خط دستنويس ( متن با مركب
مشكي و سرفصلها با مركب قرمز
) نگاشته شده است
.
نسخه ، مرمت
شده و ترتيب صفحات
آن مرتب و شماره
گذاري صفحات با
نوشتن كلمه آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ مشخص گرديده
است . در برگه دان
كتابخانه ، 436 ص درج
شده است .
داراي نقش
مهر است . به اين
ترتيب كه اين نسخه
مهمور به دو مهر
نسبتاً بزرگ با
مركب قرمز است
. در حواشي اين مهر
ها ، عباراتي به
الفباي روسي و
در داخل نيز عباراتي
به خط فارسي ( به
خط نستعليق ) به
چشم مي خورد كه
ناخواناست .
كتاب اول :
ذكر طايفه اي من
اهل بخارا و نواحيها
بخش
اول از اين كتاب
، داراي 58 صفحه است
.
عبارات آغازين
اين بخش :
« الحمدلله الذي
تفرد بالبقاء وتوحد
بالعز و الكبرياء
و جعل الموت مخلصاً
للاتقياء من العماء
و الصلوه و السلام
علي رسوله محمد
سيد الانبياء و
الاصفياء و شفيع
الاموات و الاحياء
الذي ارسله بالحق
بشيراً و نذيراً
الي كافه الناس
من البطون و الاحياء
و علي آله و اصحابه
نجوم الاقتداء
و الاهتداء و
علي من تبعهم الي
يوم الدين و البلاء
و البقاء اما
بعد ، هذا ذكر
طايفه من اهل بخارا
و نواحيها من العلما
و الكبراء و الفضلاء
و المشايخ المتقدمين
و المتأخرين .»
« و ديگر در جانب
قبله شهر بر تل
سنگريزه مزار منور
شيخ سالك مجذوب
بركه الزمان بابا
مبارك چهار طاقي
است رحمه
الله وفات او در
شب بيست و يكم رمضان
سنه 814 اربع عشر و
ثمان مأته بود
است[عين عبارات]
. يا ربنا بلغ الي
ارواحهم منا و
منك تحيته و سلاماً
اللهم اغفرلي و
لوالدي
و لجميع المؤمنين
و المؤمنات . تمت
تاريخ ملازده في
يوم يكشنبه يكم
شهر رمضان المبارك
سنه 1230 في يد الضعيف
النحيف ترسون باقي
قاري بخاري ولد
.»
بخش
دوم كتاب داراي
118 صفحه و هر صفحه
داراي 15سطر است
. مؤلف در ابتداي
اين بخش در بارة
اصل كتاب كه به
زبان عربي بوده
و نويسندة آن و
دليل اتخاذ تصميم
به ترجمة اين كتاب
به زبان پارسي
و ويژگي هاي كار
خود ، مطالبي را
ذكر كرده است .
عبارات آغازين
اين بخش :
« الحمدلله الذي
تم الصالحات سپاس
و ستايش خداي تعالي
را جل جلاله كه
آفريننده جهانست
و دانندة نهانست
و روزي دهندة جانوارنست
و دارندة زمين
و آسمانست . درود
و تحيت برگزيدة
آدميان و خاتم
پيغمبران محمد
مصطفي صلي الله
عليه و آله و سلم
و ياران و اتباع
و اشياع رضوان
الله عليهم اجمعين
اختصاركرد بجهت
خذمت مجلس عالي
مولانا صدر الصدور
جهان خواجه امان
رجل اعز اشرف اظهر امجد
كبير كريم برهان
المله و الدين
سيف الاسلام والمسلمين
حسام الايمه في
العالمين رنيته
الملك الملوك و
السلاطين سلطان
الشريعه كهف المله
قدوه الامامه ناصر
السلطنه قامع البدعه
ظهير الخلافه نصير
الايام مجيرالانام
ملك العالم اكرم
الدنيا اعلم الوري
سيد اهل الارض
امام الحرمين مفتي
الخافقين كريم
الطرفين حبيب الابوين
تاج المعاني و
المناقب والمراتب
والمفاهر عبدالعزيز
صدر الاجل الشهيد
السعيد حسام الدين
عمر بن الصدر الامام
الحميد برهان الدين
عبدالعزيز قدس
الله ارواح السلف
و بارك في عمر الخلف
في العز و العلاء
و الدوله و الشناء
مابقي الارض والسماء
كمترين بندگان
محمد بن زفر بن
عمر باشد كه مجلس
عالي مولوي دام
عليا شرف مطالعت
ميمون دام ميمونا
ارزاني دارد و
بچشم رضا ملاحظت
فرمايد انشاء
الله تعالي . آغاز
كتاب چنين گويد
ابو نصر احمد بن
محمد بن نصر القباوي
كه ابوبكر محمد
بن جعفر الزشخي
كتابي تأليف كرده
است بنام مير حميد
ابو محمد بن نصربن
اسماعيل الساماني
رحمهم الله و نور
لمضجبعه در ذكر
بخارا و
مناقب و فضايل
او و آنچه در وي
است و در روستاهاي
وي از مرافق منافع و آنچه
بوي نسبت دارد
و ذكر احاديثي
كه در فضيلت بخارا
آمده است از رسول
صلي الله عليه
وسلم و از اصحاب
و تابعين و علماء
دين رضوان الله
عليهم اجمعين و
تأليف اين كتاب
بعربي بوده است
بعبارتي بليغ در
شهور سنه 332 اثنين
و ثلثين
وثلاثمائه و چون
بيشتر كس بخواندن
كتاب عربي رغبت
ننمايد دوستان
از من درخواست
كردند كه اين كتابرا بپارسي ترجمه
كردم در جمادي
الاول سنه 522 اثنين
و عشرين و خمسماته
و چون درين نسخه
عربي بود ذكر چيزهاي بود
كه بران مصلحتي
باز بسته نبود
و نيز طبيعت را
از خواندن ملالت
افزودي ذكر آن
چيزها كرده نشد
. »
عبارات پاياني
بخش دوم :
«
و ولايت ويلمان
بگرفت و با ويلما
صلح كردند بدانكه
هر سال صد و پنجاه
هزار درم نيشابوري بدهند
و امير سديد از
دنيا برفت در روز
يكشنبه شانزدهم
ماه محرم بسال
سيصد و شصت و پنج
و مدت ملك او پانزده
سال و پنج
ماه بود والله
اعلم . تمت . سنه
1230 »
بلافاصله
پس از اين بخش ،
متني دو صفحه اي
مي آيد كه عبارات
ابتداي آن چنين
است :
« تواريخ
انبياء عليهم الصلوه
والسلام و ملوك
وسلاطين از وقت
نزول حضرت آدم
عليه السلام شش
هزار و هفتصد و
بيست سال ، از
عهد حضرت ادريس
عليه السلام پنج
هزار و سيصد و نوزده
سال و …. .»
اين متن دو
صفحه اي با چنين
عباراتي به پايان
مي رسد :
« از وفات حضرت
عبدالله بن عباس
رضي الله عنها
شش صد و شصت و يك
سال ، از وفات عمر
عبدالعزيز ششصد
و پنجاه و پنج سال
، از عهد سبكتكين
سيصد و سي ونه سال
، از رفتن سلطان
محمود سيصد و هشت
سال ، از وفات سلطان
سنجر صد و هفتاد
و شش سال ؛ تمت . »
كاتب در ادامه
، با حمد ستايش
پرورد گار به خاطر
اتمام در نگارش
كتاب آورده است
:
« قد
وقع الفراغ عن
تحرير الكتاب بعون
الملك الوهاب في
تاريخ يوم جمعه
اربع عشر من شهر
ربيع الآخر دُنغوز
ييلي [ به زبان تركمني
يعني سال خوك] سنه
1230 في بلدة فاخرة
بخارا علي يدالضعيف
النجيف اقل العباد
ترسون باقي بن
محمد نظر غفر الله
لهما و لجميع المؤمنين
و[… .] »
در
اين بخش ، تا ص 125 هر
صفحه داراي
17سطر است اما از
صفحة 125 به بعد تعداد
سطور هر صفحه 13سطر
است اما
نوع خط ، همان خط
دستنويس است كه كاتب قبلي
نوشته است . جالب
اينجاست كه تا
صفحة 125عبارت آغازين
صفحة بعدي در زير
صفحة قبل نوشته
شده است تا خواننده
در صورت به هم خوردن
صفحات ، بتواند
آن را مرتب نماند
ولي در صفحة 125 اين مورد مشاهده نمي
شود . با اين وجود
، موضوع
صفحة بعد ، نشان
مي دهد كه ادامه
همان صفحه است
اما زيادتر شدن
فاصله بين سطور
و موردي كه ذكر
شد ، در نگاه اول
اين تصور به ذهن خواننده
خطور مي كند كه
شايد صفحه يا صفحاتي در آن بين
، مفقود شده باشد
.
كتاب دوم
: تذكرة مقيم خاني
داراي 211 صفحه
است ؛ متن با مركب
سياه و سرفصل ها
با مركب قرمز نوشته
شده اما جاي برخي
از سرفصل ها در
صفحات آخر كتاب
، خالي مانده است
. يك مقدمه و سه مقاله
دارد .
عبارات آغازين
كتاب دوم :
« افتتاح مقال
بعون حضرت ملك
ذوالجلال وقادر
متعال تعالي شأنه
[…] يقال كه در
مبدأ فطرت و منشاء
خلقت وجود انسانرا
با تشريف و
لقد كرمنا بني
آدم مشرف و مكرم فرمود و مفارق
مفاخرت ايشانرا
بتوشيح و فضلنا
هم علي كثر علي
من خلفتا تفضيلاً
مزين و مجلّي گردانيد
»
پس
از حمد و ستايش
خداوند و نعت حضرت
رسول آورده است
:
«
ناگاه نظر قدسي
سرايت كيميا خاصيت
بسوي اين شك بي
بضاعت و بندة خالي
از استطاعت كمترين
بنده ها محمد يوسف
منشي ابن خواجه
لقا غفرلهما شامل
داشته بر زبان
حقايق ترجمان جاري
گردانيد كه واقعات
و واردات ايام
سلف كه از زمان
دولت بوزنجرخان
تا ايام جهانگيري
پادشاه كشورستان
چنگيزخان و اولاد
اخفا و آن شهريار والا شأن
و انتزاع اقاليم
سبعه از يد و تصرف
خانان مغول علي
الخصوص استيلا
بر ممالك ماوراءالنهر
به شمشير سياست
و قهر سلاطين دشت
قبچاق خصوصاً پادشاه
خليفه الرحمان
محمد شيباني خان
و اولاد عشاير
او تا شهادت عبدالمؤمن
خان چنانچه در
جرايد كتب تواريخ
مثبوت است مبين
گردان .»
سپس چند بيت
شعر ذكر كرده و
نوشته است :
« امتثالاً لامرالله
تعالي اين ذرّه
بيمقدار مانند
قلم سر بر خط فرمان
نهاده و خود را
با[…] فيض الهي
سپرده غواص صفت
در بحر اخبار فرو
رفته […] ريزه
چند مشتمل بر اظهار
اينمقدار فراهم
آورده بر ساحل
ظهور رسانيد و
ترتيب آن بر مقدمه
و سه مقاله و اين
كتاب را تذكرة
مقيم خاني نام
نهاد و بالله التوفيق
. »
عبارات پاياني
كتاب دوم :
«
بعد از اينواقعه
بتاريخ رجب المرجب
هزار دو صد چهل
شش اتاليق بيك
از شهر [.؟.] آمده با
هژده سوار بشهر
[.؟.] رفته نصف از شب
[.؟.] مانده بارك دوانيدن
مشغول شد [.؟.] ضعف
او را فهميده [.؟.]
نموده گرفته بقتل
آوردند عالم از
شر او صاف شد .والله
اعلم با الصواب
تمت اكتاب
[عين عبارت ] بعون الملك
وهاب »
صفحات
آخر كتاب پر از
اغلاط و با خطي
نوشته شده كه شتاب
و عجله كاتب را
نشان مي دهد و به
همين خاطر ، برخي
از كلمات نامفهوم
است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
مجموعة شروح
؛ صرف و نحو عربي
|
قطع : 5/14 * 5/25
شماره مخزن
: 8/3 Перс
نوع
جلد : مقوايي با
روكش پارچه اي
به رنگ سبز / جلد
مقوايي تذهيب شده
به رنگ مشكي كه
متعلق به خود اثر
بوده ، پس از مرمت
نسخه ، به قسمت
پشت و روي جلد چسبانده
شده است .
اين نسخه
خطي ، حاوي نه رساله
( شش رساله به زبان
عربي و سه رساله
به زبان فارسي
) مي باشد . در اين
نسخه خطي با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ ، ترتيب صفحات
مشخص گرديده و
هيچ عددي يا حروفي
دال بر ترتيب صفحات
، وجود ندارد ،
با اين همه ، در
برگه دان كتابخانه
، تعداد صفحات
نسخه مذكور 850 ص ذكر
شده است.
در ابتداي
كتاب ، مقدمه اي
در يك صفحه ( 21 سطر
) به قلم كاتب ذكر
شده است مبني بر
اين كه ، كتاب شامل
چندين رساله است
. لازم به ذكر است
كه برروي برخي
از عبارات ، با
مركب سياه خط كشيده
شده است كه به نظر
مي رسد ، بعدها
اين كار صورت گرفته
باشد . متن مقدمه
، چنين است ( عباراتي
كه بر روي آنها
خط كشيده شده اند
در داخل كلوشه
[] آورده مي شوند
) :
«
ببايد دانست كه
اين مجموعة نفيسة
عزيزة نادره الوجود
مشتمل است اولأ
[ به شرح آداب مناظرة
عضديه و ثانيأ
بر متن آداب صدريه
و ثالثاً ] بر شرح
ابيات فوايد ضيائيه
لمولانا شمس الدين
محمد القهستاني
[ و رابعاً] ثانياً
بر شرح تصرفات
لمولانا عصمه الله
البخاري [وخامساً]
و ثالثاً بر شرح
عوامل شيخ عبدالقاهر
ليوسف بن ابراهيم
حلبي [وسادساً]
و رابعاً بر شرح
عوامل معروف لمولانا
صادق و[سابعاً]
خامساً بر شرح صرف زنجاني
لافضل المحققين
العلامه التفتازاني
و [ثامناً] سادساً
بر شرح صرف معزّي
لمولانا علاءالدين
السخفي و [تاسعاً]
سابعاً بر رسالة
فارسيه در صرف
تأليف افضل المدققين
العلامه السيّد
شريف الجرجاني
[وعاشراً] ثامناً
بر شرح صرف هوايي
لمولانا داود بن
عبدالباقي و [حادي
عشر] تاسعاً بر
شرح نصاب الصبيان
لمولانا شمس الدين
محمد القهستاني
؛ و مختفي نخواهد
بود كه مختصرات
مذكوره را فضلاي
روزگار اگرچه شروح
بسيار نوشته اند
ليكن ارباب اعتبار
و اصحاب اختيار
آنچه مذكور شد
احسن شروح و افضل
آن اعتبار نموده
[ خط فسخ بر ساير
آن كشيده .؟. اند]
لهذا افضل العلماءالراسخين
اكمل الفضلاءالناسخين
مولانا ساقي الكاتب
البلخي المشهور
ابن مولانا محمد
امين كه بامداد
خامه گوهرنگار
و ارشاد قلم مشكبار
كتب مندرسه و نسخ
منطمسة اكثر علوم
را كه بتصرفات
فاحشه نسّاخ بي
بصيرت كه يحرّفون
الكلم عن مواضعه در صفحة حال
ايشان مرقوم است
اندراس يافته بوده
كالمعلّم الثاني
مجددأ بزيور تحرير
دلپذير خود آراسته
اند و بحيله تقرير
بي نظير خويش پيراسته
سواي [ ... كلماتي آمده
كه بر روي آنها
با مركب سياه خط
كشيده شده و ناخوانا
است ] شرح ابيات
، تمامي شروح مسطوره
مجموعه ، مرقوم
قلم مشكبار مشاراليه
بود . راقم الحروف
بامداد اخوان صفوت
نشان ، مجموعه
مزبوره را با جمعها
مع الحواشي از
نسخه دستخط مشاراليه
در حيز نقل آورده
براي آيندگان يادگار
گذاشت .
لراقمه :
متاع
دهر سزاوار دل
نهادن نيست مگر كه هر
چه شود ، جمع يادگاركنيم
»
از اين مقدمه
چنين بر مي آيد
كه نسخه خطي فوق
، داراي نه رساله
است و كاتب ( بامداد
اخوان صفوت نشان
) اين مجموعه شروح
را از روي كتابي
رونويسي كرده كه
كاتب آن « مولانا
ساقي الكاتب البلخي
المشهور ابن مولانا
محمد امين » بوده
است .
در صفحة
بعد در عرض كتاب
، فهرست شروح و
رساله هايي كه
در اين كتاب ذكر
شده به همراه موضوعات
آنها ذكر شده است
كه به نظر مي رسد
بعدها به كتاب
چسبانده شده باشد.
( در پشت همين صفحه
، بقاياي كلمات
و عبارات چاپي
به زبان روسي ديده
مي شود كه نشان
مي دهد اين كار
توسط صحاف و يا
مرمت كننده ، صورت
گرفته است .) در صفحه
بعدي ابياتي نقل
شده كه در ابتداي
آنها ، كاتب نوشته
است كه آنها را
به نقل از پدرش
نوشته است : « هذه الابيات
المكتوبه في هذه
الصفحه كلها من
مقولات مولانا
و استادنا و والدنا
نورالله مرقده
و اسكنه في اعلي
جنانه»
يكي از اين
ابيات ، چنين است
:
منعم مكن اي
حاكم شرع از مي
ناب تشريف
دهد سر ترا دور
شراب
در بخشي از
اين صفحه ، چنين
عبارتي به چشم
مي خورد : « رباعياتي
كه به استحصال
بعض مطالب بجناب
سلطان سيد امير
حيدر خلّد ملكه
و سلطانه نوشته
اند .»
در صفحه بعد
از آن ، برخي از
ابيات رودكي ،
مولوي ، جامي ،
عماره ذكر شده
است . زير عنوان « عماره
رحمه الله عليه
فرموده » چنين ابياتي
ذكر شده است :
غره مشو بآن كه
جهانت عزيز كرد اي بس عزيز
را كه جهان كرد
خوار زار
مار است اين
جهان ، جهانجوي
مارگير از
مارگير مار بر
آرد گهي دمار
در چهار صفحة
بعدي ، حكايتي
از خردنامة اسكندري
( عبدالرحمن جامي
) ذكر شده است . نخستين
حكايت با اين عبارت
آغاز مي شود :
« شيخ
بزرگوار مصلح الدين
سعدي شيرازي چون
اين بيت گفت كه
:
برگ درختان
سبز در نظر هوشيار
هر ورقي
دفتريست معرفت
كردگار
يكي
از اكابر در واقعه
ديد كه جمعي از
ملايكه با طبقهاي
نور از براي نثار
شيخ از آسمان فروز
آمدند . »
پس از
آن ، شرح ماجرا
با اين ابيات آغاز
مي شود :
سعدي آن بلبل
بستان سخن در گلستان
سخن دستان زن
بست بيتي ز
دو مصراع بهم هر يكي مطلع
انوار قدم
عارفي زنده
دلي بيداري كه
نهان داشت برو
انكاري
و ...
در
ابتداي دو صفحة
ديگر ، عنوان « حكايت » با مركب
قرمز نوشته شده
اما كاغذ نانوشته
است ؛ گويي كاتب
فرصت نكرده متن
حكايت را بنگارد
. عناوين حكايت
هاي ديگر چنين
است : « حكايت و
معارضه حكيم و
لئيمي كه صورت
اين ، چون سيرت
آن آراسته ، و صورت
آن چون سيرت اين
ناپيراسته » ،
« گوش خالي
فرزند ارجمند را
بگوهر پند ، گوهر
بند كردن و لوح
ساده اش را بنقوش
نصيحت نشان مند
ساختن » ، « بطريق تجريد
و قناعت »
، « در نصيحت نفس
مفلس از بضاعت
و دلالت وي » ، «
با آن پير زال
در بادية قناعت
بر قدم توكل ايستاده
» ، « حكايت آن از
قافلة حاجيان دو
[عين
عبارت] افتاده
» .
لازم به ذكر
است كه چهار صفحه
بعدي ، نانوشته
است .
1- رساله « شرح ابيات
ضيائيه » ( شرح ملاي جامي
لمولانا شمس الدين
محمد القهستاني ) :
در علم نحو
نوشته شده و داراي
54 صفحه ( هر صفحه داراي
21 سطر ) مي باشد . رساله
به زبان عربي و
به شيوه نستعليق
معمولي نوشته شده
و داراي حواشي
به زبان عربي است
. برخي از حواشي
ها بر روي صفحه
اي مجزا نوشته
شده و در همان صفحه
مورد نظر ، چسبانده
شده است .
عبارات
آغازين رساله
:
الحمدلله
الذي رزقنا من
العربيه رزقأ كاملأ
فقدرنا علي ايضاح
كلامهم [...] شاملاً
و الصلوه علي اكمل
الراسخين في البلاغه
و علي آله و اصحابه
افضل الناطقين
في الصناعه ، اما
بعد فلما وقع من
رمي الدهر ابتلائي
بماوراءالنهر
رءيت الفضلا فيه
راغبا عما في الضيائيه
من الشروح المشهور
النجبأ من الاحاديث
المشكله و الآيات
و الامثال المفصله
و الابيات
عبارات پاياني
رساله :
فقد
تم بالتمام و اختتم
بالاختتام بموفق
المرام في احسن
المقام ما هو النافع
للانام من الخواص
و العوام و لنايوم
لاثنتين و خمسين
و تسعمأته من الاعوام
من الهجره النبويه
عليه الصلوه و
السلام .
هذا الرساله
المسمي بشرح الابيات
،
برحمتك يا ارحم
الراحمين ، سنه
1223
2- رساله « شرح التصرفات
لمولانا عصمه الله
بن مولانا محمود
البخاري » :
اين رساله
در علم نحو است
كه به زبان عربي
و به خط نستعليق
، در 60 صفحه ( هر صفحه
داراي 23 سطر ) نوشته
شده است .
عبارات
آغازين رساله
:
حمداً
لمن فتح ابواب
العلوم علي اولي
الالباب و نصبهم
علي روسنا فصلأ
بين الخطاء و الصواب
و الصلوه علي من
بعثه علي الكافه
مع الكتاب و علي
طريق الهدايه و
فصل الخطاب و علي
آله و اصحابه نرجو
شفاعتهم يوم الحساب
و بعد فلما وفقت
بمطالعه كتاب التصرفات
بعون قاضي الحاجات
... ان اكتب ما وجدت
فيها من النكات
و ازيلي النقاب
عن وجوه المبهمات
لينفع بعد ذلك
في المذاكرات
عبارات پاياني
رساله :
و هو بيان
الجنس يحصل بذلك
تم_ ما قصدت_ جمعه
من هذالكتاب قد
وقع الفراغ عن
... الشريفه الميمونه
المباركه بعون
الل_ه الملك ذي
العزه والجلاله
في يوم الاربعاء
... من شهر محرم الحرام
و كان النير الاعظم
مع برج دلو في شهور
سنه 1224 ؛ اللهم اغفرلي
والوالدي و… .
پس از آن ، در
پنج صفحه ، با همان
شيوه نگارش ، انواع
كلمه « التاء» (چون
تاء تانيث ، تاء
تذكير و … معاني
آنها ) ذكر شده است
. لازم به ذكر است كه در اين
بخش ، هر صفحه داراي
25 سطر است كه با قلم
ريز به شيوه نستعليق
نوشته شده است
. توضيحات اضافي
در باره متن ، بر
روي كاغذ هايي
مجزا و كوچكتر
از قطع صفحات كتاب
نوشته و به عطف
چسبانده شده اند
.
پس از آن
، قصيده اي با 23 بيت
آمده كه بر بالاي
اين قصيده ، چنين
آمده است: « هذه قصيده مشتمله
علي المونثات السماعيه
للشيخ جارالله
صاحب الكشاف » . در اين قصيده
، انواع اسماء
تأنيث سماعي ـ
كه فاقد علامات
تأنيث هستند ـ
ذكر شده است .
3- رساله « شرح عوامل
از تصنيفات شيخ
عبدالقاهر يوسف
ابن ابراهيم حلبي
» :
اين
رساله در علم نحو
و به زبان عربي
در 70 صفحه ( 23 سطر در
هر صفحه )
نوشته شده و فاقد
حواشي است .
عبارات آغازين
رساله :
نحمدك
علي افضال الآئك
[…] و نشرك
علي ايصال نعمائك
المتنابعه و نصلي
علي افضل نوع البشر
محمد المبعوث الي
اهل الوبر و المدر
و علي آله الكرام
و اصحابه العظام
و خلفائه الاخيار
من الاختان و الاصهار
و نسالك ان تهديني
الي […] العوامل
و ان كان مجردا
عن الدلايل و نرجو
منك ان توفقني
للصدق و الصواب
و […] عن
الخطاء و الاضطراب
، من قال آمين ابقي
الله مهجته ، فان
هذا دعاء يشمل
البشرا ، اما بعد
فقال اجوع خلق
الله اليه يوسف
بن ابراهيم الرومي
لما كان الواجب
علي كل شارع علم
من العلوم
عبارات پاياني
رساله :
تمت
كتابه هذه الاوراق
مع البتلاء بالهجران
و الفراق علي يد
احقر عبادالله
الوافي العاجز
الذليل الجافي
تراب اقدام الاحباب
و مخلص خلص الاصحاب
مير شريف بن مير
سليم في شهر رجب
المرجب سنه 1226 الف
ماتان ستته و عشرون
من الهجره علي
صاحبها... .
در چند صفحه
بعدي ، مطالبي
در باره معني « نحو»
از منابع مختلفي (چون « شرح
كشاف » ) ذكر
شده است .
4- رساله « شرح عوامل
از تصنيفات مولوي
صادق بخاري » :
اين رساله نيز
در علم نحو ، به
زبان عربي در 60 صفحه
( 23 سطر در هر صفحه)
به خط نستعليق
نوشته شده است
. رساله داراي حواشي
به زبان عربي مي
باشد .
عبارات آغازين
رساله :
نحمدك
يا من جعلت علم النحو
ميزان الاعراب
و البناء ، و نشرك
يا من رفعت المنصوبين
علي سرير الفصل
بالدرجات من العلماء
و نعبدك يا من نصبت
المجرورين من الضلاله
نفسها لاثبات وحدانيتك
من العقلاء ، و
نستعينك يا من
كنت موصوفاً بالذي
ليس كمثله شئي
في الارض و لا في
السماء ، و نصلي
علي نبيك السابق
علي النبياء و
المنصور بالنصره
الكامله علي العداء
و علي آله و اصحابه
خيرالتقياء و بعد
منقول العبد المفتقرالي
الله الملك الصمد
، محمد صادق بن
درويش محمد ، متعه
الله بالعلم الازلي
الي الابد ، لما
رأيت رساله العوامل
انها رساله نافعه
و... للوهم في الاعراب
و البناء دافعه
، اردت ان اكتب
لها شرحاً مختصراً
و اصرف عنان جواد
القلم ... و اورد فيه
قواعد شريفه و
نكتاً لطيفه سمعت
بعضها عن الموالي
العظام و رأيت
بعضها في الكتب
الظاهره المرام
، فنظمتها كالدرر
في سلك التقرير
و رتبتها كالزمر
علي فرع التحرير
و سميتها بجامع القواعد
لحتوائها علي الفوايد
، غير الزوايد و ما
توفيقي الابالله
عليه توكلت ... .
عبارات پاياني
رساله :
تمت علي يد احقر
العباد ميرزا هدايت
الله بن مولوي
داملا ميرزا نعمت
الله في بلده المسماه
ببخارا في وقت
الظهر يوم الخميس
في شهر رجب المرجب
سنه سته و عشرين
و ماتين و الف من
الهجره الشريفه
سنه 1226 .
در صفحه بعدي
با خط خوش نستعليق
اطلعات پراكنده
اي چون تاريخ تأليف
شرح التصريف للزنجاني
، معني مصدر ، علم
صرف و التصريف
آمده است . يكي از
آنها چنين است
:
تاريخ وفات
علامه تفتازاني ولد في صفر
722 :
آفتاب شرع
ملت ، سعد تفتازان
برفت
آب چشم من چو
سيلي بلغ الله
رجاه
عقل را پرسيدم
از تاريخ سال رحلتش
گفت تاريخش
يكي كم طيب الله
ثراه
كه با تبديل
نمودن حروف ابجد
، عدد 792 بدست مي آيد
.
5- رساله
« شرح زنجاني
از تصنيفات مولانا
المحققين علامه
تفتازاني » :
اين رساله
در علم صرف در 116 صفحه
به زبان عربي نوشته
شده است . حواشي
آن نيز به زبان
عربي است . متن و
حواشي با مركب
سياه و سرفصل ها
با مركب قرمز نوشته
شده و بر بالاي
برخي از عبارات
مهم با مركب قرمز
خط كشيده شده است
.
در چند
صفحه ابتداي رساله
، معناي برخي از
عبارات عربي داخل
متن ، به خط دستنويس
، با قلم ريز و مركب
سياه ، در زير همان
عبارات ، نوشته
شده است . برخي از
توضيحات به خاطر
اينكه در حاشيه
نمي گنجيده است
، در كاغذي مجزا
(كوچكتر از طول
و عرض كاغذ متن
) نوشته شده و در
بين صفحات چسبانده
شده است .
عبارات
آغازين رساله
:
ان اروي زهر
تخرج في رياض الكلم
من الاكمام ، و
ابهي ... ببنان البيان
، و اسنان الاقلام
، حمد الله سبحانه
علي تواتر نعمائه
الزاهره الظاهره
و ترادف الآئه
المتوافره المتظاهره
، ثم الصلوه علي
نبيه محمد المبعوث
من اشرف جراثيم
الانام و علي آله
و اصحابه الائمه
الاعلام و ازمه
السلام و بعد ،
فيقول الفقير الي
الله الغني مسعود
بن عمر القاضي
التفتازاني ، بيض
الله تعالي ... احواله
، و اورق اغصان
آماله ، لما رأيت
و مختصر التصريف
الذي صنفه الام
الفاضل ، العالم
الكامل ، قدوه
المحققين عز المله
و الدين ، الزنجاني
رحمه الله تعالي
مختصراً ينطوي
علي مباحث شريفه
و يحتوي علي قواعد
لطيفه
عبارات
پاياني رساله
:
قد
تم تسويد هذا الشرح
الشريف و التصنيف
العزيز اللطيف
علي يد اذل عبادالملك
الباري عنايت الله
البخاري عفي عنه
في ليله الاثنين
من شهر رجب المرجب
سنه 1226 .
در سه صفحة
بعدي ، مطالبي
با عنوان « من منتخب
تذكره الولياء
» به زبان فارسي
و به خط شكسته نوشته
شده است .
6- رساله « شرح معزي از
تصنيفات امام الهمام
شيخ علاءالدين
السخفي » :
اين رساله
در علم صرف در صد
صفحه به زبان عربي
و به خط دستنويس
و نستعليق نوشته
شده است . متن با
مركب سياه و تمامي
سرفصل ها نيز با
مركب سياه - اما
با قلمي درشت تر
از قلمي كه با آن
متن را نوشته اند
- نگاشته شده است
. بر بالاي عبارات
مهم با مركب قرمز
خط كشيده شده است
. صفحات ، داراي
حواشي به زبان
عربي است .
عبارات
آغازين رساله
:
الحمدلله المنزه
عن الانتقال ،
و الصرف عن حال
الي حال ، المقدس
عن التغير و الزوال
، المتعالي عن
الشبه و المثال
، الحاضر عنده
الماضي و الاستقبال
، الذي خلق الانسان
من صلصال و الهمه
معاني و الافعال
، والصلوه علي
رسوله محمد ذي
الفضل والافضال
و علي آله خير الآوال
و اصحابه نعم الرجال ، اما بعد
فيقول الفقير الي
الله الغني ، علاءالدين
محمد السخفي غفر
الله له و لاسلافه
، و بارك فيه و في
اخلافه ان الخافان
الاعظم خلد الله
سلطانه و ادام
لاقامه العدل برهانه
، طابني المدرسه
الخاقانيه حرسها
الله سبحانه عن
نوايب الازمان
و... .
در بخشي از
صفحات اول ، چنين
جمله اي آمده است
:
و قد
قيل التصريف مفتاح
العلوم و كان الصرف
المعزي كتابا حسن
التصريف يهتدي
به المهتدي الي
علم التصريف جاريا
مجري المدخل في
الكتب المبسوطه
مشتملاً علي المسايل
و النكت المضبوطه
عبارات پاياني
رساله :
قد
تم تسويد هذه النسخه
الشريفه العزيزه
علي يد اذل عبادالله
الملك الباري عنايت
الله الباري عنايت
الله البخاري ابن
مولوي ميرزا نعمت
الله عفي عنها
في يوم الاحد شهر
ربيع الاول المنتظم
في سلك شهور 1226 من
الهجره النبويه
عليه افضل الصلوه
و اكمل التحيات
و علي آله .
6- رساله فارسيه
مفيده از تصنيفات
مولنا المدققين
العلمه مير سيد
شريف الجرجاني
:
اين رساله
به زبان فارسي
و در علم صرف نوشته
شده است . در بالاي
صفحه عنوان ، با
مركب قرمز و نستعليق
خوش ، يادداشت
تملكي با اين عبارت
ذكر شده است : « رساله
في علم التصريف
للاستاد المحقق
و […]
المدقق السيد الشريف
الجرجاني قدس سره
العزيز ؛ كاتبه
و مالكه احقر العباد
عنايت الله عفي
عنه »
اين رساله
ناقص الاخر 21 صفحة
نوشته شده و پنج
صفحة نانوشته و
سفيد دارد . متن
به خط دستنويس
و با مركب سياه
و قلم نازك و سرفصل
ها با مركب قرمز
نوشته شده است
. هر صفحه داراي
23 سطر است .
عبارات
آغازين رساله
:
بدان ايدك الله
تعالي كه كلمات
لغت عرب بر سه گونه
است ؛ اسم است چون
رجل و علم ، و فعل
است چون ضرب و دحرج
، و حرف چون من و
الي ، و تصريف در
لغت ، گردانيدن
يك لفظ بصيغهاء
مختلفه تا حاصل
شود از آنجا معنيهاء
متفاوته و تصريف در اسم
باشد چون رجل ،
رجلان ... .
عبارات
پاياني رساله
(متن از اواسط صفحه
21 رها شده و ناقص
است ):
فصل
؛ بدانكه افعنلال
در مزيد ثلاثي
آمده است چون اقعنسس
يقعنسس كه حروف
اصولش قعس است
، و افعوال آمده
است چون اجلوز
يجلوز اجلوازاً
، و افعيلال آمده
است چون اعشوشب
يعشوشب اعشيشاباً
قبل از آغاز
رسالة بعدي ، چنين
عباراتي با خط
نستعليق خوش و
مركب قرمز بر بالاي
صفحه درج شده است
:
لكاتبه
؛
بجهت يادگاري
دوستان قلمي نمود
.
ميرزا هدايت
الله تهمت آلوده
1226
7- رساله
بر شرح صرف هوايي
از تصنيفات مولانا
داود بن الباقي:
اين رسالة
ناقص الاخر در
علم صرف و در 31 صفحه
( هر صفحه داراي
23 سطر ) به زبان فارسي
و با خط نستعليق
نوشته شده و داراي
حواشي به زبان
فارسي است . متن
با مركب سياه و
سرفصل ها با مركب
قرمز نوشته شده
و بر بالاي برخي
از عبارات داخل
متن ، با مركب قرمز
، خط كشيده شده
است . نگارش برخي
از عبارات با مركب
قرمز ، حتي در حواشي
نيز صورت گرفته
و حواشي چشم آزار
و خسته كننده نيست
.
عبارات
آغازين رساله
:
صحيح ترين كلماتي
كه در صرف هواي
نفساني سفلي باوج
روحاني علوي باو
توسل جويند ، و
فصيح ترين كلامي
كه بتوفيق و كرم
سبحاني در دفع
همزات شيطاني طريق
تكلم باو بي توقف
و تعلل پويند ،
حمد خداوندي است
كه ذاتش شيون انوثه
و ذكورت و از نقايص
تغير و تبدل و صيروره
و اعتلال مبراست
اين متن ادامه
دارد تا اين كه
در صفحه دوم ، چنين
آمده است :
اما بعد
ميگويد محب اهل
دانش و بينش خادم
حدام العلماء الرباني
داود بن عبدالباقي
بن جان باباء التركستاني
وفقه الله مع غفرانهم
بصرف هذالسفلي
النفساني نحو ما
يفضي من حضيض خطوطه
الي فضاء روح المعارف
العلوي الروحاني
كه چون اين بنده
را ملك علام بر
شد و استعداد در
صرف و نحو در اوايل
اقدام با وجود
قصور و فتور در
اهتمام من بين
حم غفير من الاعلام
تبتهم الله و ايا
نافي متابعه خيرالانام
عليه و علي آله
البرره الكرام
الصلوه و السلام
الي يوم القيام
بمحض موهبت كامله
بي غايت و […] مرحمت
شاملة بي نهايت
خويش معزز و ممتاز
گردانيد بحكم
[….] در
اين دو فن […] ازدياد شوق
ذوق اشتغال مانع
انتقال و ارتحال
بمطالعه فنون ديگر
علي وجه الكمال
ميشد خواستم درين
دو فن يگان رسالة
كه بدايت شروع
باو باشد شرح كرده
شود علي وجه السرعه
اغتناما للفرصه
بعد از آن بمدد
من استوي يوماه
فهو مغبون بمطالعة
ساير فنون بتوفيق
الهي پرداخته شود
و باميد آنكه جمعي
كه از وي مستفيد
شوند دعاي در حق
وي دريغ ندارند
كه خير الناس من
ينفع الناس ، بنابر
اين بعوامل شرحي
نوشته شد كه مسمي
است بجامع القواعد
بعد از آن علي الوفور
و الولاء مستعينا
بالحق جل و علا
بصرف هوايي كه
مختصريست خالي
از حشو و زوايد
و محتويست بر فوايد
و فرايد كه ديدة
ازمان […] وي مكتحل نيست
شرحي نوشته شد
بي افراط در اختصار
و اكثار و ... .
عبارات پاياني
رساله :
و براي همين
او را همزة وصل
ميگويند چه در
تلفظ ساكن باو
توصل ميجويند
و لهذا خليل او
را سلم اللسان
نام كرده يعني
نردبان زبان و
در بعضي شروح معزي
مذكور است وجه
تخصيص همزه از
براي ابتدا كردن
باو اينست كه اقوي
حروف است و ابتداي
باقوي حروف اولي
است با آنكه او
از ابتداي مخارج
است پس براي ابتدا
مناسب تر است اما
كسر همزه براي
نيست [ عين عبارت]
كه همزة وصل در
اصل ساكن است و
اصل در تحريك ساكن
كسر است چنانچه
گذشت يا ميگوئيم
كه كسر همزه در
مكسورالعين براي
متابعت
رساله
با اين جملة ناقص
به پايان مي رسد
و اين در حالي است
كه در پائين همين
صفحه ، عبارت « عين است » ذكر شده ، به
اين معني كه ابتداي
صفحه بعدي بايستي
با اين عبارت آغاز
مي شده است .
8-
شرح نصاب
الصبيان لمولنا
شمس الدين محمد
القهستاني :
اين
رساله در علم صرف
، به خط نستعليق
و در 48 صفحه ( هر صفحه
داراي 23 سطر) نوشته
شده است . قبل از
آغاز متن ، در صفحه
عنوان ، چنين عبارتي
به چشم مي خورد: « شرح نصاب الصبيان
لمولانا شمس الدين
محمد القهستاني
، شارح مختصرالوقايه
، كاتبه و مالكه
عنايت الله ، غفرله»
.
همچنين
به خط كاتب ، در
همين صفحه ، زير
عنوان « اسامي كتب
لغت كه شارح از
آن نقل ميكند » نام كتابهايي
آمده است كه برخي
از آنها عبارتند
از : صحاح ، اساس
، مقائيس ، مغرب
، مهذب ، ديوان
الادب ، صراح ،
كنزاللغات ، مجمل
، مقدمه ، تاج الاسامي
، تاج المصادر
، طلبه الطلبه
، قاموس ، منهاج
اللغه ، حيوه الحيوان
و ... .
داراي حواشي
است . برخي از توضيحات
بر كاغذي كه قطع
آن كوچكتر از كاغذ
متن است ، نوشته
و به صفحات مورد
نظر الحاق شده
است . بر بالاي برخي
از جملات مهم ،
با مركب قرمز ،
خط كشيده شده است
. سرفصل ها و كلماتي
كه در اين كتاب
به شرح آنها پرداخته
شده است ، همگي
با مركب قرمز نوشته
شده اند .
عبارات
آغازين :
« بعد
از شرح نصاب زواهر
[عين عبارت] حمد
مجمل و سبح صحاح
جواهر صلوه مفصل
، ميگويد بندة
محتاج بغفران سبحاني
، محمد بن جلال
بن سليمان قهستاني
، كه بر صفحات ضماير
ارباب استقرارء
مختصرات لغت ،
و الواح خواطر
اصحاب تتبعات موجزات
او ظاهر است كه
درين فن شريف و
علم لطيف ، مثل
نصاب صبيان ، علي
ناظمه سجال الغفران
، مختصري صفحة
روزگار را مزين
نگردانيده بنابراين
نظم ؛
ثنايش گشته
اندر هر لغت فاش زبانها
جمله در مدحش درر
پاش »
شارح
در ادامه ، مي نويسد
كه اگر چه شارحان
زيادي بر اين اثر
، شرح هاي زيادي
نوشته اند اما
آنها نواقصي داشته
اند و به اين ترتيب:
« پس بنا بر
نصرت قول ناظم
بزرگوار ، و شفقت
برادران اخيار
با وجود پريشاني
روزگار ، و نايافت
امداد مصاحبان
نيكوكار ، بعد
از شروع درين امر
باندك از زمان
، بتوفيق بخشايندة
مهربان ، موفق
گشت با تمام شرح
مذكور ، با زوايد
خاطر پر فتور ،
التماس از فضلاي
ذوي الاقتدار ،
و علماي اولي الاعتبار
و... . »
عبارات
پاياني :
« پنجم
، اسمي است مرادف
مصدر مُصدّر بميم
، و او را مصدر ميمي
نيز مي گويند مثل
مُبصَر چنانچه
در رضي مذكور است
و حقيقت و مجاز
در كتب اصول و معاني
به بيان بديع ذكر
شده . پس اينمقدار
از شرح الفاظ متداوله
درين مقام كفايت
باشد . تم . »
پس از آن ، عبارات
پاياني با اين
جملات ادامه يافته
است :
« اتمام تسويد
اين كلمات شريف
و و اختتام كتابت
اين فوايد لطيف
كه رشته نظم و نثر
فضلاي روزگار و
علماي نامدار ،
مثل اين درر فرايد
و غرر فوايد منظوم
نگردانيده ، و
ذهن مستقيم و طبع
سليم هيچ يك از
عقلاي زمان و اكابر
دوران مانند اين
تحقيقات عجيب و
تدقيقات غريب بفكر
بكر ترتيب نداده
. در روز جمعه در
وقت فرخنده و در
ساعت پسنديده بود
كه نير اعظم و خورشيد
عالم در درجة دوم
از برج جوزا ساير
و داير بود . در دوم
شهر جمادي الاولي
از شهور منيرة
سنه 1226 بقلم بي زبان
و تسويد بي نشان
، بندة غرق عصيان
، معدن خطا و نسيان
، احوج بغفران
صمد ، افقر بآمرزش
ذوالجلال احد ،
عنايت الله بخاري
احقر اولاد استاد
العلما مولوي ميرزا
نعمت الله بن ميرزا
نيازمحمد ، سترالله
بذيل العفو عيوبهم
، و غفر باللطف
و الاحسان ذنوبهم
و لجميع المسلمين
من المذنبين و
المستغفرين انه
هو العليم الحكيم
الغفور الرحيم
الحليم الكريم
العلي العظيم
. »
صفحات آخر
كتاب داراي دو
مهر با مركب سياه
است كه عبارات
عربي داخل آن ،
خوانا نيست . در
حاشية آخرين صفحه
، كاتب پس از التماس
دعا از خوانندگان
و طلب عفو از آنها
به خاطر اشتباهاتي
كه احيانأ در نگارش
مرتكب شده ، نوشته
است : « و چون اين ناتوان
در تحصيل نسخ مصححه
و تحليل مواضع
مغلقه بتحريرات
علماي عظام و توضيحات
فضلاي كرام تردد
بسيار نموده و
رنج بيشمار كشيده
، اين درّ منظوم
را عزيز دارند
و اين كتاب رفيع
الشأن را غنيمت
شمارند و ... . »
در دو صفحة
آخر كتاب ، بخش
هايي ازكتاب « مهذب الاسماء
» ( في حساب الشهر
، معاني اسماء
حروف المباني
) و كتاب « كنزاللغات
» ( فوايد قواعد
اللغات ) ذكر شده
كه سنه 1228 در پائين
آنها قيد شده است
.
دو برگ در
بين صفحات آخر
، نانوشته و سفيد
است و بخشي هايي
از كتاب « ليلي و
مجنون » جامي
در دوصفحه بعدي
درج شده است كه
سرفصل آنها عبارتند
از : « در بيفوايي
عالم و سرعت زوال
حيات فاني » ، « در نصيحت
فرزند ارجمند رزقه
الله سعاده الدارين
» .
چگونگي تهيه
برخي از داروهاي
گياهي و شعرهايي
از ابن يمين ، از
ديگر موضوعاتي
است كه به صورت
پراكنده در چند
صفحه آخر ذكر شده
است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
در بارة
اسلام ( ياددشت
هايي در بارة قواعد
و قوانين اسلام
) |
تاريخ
كتابت : سال 1333
قطع
و اندازه 17*21:
شمارة
مخزن : 31 /3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
قرمز
اين نسخه به
دو زبان فارسي
و عربي و به خط دستنويس
ناخوش ( تمام متن
با مركب سياه و
با قلمي نسبتاً
درشت ) نگاشته شده
است . مرمت شده و
صفحات آن مرتب
است .
شماره گذاري
صفحه با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . با اين وجود
در برگه دان كتابخانه
100 صفحه قيد شده است
.
در بخش هايي
از كتاب ، صفحات
سفيد و نانوشته
به چشم مي خورد
و صفحات داراي
جدول ، نقاشي ،
تذهيب و حواشي
نيست . هر صفحه از
كتاب داراي پنج
سطر است .
عبارات آغازين
نسخه :
« اگر
شخصي گويد كه اول
علم كدامست و آخر
علم كدامست جواب
ميگوئيمكه [عين
عبارت] اول علم
شناختن الله تعلي
[عين عبارت] است و آخر علم
گذاشتن امرهاست
بسوي الله تعالي
. اگر شخصي گويد
كه از كجا ميدانيد
كه اول علم شناختن
الله تعالي وآخر
علم گذاشتن امرهاست
بسوي الله تعلي
باشد جواب ميگوئيمكه
از ين قول نبي عليه
السلام كه
اول العلم
معرفه الجبار و
آخر العلم تفويض
الامور اليه »
عبارات
پاياني نسخه :
« وهي امراءه
و بنتان و ابوان
و الايزاد اعلي
هذا الاعند ابن
مسعود رضي
الله عنه فان عنده
[.؟.] الي احدي
و ثلثين كامراءه
و ام و ابن قاتل
و اختين لاب و ام
و اختين لام ؛ تمت
الكتاب بعون المك
الوهاب و الله
اعلم بالصواب
.»
در صفحه
پاياني ، به زبان
تركمني و به خطي
ناخوش سال 1333 قيد شده است . چنين بنظر
مي رسد كه كاتب
، خود سواد زيادي
نداشته و فقط از
روي كنابي ديگر
رونويسي كرده است
.
|
مؤلف |
عنوان |
|
عبدالرحمن
جامي |
يوسف و
زليخا |
تاريخ
كتابت : سال 1284
قطع
و اندازه : 21*13
شمارة
مخزن : 62/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
كاغذي به رنگ سبز
كه صحافي شده و
جلد صحافي شده
به رنگ قرمز تيره
است . نقوش برجسته
اي دارد كه بين
آن ، عنوان « محمد
صحاف » حك
شده است .
اين نسخه
به نظم و به خط شكستة
زيبا و با قلم نازك
( متن با مركب سياه
و سر فصل ها با مركب
قرمز ) نگاشته شده
است .
نسخه ، احتياج
به مرمت دارد . چون
بخشي از خطوط اطراف
جدول صفحة اول
، كنده شده است
. كاغذ صفحه اول
هر چند كه از جنس
كاغذ مابقي صفحات
كتاب است اما به
مرور زمان ، شكننده
شده است .
صفحات ، مرتب
است و ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آعاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . با
اين وجود در برگه
دان كتابخانه
200 صفحه قيد شده است
. هر صفحه داراي
13سطر مي باشد .
تمامي صفحات
اين نسخة خطي ،
داراي جدول است
. دو مصرع هر بيت
، در مقابل هم نوشته
شده و مصارع هر
قطعه شعر در دو
ستون آمده و مابين آنها
دو خط طلايي رنگ
به صورت عمودي
ترسيم شده است
. اطراف هر قطعه
شعر خطي پهن تر
به رنگ طلايي ترسيم
گرديده ، ضمن اينكه
يك خط ديگر نيز
در اطراف آن به
چشم مي خورد .
ابعاد هر صفحه
21*13 سانتي متر و ابعاد
جداول ترسيم شده
در اطراف مصارع
13*6 سانتي متر است
.
كاغذها نيز
تنوع رنگ دارند
( آبي ، سفيد ، زرد
، قهوه اي و بنفش
) . در حواشي صفحات
( با يك سانتي متر
فاصله تا لبة صفحات
) نيز خطي به رنگ
قرمز كشيده شده
است كه به نظر مي
رسد فاصله مذكور
( كه از جداول اطراف
مصارع تا خط منتهي
به لبة كاغذ امتداد
دارد ) براي تذهيب
در نظر گرفته شده
است . چون صفحات
اول و دوم اين نسخه
، عمل تذهيب در
اين فاصله انجام
گرفته است . گفتني
است كه اين تذهيب
به اندازة 3/2 سانتي
متر ، دور تا دور
صفحات اول و دوم
را پوشانده است
و مابقي صفحات
هر چند كه اين فضاي
خالي منظور شده
، اما عاري از تذهيب
است .
در قسمت بالاي
عبارات آغازين
كتاب ، تذهيب زيبايي
وجود دارد . بسياري
از قسمت هاي سي
صفحة اول و چند
صفحة آخر كتاب
، به خاطر چسبيدن
مركب خطوط به هم
، ناخواناست . حتي
برخي از خطوط دو
صفحه ، به قدري
به هم چسبيده اند
كه بدون پارگي
، باز كردن بين
دو صفحه ممكن نيست
.
عبارات آغازين
به خاطر چسبيدن
مركب صفحه به صفحة
دوم ، ناخواناست
اما عباراتي چون
: دلم ، طوطي ، بنماي
، رخ قابل رؤيت
است . نخستين سرفصل
كه با مركب قرمز
در صفحة دوم نوشته
شده ، « شكفتن غنچة
توحيد » نام دارد
. بعد از چند صفحه
، فصلي با عنوان
« مناجات بدرگاه
قاضي الحاجات »
مي آيد و … .
عبارات پاياني
:
«
اللهم اغفر [.؟.] و
لكاتبه و لقاريه
و لجميع المؤمنين
و المؤمنات و المسلمين
و المسلمات الاحياء
منهم و الاموات
انك مجيب الدعوات
برحمتك يا ارحم
الراحمين؛ تمت
الكتاب سنه 1284 »
عناوين آخرين
فصول از اين كتاب
عبارتند از : « اتمام
يافتن اينحكايت
احسن الاغاز و
اشرف الانجام بشعشعه
چراغ افروز كلام
الهام نظام شكر
بتوفيق ملك علام
» با دو تمثيل و « معما
باسم عباس قلي
خان »
دربين صفحات
، به منظور جلوگيري
از چسبيدن خطوط
به هم ، كاغذهاي
نازكي قرار داده
اند .
|
مؤلف |
عنوان |
|
محمد بن
بدر الجاجرمي |
مونس الاحرار
في دقايق الاشعار
– مجموعه اشعار
از شعراي مختلف |
قطع
و اندازه : 25*17
شمارة
مخزن : 70/3 Перс
جلد
: تمام چرم . داراي تذهيب
است . تذهيب روي
جلد به رنگ خاكستري
است كه بر روي آن
، نام صحاف با عبارت
« صحاف ايشان قلي
» قيد شده است .
اين نسخه در
قالب نظم و به زبان
فارسي نگاشته شده
است . اصل متن به
شيوة نستعليق خوش
و با مركب سياه
نوشته شده اما
بخش هايي از صفحات
اين نسخه ، به خط
دستنويس معمولي
و متفاوت با خط
خوش كاتب نوشته
شده و چنين
به نظر مي رسد كه
بعدها از سوي كساني
ديگر كتابت يافته
است .
صفحات اصلي
و حقيقي متن ، قديمي
تر است و مرمت شده
و كاملاً مشخص
است . غير از خط كاتب
حقيقي ، دو تا سه
نوع خط ديگر نيز
مشاهده مي شود
.
نسخه ، مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است و ترتيب
صفحات با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . هر صفحه داراي
17 سطر است . در برگه
دان كتابخانه تعداد صفحات
اين اثر را 426 ص قيد نموده
اند .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي ، تذهيب
و حواشي است .
عبارات آغازين
نسخه :
« حمد
بيحد و احصا خديرا
جل جلاله كه ذرات
كانيات حروف مصحف
مجد و جلال اوست
و ثناي بيعد و انتها
[عين عبارت] داناي
را عم نواله كه
مجموع مكنونات
نقوش لوح محفوظ
علم لايزال اوست
مصراع
كدام برگ
درخت است اگر نظر
داري كه سر صنع
الهي درو نه مكنون
است و صلات صلوات
زاكيات
و تحف تحيات ناميان
نثار غبار تراب
جناب صدر و بدر
كاينات سر [.؟.] مخلوقات
، نوگل باغ هفت
چرخ كهن ، دره التاج
عقل و تاج سخن نور
حديقه روحانيان
و نور حدقه نوع
انسان محمد مصطفي
باد …. »
در ادامه ،
با توصيف سخن و
تعريف نظم و نثر
، آورده است :
« نظم طاووسيست
در باغ بلاغت جلوه
گر ، كز كمال جلوه
او ، عقل كل پيدا
شود و شعر احسن
الكلام است بسخن
نظم مايل تر باشد
كه بنثر و مهتر
عالم و سرور بني
آدم عليه الصلوه
والسلام ميفرمايد
كه الشعراء امراء
الكلان و … »
و در ادامه
، بالاخره كاتب
در بارة خود و ويژگي
هاي اثر فوق ، چنين
آورده است :
« اين علم بعد
از علوم شرعي شريفترين
علوم بود و چون
ملوك الشعراء قاضي
نورالله صريحهم
باشعار دلگشاي
و معاني [.؟.] كه فحاوي
آن لطافت جان و
روان دارد و الفاظ
آن سلاست آب روان
سخن را از ثري بثريا
رسانيده اند و
علم شعر بشعري
برافراشته بمجلدات
دواوين معتبر كه
بنام هر يك مسطور
و مذكور است آثار
فضل و بلاغت بر
روي روزگار باقي
و [.؟.] و موبد گذاشته
خادم مخلص اضعف عبادالله
محمد بن بدر الجاجرمي
الشاعر چون جمعي
را از دوستان هنرمند
و مشاهير خردمند خاطر
متعلق نظم و اشعار
مصنوعات دلاويز
استادان ديد بر
موجب فرموده و
اشارت راي [.؟.] از
دواوين ملوك حكما
و اشعار امراي
شعرا كه مشهور
بود امتحان كرد و مجموعه
ساخت چنانكه از
تمامي مصنوعات
و لطايف و بدايع
كه شعرا گفته اند
نوشته شد و يقين
خادم آنست كه امروز
در علم شعر و شاعري
مجموعه بدين جزالت
موجود نيست و درستي
اين معني بمطالعه
معلوم گردد و اين
مجموعه را مونس
الاحرار في دقايق
الاشعار نام كرده
شد و بر سي باب نهاده
آمد . التماس از
اهل قضل آنست كه
بوقت مطالعه هر
كجا سهوي باشد
از روي كرم صحت
واجب شناسد . »
سپس عناوين
باب ها را از همان
ابتدا ، ذكر مي
كند كه عبارتند
از : في ذكر توحيد
حق جل و علا ـ في نعت محمد
صلي الله عليه
وسلم ـ في
ذكر الحكمه و الموعظه
– في ذكر الوصفيات
– في ذكر المصنوعات
– في ذكر المقسمات
– في ذكر السؤال
و الجواب – في ذكر
التجنيسيات والمكررات - في ذكر المستمطات
– في ذكر انواع الملزومات
– في ذكر التوشيحات
والمخدوقات – في
ذكر اشعار المربعات
– في ذكر القسميات
– في ذكر التشبهيات
– في ذكر اشعار المقفا
– في ذكر اشعار المردّف
ـ في ذكر الترجيعات
– في ذكر المراثي
– في ذكر التواريخ
– في ذكر اختيارات
شاهنامه - في ذكر اختلاج
[.؟.] - في ذكر المقطعات
– في ذكر الهزليات
و [.؟.] – في ذكر الشكايات – في ذكر اللُغز
و المعميات – في ذكر المطايبات
والقسميات
( اين باب السادس
و العشرون ناميده
شده است و آخرين
باب است .)
يعني
اين نسخه بر خلاف سي باب كه
نوشته است ، عملاً
بر 26 باب است . بخش
هايي از انتهاي
نسخه مفقود شده
است . آخرين صفحات
اين كتاب با «
باب التاسع عشر
: في ذكر التواريخ
» به
پايان مي رسد كه
در آن ، ابياتي
به عنوان شاهد
از اين نوع هنر
شعري ذكر شده كه
از جملة آنها مؤلف
به ابياتي از خواجه
نصيرالدين طوسي
اشاره كرده كه
در بارة « در تاريخ
وفات پادشاه عادل
غازان محمود » « در
تاريخ وفات پادشاه
هلاكو » و … سروده است .
آخرين
شعر اين كتاب با اين ابيات
از خواجوي كرماني
به پايان مي رسد:
در زمان
جان بدهم گر بزني
بار دگر دلم
اي واي بدل وا دلم
اي واي دلم
در چند
صفحه آخر ، جاي
عنوان براي چند
شعر آخر ، خالي
مانده است و به
نظر مي رسد كه همان
« باب العشرون : في
ذكر اختيارات شاهنامه
» بوده باشد . چراكه
با مطالعة شعرهايي
كه در اين بخش آورده
شده ، پي مي بريم
كه مؤلف ، ابياتي
براي هنر « اختيارات
شاعر » را ذكر كرده
است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
احمد بن
محمود |
ذكر طايفة
من اهل بخارا و
نواحيها |
قطع
و اندازه : 21*8/12
شمارة
مخزن : 80/3 Перс
جلد
: مقوايي ، رنگ جلد قرمز با روكش
پارچه اي بدون
تذهيب .
نسخه ، به
زبان فارسي ، در
قالب نثر و به خط
دستنويس ( متن با
مركب سياه و سر
فصلها با
مركب قرمز ) كتابت
يافته است .
نسخه ، مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است و ترتيب
صفحات با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . با اين وجود
، در برگه دان كتابخانه
120 صفحه قيد شده است
.
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
. داراي جدول است
اما عاري از نقاشي
، تذهيب و حواشي
است .
هر صفحه داراي
13سطر است
.
عبارات
آغازين نسخه :
« الحمد
لله الذي تفرد
با البقاء و توحّد
باالعز و الكبرياء
و جعل الموت مخلصاً
للاتقياء [.؟.] اما
بعد هذا ذكر طائفه
من اهل بخارا و
نواحيها من العلماء
و الكبراء و المشايخ
المتقدمين و المتأخرين
الذين درست قبورهم .
»
عبارات پاياني
نسخه :
«
ديگر در پايان
شهر بر كنار تربت
شيخ عالم عارف
سالك مخلص [.؟.] المسلمين
مولانا بدرالدين
الميداني رحمه
الله نادره و اعجوبه
زمانه خود بوده
ست [عين عبارت] وفات
او در روز پنجشنبه
چهارم ذالحجه سنه
ثمانيه عشر و سبعمائه
بوده است . ديگر
بر جانب قبله شهر
بر تل سنگ ريزه
مزار منور شيخ
مجذوب بركه الزمان
بابارمضان چهار
طاقي [.؟.] رحمه الله
وفات او در شب رمضان
سنه اربع عشره
. يا ربنا بلغ الي
ارواحهم منا و
منك تحيه و سلاماً
. تمت الكتاب بعون
الملك الوهاب
. »
در صفحة اول
اين نسخه ، با خطي
نستعليق خوش كه
با خط متن فرق مي
كند ، طريقة خواندن
نماز هول و نيز نسخه اي
براي درمان سرفه
نوشته شده است
. در حاشيه دو صفحه
اول كتاب ( فقط در
دو صفحه اول ) ، مفرداتي ذكر شده است
. يكي از مفردات
:
هيچكس را خصم
بد گوهر نباشد
دركمين
ميزند عقرب
چو فرصت يافت آخر
نيش كين
در يازده صفحه
آخر ، د ر داخل
جداولي بزرگتر
از متن كتاب ، ابياتي زير
عنوان اصلي « تاريخات
بزرگان » به چاپ
رسيده كه عناوين
آنها عبارتند از
:
تاريخ حضرت
رسالت ( در دو بيت
قيد شده
و بعد از آن ، به
اندازة 4 سطر جاي
خالي وجود دارد
) ، تاريخ حضرت علي
كرم الله وجه ،
تاريخ امام حسين
رضي الله عنه ،
تاريخ حضرت امام
اعظم كوفي صوفي
رحمه الله عليه
، تاريخ شيخ علاءالدين
، تاريخ فوت صدرالشريعه
عبدالله ابن مسعود
ابن تاج ، تاريخ
حضرت بهاءالحق
و الدين مولانا
جامي ، تاريخ خواجه
كمال خوجندي ،
تاريخ علامه تفتازاني
، تاريخ امير تيمور
، تاريخ قاسم انوار
، تاريخ ميرزا
شهرخ شاه ، تاريخ
ميرزا الغ بيك
،تاريخ شاه بابرخان
، تاريخ سلطان
حسين ، تاريخ آصفي
شاعر ، تاريخ عبيدالله
خان ، تاريخ فوت
شيخ خداداد ولي
، تاريخ ابوسعيد
خان ، تاريخ بناي
مدرسه ميرعرب ،
تاريخ بناي مدرسة
كاوكشان ، تاريخ
عبيدالله خان ابن
محمود سلطان ،
تاريخ مخدومي اعظم
اسم مبارك مولانا
خواجگي ، تاريخ
امير خسرو ، تاريخ
خانقاه مزار شريف
، تاريخ ميرعلي
كاتب ، تاريخ وفات
همايون ، تاريخ
خانقاه قاسم شيخ
، تاريخ خواجه
كلان خواجه جويباري
، تاريخ چهارسوي
سلطان ابوسعيد
، تاريخ فوت سلطان
ابوسعيد ، تاريخ
تيمم عبدالله خان،
تاريخ وفات اسكندر
خان ، تاريخ مشهد
مقدس ، و …. كه
به صورت حروف ابجد
و در قالب نظم ،
ذكر شده است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
عبدالرحمن
جامي |
ديوان
، غزليات |
نام
كاتب :شيخ بابا
شيخ العلوي
تاريخ
كتابت : سال 1062
قطع
و اندازه : 11*22
شمارة
مخزن : 81/3 Перс
جلد
: مقوايي ، با روكش
پارچه اي به رنگ
قهو ه اي تيره .
اين اثر به
خط نستعليق نسبتاً
خوش ( متن با مركب
سياه و عبارات
عربي كه در مقدمه
ذكر شده است و نيز
سرفصل هاي اشعار
با مركب قرمز ) نوشته
شده است . نسخه ،
مرمت شده و صفحات
آن مرتب است .
شماره گذاري
صفحه به دو صورت
انجام يافته است
:
- تا
برگ 114 در گوشة منتهي
اليه صفحات ، شمارة
برگها با مركب
سياه و به صورت
عددي درج شده است
.
- با
نوشتن كلمه آعاز
برگ بعد در پائين
هر برگ .
با اين وجود
، در برگه دان كتابخانه 708 ص قيد شده
است . هر صفحه داراي 15 سطر است
.
نسخه ، صفحات
سفيد و نانوشته
و حواشي ندارد
و فقط دو صفحه اول
و دوم آغازين كتاب
، داراي جدول است
كه با مركب قرمز
ترسيم شده است
.
صفحات داراي
نقاشي و تذهيب
نيست با
اين توضيح كه فقط بالاي صفحه
اول و بالاي صفحة
ابتداي موضوعات
شعري ، نقوش بوته
وگل با مركب معمولي
كشيده شده است
.
در
صفحة اول ( يعني
صفحة عنوان ) ، نقش
مهري نسبتاً بزرگ
با مركب قرمز كه
حواشي آن با الفباي
روسي و داخل آن
با عبارات عربي
مطالبي در باره
تمليك اين كتاب
به كتابخانه چهارجوي
نوشته شده است
، وجود دارد . (عبارت
داخل مهر كه به
زبان تركمني و
به الفباي فارسي
نوشته شده ، چنين
است : چهار جوي ولايت
خلق قرائت خانه
سي – 1341 )
ديوان داراي
مقدمه اي است
كه با اين عبارات
آعاز مي شود :
خوان كرم
كرده كريم آشكار
گويد بسم
الله دستي بيار
پاكا پروردگاري
كه زبان سخن گذار
در دهان سخنوران
شيرين كار شكر
گفتار نواله ايست
از خوان نوال او
و الوان نعم از
معاني و عبارات
رنگين بر اطباق اوراق دواوين
جادو طبعان سحر
آفرين ماحضري از
مايدة منّ
و افضال او عمّت
موايد انعامه وعوايد
احسانه و حبّذ
اخوان سالاري كه
نعمت خوار كان
خوان بيانرا
بنداي ان من البيان
لسحراً بسر آن
خوان خوانده است
و لذت يافتگان
مايده شعر را بصلاي
انّ من الشّعر
لحكمت بر كنار
آن مايده نشانده
صلي الله عليه
و آله و اصحابه
و اعوانه
در ادامه
، در بيان ارزش
سخن مطالبي ذكر
كرده و اينكه سخن
« ثمرة شجرة
آفرينش بلكه شجرة
ثمرة دانش و بينش
» است و اينكه
سخن بر « دو
منوال» است
« يكي نظم
و متكفل امر آن
شعرا اند و يكي
نثر و متصدي شغل
آن ارباب انشا
». در ادامه
، آمده است كه شعرا
بر دو نوعند كه
يكي « گاه
تشته لب
در وادبهاي حيرت
و ضلالت سرگشته
مي سازند » و ديگري « بسياري ازيشان
بواسطه صلاح عمل
و صدق ايمان در
زورق امان الاالذين
آمنو و عملو الصالحات
نشسته اند و بوسيله
بادبان
واذكر و الله
ذكر كثيراً » پيش مي روند
. مؤلف در ادامه
، اين مبحث را اندكي
بسط مي دهد و در
بارة ارجحيت سخن
منظوم بر منثور
از « كشاف » نقل مي كند
از «خليل بن احمد » كه « واضع
ميزان نظم و رافع
معيار شعرست » :
« نزديك آنحضرت صلي
الله عليه وسلم
سخنان منظوم موزون
دوستر بودي از
بسياري از سخنان
از كفة وزن بيرون
. يكي از اصحاب كرم
رضوان الله عليهم
اجمعين گويد كه
روزي در راهي پس
نشين آن پيشواي
اولين و آخرين
بودم يكي
از شعراي ماتقدم
را نامبرد و فرمود
كه از شعر وي هيچ
ياد داري . يك بيت
بخواندم پس گفت
ديگري . ديگري بخواندم
، پس گفت دبگري
. تا غايتي كه صد
بيت خوانده شد
و …. »
در ادامه ،
برخي از شعرهايي
كه آن حضرت به عربي
در برخي از غزوات
« بر زبان مبارك
ميراند » آورده
شده است و اينكه
« از اجلة آل و
اصحاب وي صلي الله
عليه وسلم و رضي الله
عنهم اشعار بسيار
منقول است »
و بعد به جايگاه
شعر در بين درويشان
مي پردازد و روايت
مي كند كه روزي
قوّال خراساني
درمجلس شيخ ركن
الدين علاءالدوله سمناني قدس
الله روحه شعري
خواند و صوتي گقت
شيخ را وقت خوش
شد قول را و شاعر
را و سازندة آن
صوت را دعا كرد
. و به اين ترتيب
از ابوسعيد ابوالخير
نيز روايت كرده
كه وقتي
شعري از عماره
بر او خوانده شد
« گفت بر خيزيد تا
بزيارت وي رويم
»
پس از اين مقدمه
، در ادامه ، مؤلف
( عبدالرحمن جامي
) به موضوع خود و
كتاب مي
پردازد و مي نويسد
:
« چون
بفضل بعضي شعرا
و فضيلت بعضي اشعار
اشعار واقع شد
مي گويد فقير شكسته
از ظلمت هستي نرسته
عبدالرحمن الجامي
خلصه الله تعالي
منه كه چون فاطر
حكيم تعالي شبانه
در مبداء فطرت
استعداد شعر را
در حبلت من نهاده بود
و خاطر مرا في الجمله
تعلقي بآن داده
، هرگز نتوانستم
كه آن حرف را بتمامي
از صفحه احوال
خود بتراشم و از
آن معني بالكليه
فارغ . لاجرم از
عنفوان جواني كه
عنوان صحيفه زند
گانيست تا امروز
كه سنين عمر از
ستين گذشته است و مشرف بر
حدود سبعين گشته
هرگز از آن نبودم
و از تكلف انديشة
آن يكبارگي نياسوده
ام چه در آن زمان
كه در زمين دل تخم
آمال و اماني كاشتمي
و ديده در مشاهده
نورسيدگان نهارستان
جمال و جواني داشتمي
و چه در آن حال كه ميان بملازمت
اهل فضل و كمال
بسته بودم و در
مدارس افاده
و مجالس استفاده ايشان درصف
نعال نشسته و چه
در آن هنگام كه
در مسافرت بلدان
و مهاجرت اوطان
گام ميزدم و از
مفارقت اخوان و
مباعدت خلان تلخ
كام مي بودم و چه در آن
وقت كه در خدمت
درويشان دلق ترك
و تجريد پوشيدم
و باشارت ايشان
در تصفية سرو جمع
خواطر مي
كوشيد [عين عبارت]
و چه امروز كه اكثر
اوقات بر خود در
خروج و دخول بسته
ام و در زاوية خمول
بوقت خود مشغول
نشسته . القصه در
هر وقت سخني كه
مناسب آن وقت روي
ميداد سواد
مي كردم و در هر حال نكتة
كه بر حسب مقتضاي
آن حال در خاطر
مي افتاد به بياض
مي آوردم تا بتفاريق
مجموعة جمع آمد
جميع معاني را
جامع و لوامع جامعيت
از مطاوي آن لامع
الا آنكه دروي
از ابتلاي طمع
خام وحرض براخد
خطام بمدح و قدح
ليام زبان نيالوده
ام و قلم نفرسوده
و الحمد لله علي
ذلك و درين معني
گفته شده است نظم
نه ديوان شعريست
اين بلكه جامي كشيده است
خواني برسم كريمان
ز الوان
معني درو هر چه
خواهي بيابي مگر
مدح و ذم لئيمان
وچون در
اوقات مختلف و
احوال متفاوت دست
داده بود در آن
ترتيبي جز وضع
آن بر هيچ حروف
تهجي مرعي نيفتاده
بود دروي
تقديم ماحقه التاخير
بسيار و تأخير
ماحقه التقديم
بي شمار لاجرم
درين وقت چنان
در خاطر افتاد
كه آن ترتيب را
تغيير دهم و بتجديد
ترتيبي نهم تا
هر شعري در مقر
خود قرار گيرد و هر غزلي
در مستقرخود استقرار
پذيرد و چون مولد
اين فقير ولايت
جام است كه مرقد
مطهر و مشهد معطر
، نظم :
شيخ الاسلام
احمد جامي قدس الله
سره السامي
آنجاست و
اين معني را رشحه
از جام ولايت وي
مي دانم تحقق نسبت
را بولايت جام
و جام ولايت شيخ
الاسلام جامي تخلّص
كرده شد . نظم :
مولدم جام
و رشحة قلم رشحة جام شيخ الاسلامي
است
لاجرم در
جريدة اشعار بدو معني
تخلّصم جامي است
و شروع درين
ترتيب در تاريخي
بود كه واقفان
قواعد معما از
اين رباعي استخراج
توانند نمود . رباعي
:
بادل گفتم
اي بصفا گشته سمر
هستي صدفي
پراز گهر [.؟.]
از
گوهر سال نظم اين
عقد درر بر
روي صدف نهاد يكدانه
گهر
عناوين برخي
از سر فصل ها عبارتند
از :
حمد خداوند
تعالي و تقدس ،
نعت رسول است عليه
السلام ، نعتي
است جمع كرده درو
معجزات را ، در
وقت توجه بنجف
گفته شدست اين
، سلامي است بر
روضه پاك او ، جوابست
اين جلاء الروح
خاقاني و خسرو
را ، در معني فقرست
و دعاي خواجه ،
شرح صفت پيريست
و عيب شيب ، هم در
اينجا معني
ظاهر بود هم تعميه
. در موعظه است اين
قصيده ، در مدح
شه و عمارت اوست
، اين هم بهمان
طريق و اسلوبست
، باشد بهمان طريقه
اين نيز ، اين هم
بهمان طريقه واقع شده
است ، د ر خطاب عمارست
اين مدح ، در جواب
نامة يعقوب
سلطان واقع ، اين
نامة خواجه
جهانراست جواب
، نعت رسول خداست
صل و سلم عليه [ كه آخرين فصل
، است و ترجيع
بند بلندي است
كه اين بيت تكرار
مي شود :
ليس كلامي يفي
نبعت كماله
صل الهي
علي النبي و آله
]
منظوم شد اين
، وقت توجه بمدينه
؛ كرده در اينجا
بيان معرفت صوفيان.
در ادامه ،
يعني از صفحه 135 ( برگ
67 ) غزليات وي آغاز
مي شود كه به طريق
حرف آخر قوافي ، به ترتيب
حروف الفباء ذكر
شده است . قبل از
شروع اين بخش ،
مقدمه اي به نظم
( در قالب قصيده
) آمده است .
ابيات آعازين
اين مقدمه :
بسم الله
الرحمن الرحيم
اعظم [.؟.]
عليم حكيم
محترمان
حرم انس را تازه حديثي
است زعهد قديم
نوزده حرقست
كه هژده هزار عالم
ازو يافته فيض
عميم
ابيات
پاياني اين مقدمه
:
نجم هدي
گشت همه نقطهاش
هريك از
آن را جم ديو رحيم
جامي اگر
ختم نه به رحمتست
بهر چه شد
خاتمة آن رحيم
پس از آن قصايدي
با عنوان « في توحيد
الباري عز اسمه
» و « في نعت النبي
عليه الصلوه والسلام
» ، « في منقبه اميرالمنومنين
علي بن ابي طالب
كرم الله تعالي
وجه »، « في منقبه
شهداء سلام الله
عليه » و « في منقبه
الامام علي بن
موسي الرضا رضي
الله عنه » آمده
و پس از آن ، غزليات
، با رعابت حروف الفباء (
مبتني بر حروف
آخر قافيه ها ) درج
شده است
. در آغاز غزلهاي هر حرف از
الفباء ، با مركب
قرمز ، نام حرف
مورد نظر ( مثلاً«
حرف العين » ) ذكر
شده كه به نظر مي
رسد ، بعد ها نوشته
شده باشد . سپس در
9 صفحه مقطعات و
در هشت صفحه نيز
رباعيات جامي ذكر
شده است .
عبارات پاياني
نسخه :
تمت
الكتاب بعون الملك
الوهاب علي يد
عبدالضعيف النحيف
الراجي الي الرحمه
الله الباري [.؟.]
شيخ بن بابا شيخ
العلوي غفر الله
لهما و يسّر عيوبها
في تاريخ سنه 1062 من
هجره النبويه
شايان ذكر
است كه اين نسخه
مجموعه اي است
كه جامي در سال
884 هجري از اشعار
خود جمع آوري كرده
و درسال 1062 هجري به
خط شيخ بابا شيخ
العلوي رونويسي
شده است
|
مؤلف |
عنوان |
|
خواجه
شمس الدين محمد
حافظ شيرازي |
غزليات |
قطع
و اندازه : 15*5/25
شمارة
مخزن : 142/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
قرمز ؛ بدون تذهيب
.
نسخه به خط
دستنويس ( متن با
مركب سياه وبرخي از
ابيات با مركب
قرمز ) نوشته شده
است .
مرمت شده و
صفحات آن مرتب
است و ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . ( در
برگه دان كتابخانه 240 ص قيد شده
است )
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و داراي جداولي
است كه با مركب
آبي ترسيم شده
است . داراي نقاشي
، تذهيب و حواشي
نيست . دو مصرع بيت
تخلص ، در زير هم
و مابقي مصارع
ابيات ، در مقابل
هم درج شده اند
.
هر صفحه داراي
13سطر است .
عبارات آغازين
نسخه :
بسمك الابتدأ
يا فتاح
حضوري گر
هميخواهي ازو غايب
مشو حافظ
متي ما تلق
من تهوي دع الدنيا
وما فيها
اگر آن ترك
شيرازي بدست آرد
دل ما را
خال هندويش
بخشم ثمرقند[عين
عبارت]و بخارا
را
بده ساقي
مي باقي كه درجنت
نخواهي يافت
كنار آب
ركناباد گل گشت مصلا را
[عين عبارت]
عبارات
پاياني نسخه :
در دير خرابه
هم خراب اوليتر
من غمزده
را مست خراب اوليتر
عالم همه
سربسر خرابست خراب
در جاي خراب
هم خراب
اوليتر
در
بالاي نخستين صفحه
( صفحة آغازين كتاب
) با مركب قرمز و
آبي ، گل و بوته
هايي نقاشي شده
است .
آخرين غزل
در بخش غزليات
( كه نخستين بخش
از اين كتاب را
به خود اختصاص
داده ) ، اين غزل
است :
من بگويم [عين عبارت]كه
چه كن با كه نشين
و چه بنوش
كه تو خود
اني [عين عبارت]
اگر زيرك و عاقل
باشي
چنگ در پرده
همي ميدهدت پند
ولي
وعظت آنگاه
دهد سود كه قابل
باشي
در چمن هر
ورقي دفتر حال
دگرانست
حيف باشد
كه زحال همه غافل
باشي
نقد عمرت
ببرد غصة دنيا
بگذاف
گر شب وروز
درين قصة مشكل
باشي
گرچه راهيست
پر از بيم زما تا
بر دوست
رفتن آسان بود از [عين
عبارت] واقف منزل
باشي
حافظا [.؟.]
از بخت بلندت باشد
صيد آن شاهد
مطبوع شمايل باشي
پس از ان ، در
بخش مقطعات كه
43 صفحه است ، اشعاري
از وي با عناويني
چون : در حسن
خلق ، در بيوفايي
دنيا ونفع و ضرر
او ، وزانكه عاقبت
دنيا هيچ است ،
درآنجه هر چه ميرسد
صبر بايد كرد ،
تاريخ مر قوام
الدين ، در بيان
آنكه مدح و ثناي
خلق گفتن هيج بوده
، در ندمت شراب
گويد ، در بيوفايي
دنيا گويد ، در
باب باده خوردن
. درخواب ديدن خود
گويد ، در تعريف
اين نظم گويد ،
در تاريخ وفات
پادشاه زمان گويد
، در تعريف مجلس
گويد ، در تاريخ
فوت خواجه عادل
، من المقولات
، در مدح خواجه
سلمان ، در بيوفايي
دهر گويد ، و … ذكرشده است
.
|
مؤلف |
عنوان |
|
عبدالرحمن
جامي |
ديوان
( غزليات ، قصايد
، رباعيات و غيره
) |
قطع
و اندازه : 14*8/21
شمارة
مخزن : 143/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
قهو ه اي تيره ؛
بدون تذهيب .
نسخه به خط
نستعليق خوش نگاشته
شده است . متن با
مركب سياه و عبارات
ما بين هر قطعه
شعر ( عباراتي چون
« ايضاً له » و « و له
» ) ، با مركب آبي ،
قهو ه اي سير ، طلايي
و قرمز نوشته شده
است .
مرمت شده و
صفحات آن مرتب
است . ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . با
اين وجود در برگه
دان كتابخانه
199 صفحه قيد شده است
.
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
. داراي جدول است
؛ به اين ترتيب
كه در اطراف تمامي
ابيات هر قطعه
، دو خط موازي كشيده
شده كه فاصلة بين
آن دو خط موازي
با رنگ خاكستري
، پر شده است .
صفحات داراي
نقاشي و تذهيب
است . حواشي
ندارد . در قسمت
بالاي صفحه اول
( يعني صفحه آغازين
) تذهيبي زيبا به
رنگ طلايي ، آبي
و مشكي وجود دارد
.
هر صفحه داراي
21 سطر است
.
عبارات آغازين
نسخه :
بسم الله
الرحمن الرحيم
اعظم اسماي
عليم حكيم
محترمان
حرم انس را تازه حديثي
است ز عهد قديم
نوزده حرف
است كه هژده هزاز
عالم ازو
بافته فيض عميم
عبارات پاياني
نسخه :
جامي اگر
يافت درين كشت
زار فكر
تو بركار زراعت
قرار
در دل خود
تخم قناعت فشان
بهتر از
ين هيچ زراعت مدان
تخم پراكنده
كه در كل بود تخم پراكندگي
دل بود .
آخرين
بخش از اين شعرها
، المثنويات نام
دارد . مثنوي ها
با مناجات خداوند
آغاز مي شود و مثنوي
هايي كه پس از مناجات
آمده ، داراي عتاوين
ذيل هستند :
باشد اين در
مدح سلطان بوسعيد
ـ اين هم صفت عمارت
اوست ـ شد
اين نوشته بسلطان
محمد دوم .
پارگي برخي
از صفحات ، با اين
كه ترميم يافته
اند اما كارهاي
پس از ترميم صفحه
( همچون نگارش ابيات
و يا كلماتي كه
از بين رفته اند
) صورت نگرفته است
.
در ده صفحة
انتهاي كتاب ،
به دليل نفوذ مايعي
شبيه به نفت يا روغن ،
رنگ بخش هايي از
صفحات تيره شده
اما با اين وجود
مي توان كلمات
را تشخيص داد و
بازخواني نمود
. ( در بين صفحات كتاب
، صفحه يا صفحاتي
مفقود شده است
)
|
مؤلف |
عنوان |
|
محمد نعمت
خان عالي |
ديوان
اشعار ، به انضمام
نگارشات عالي
، در وقايع حيدر
آباد |
تاريخ
كتابت : سال
1110
قطع
و اندازه : 12*22
شمارة
مخزن : 147/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
كاغذي به رنگ ابلق
با صحافي نيم پارچه
.
نسخه در قالب
نظم و نثر و به خط
نستعليق نسبتاً
خوش نگاشته شده
است . متن با مركب
سياه و عبارات
عربي با مركب قرمز
نوشته شده و يا
بر بالاي آنها
با مركب قرمز خط
كشيده شده است
.
وضعيت
كنوني نسخة خطي
: مرمت شده است اما
به خاطر پاره شد
ن لت آستر بدرقه
( كه كاغذي رنگي
است )جلد روي كتاب
،از شيرازه ، كنده
شده است . همچنين
پس از مرمت ، بخش
هايي از عبارات
برخي از صفحات
كه نا پديد و محو
شده ، پس از مرمت
صفحه به همان صورت
باقي مانده است
.
صفحات نسخه
، مرتب است و ترتيب
صفحات با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . در برگه دان
كتابخانه 752 صفحه و 365
برگ قيد شده است
.
صفحاتي سفيد
و نانوشته بين
بخش هاي مختلف
كتاب وجود دارد
. عاري از جدول ،
نقاشي ، تذهيب
و حواشي است .
هر صفحه داراي
15 سطر است .
بخش اول 31 صفحه
دارد و صفحه يا
صفحاتي از ابتداي
كتاب مفقود شده
است .
عبارات آغازين
نسخه :
« طالب صفاي باطن
را مرآت حيراني
و جوهر آن آينه
را حلقه چشم [.؟.] ساخته
بتجليات شيون و
رنگ آميزي صفات
گوناگون لوح خاطر
را مذهب و منقش
بصور تصور كند
تا جمال تصديق
وحدت ذات و حسن
ايمان بخالق كاينات
در ديدة بصيرتش
مرتسم گردد . معراج
الخيال عارف چنين
كه بكلك موشكاف
فكر صفحه تعقل
را رنگ بست بي رنگي
نموده از تلون
ندّ و ضدّ منزه
دارد و از چهره
پردازي مقولات
عشر مبرا شمارد
تا نقش اعتقادش
در اسليمي خطايي
صواب و خطا متميّز
باشد .»
در ادامه ،
با نعت حضرت رسول
، نويسنده خود
را « خادم
اهل علم و كمال
، تراب النعال
از باب حال و قال
اقل
الخليقت بل لا
شئي في الحقيقت نقطة موهوم
زاويه فقر و فنا
، خط مغروض دايرة
وجود و بقا » معرفي
كرده و مي نويسد
:
« اگر
چه آن دست ندارد
كه خطي مستقيم
كشد بلكه
شك است در
ينكه نقطة صحيح
نهد ، اما از آنجا
كه پرتو آفتاب
فيض بمقضاي [عين
عبارت] و رحمتي
وسعت كلّ شئي
بر هر ذرة
تابيده و رايحه
گلستان
الهام بموداي
اوحي الي
النّحل بمور و مگس نيز
رسيده ، ميتواند
گفت كه سخني ميتواند
گفت »
و بعد مؤلف
با پاره اي از عبارات
، اظهار فروتني
كرده و در اين راه
از عبارات نسبتاً
پيچنده و مغلق
استفاده برده و
در ادامه نوشته
است :
« از آنجا
كه تفرد در اخذ
عطايا مشير ندميمه
لوم و ظنت اضعف
العباد و [.؟.] الي الرشاد
خواست كه از اين
عطيه كبري حظي
وافي و بهرة شافي
عموم گيرد [.؟.] بموجب و نُنزّل من
القرآن ما هو شفاءُ
و رحمهُ للمومنين
شفا پذيرد
، همت گماشت و خامه
برداشت تا نسخه
از آن قانون حكمت
كامله بر نگارد
و موجزي بشرح كامله
الصناعه رحمت شامله
در جهان گذارد
، همانا
از روي احتياط
بطريق استقرا بر مقالات
اكثر مفسران نظر
كرد و از حال مفسران
كه مترجمان كلام ايشانند
خبر گرفت . پس آنجه
از قسم نص يا ظاهر
است چون مستغني
از اختلاف آراست
معني وحداني را
بدون نكته وجداني
بعباره اخري آراست و هر چه از
صنف ماوّل و متشابه
است وجوه مشهور
واقوال جمهور را
متضمن ايمائي برجحان
قوي و مرجوحيت ضعيف بقلم
آورد »
وي در ادامه
، مي نويسد : « اين خادم
علماء بعد از نقل
قول ايشان [.؟.] تأويل
ديگر با تطابق
سوق كلام و توافق
اغراز و احترام
انبياء عليهم
السلم صفحه را
پيراست و مسايل
علم تصوف را در
تفسير آيات دخلي
نداد لاجرم بمعني كه
بحسب لغت بيگانه
از مدلول لفظ و
مفهوم كلمه باشد
زبان نگشاد چه
تأويلات صوفيه
سخن را از اصل شريعت
بيرون مي برد و
مطالب را باسلوب
ديگر در نظر خود
رايان بهانه طلب
جلوه ميدهد في
الحقيقه مجاز و
تشبيه و تأويل
و توجيه تصوف را
با احكام ديني
و معالم يقيني
نبايد آميخت . »
مؤ لف
همچنين در بارة
اثر خود ، آورده
است : « و نيز
شعار شعر نوشتن
در تفسير آبات
بدستور ملاحسين
كاشفي و ملا فتح
الله كاشي اختيار
ننمود چرا كه براي
كلام خالق سند
از كلام مخلوق
آوردن مخالف آداب
است كه و عكس صواب»
و باز در
ادامه در بارة
اين اثر ، مي آورد
:
« وايضاً افزودن
حجم كتاب را بنقل
قصص و حكايات ملحوظ
نداشت بلكه بتيغ
اين زوايد را بكتب
سير و تواريخ واگذاشت
. مطلب اصلي و غرض
كلي از تحرير اين
تفسير ،
نشست سخن است
كه بي اعوجاج و
خالي از لجاج و
مستغني از ادخال
كلمة يا اخراج
بوقوع آيد ومحلي
كه باعتبار مخالفت
مذاهب مختلف فيه
است سخنان طرق
متعدده را از روي
كتب معتبره نقل
بالمصدر نمود و
محاكمه در قوت
و ضعف يا صلاح و
فساد وظيفه خود
ندانست . »
و باز در
ادامه ، در بخشي
ديگر آورده است
:
« صفت
آنست درين عهد
مبارك مهد پرورش
پادشاه دين پرور
عدل گستر فرمان
فرماي هفت كشور
المظفر والمنصور
في المغازي امام
المسلمين اميرالمؤمنين
حضرت محي الدين
محمد اورنگ زيب
عالمگير پادشاه
غازي بمرتبه كمال
است و محفوظ از
خزان اختلال [و
پس از تعريف و تمجيد] فدوي جان
نثار يعني اين
بنده خاكسار اگرچه
بالقوه تقرير و
تحرير را از احاطة
فضائل و محامدش
عاجز و قاصر ديده
، ليكن بمقتضاي
مالايدرك
كله لا يترك كله
، بقدر
طاقت بيان و استطاعت
زبان رقمي نيت
تحصيل حسنه و قصد
ثواب كشيده و چشم
از استغراق شاعرانه
و مبالغة مداحانه
پوشيده ، نه سخني
زايد از وقوع است
ونه وصفي مجعول
و مصنوع .»
و به اين ترتيب
، قصيده اي در وصف
شاه مي آورد با
اين مطلع :
شاها نظر
بروي توكردن عبادتست
مژگان بهم
زدن چو نماز جماعتست
و با اين مقطع
:
عالي سفيد
بخت شد از لطف پادشاه پروردة نمك
زهمين خوان نعمتست
و چنين ادامه
مي دهد :
« در آن
زمان فرخنده اوان
كه اين بنده آستان
خلافت بنيان ميرزا
محمد مخاطب بنعمتخان
بحكم واجب الاذعان
حضرت خليفه الرحمن
بجهت ديدن عرض
جواهر خانه خاصه
شريفه كه از كثرت
جواهر آبدار و
لالي شاهوار بحريست
بيكران بدارالخلافه
شاهجهان آباد و
[ و … ادامه دارد]
بعد از
سلك همگي دُرر
الفاظ و جواهر
معاني در خيوط
سطور اين تأليف
گرانمايه را نعمت
عظمي نام نهاد
و خاتمه دبياچه
را كه بمرصعكاري
قلم جواهر رقم
زيور كوش قبول
واضعاست به پنجگونه
ترصيح زينت
داد .»
و با اين مقدمه
نسبتاً طولاني
، به توضيح
و شرح عبارات و
اصطلاحاتي چون
« نص » « مجمل » ، « ظاهر » ،« محكم
» ، « ترتيل » ، چگونگي
قرائت آيات قرآن
و قوائد مربوط
به آن ، آداب احكام
تفأل به قرآن مجيد
، اسامي
قرآن مجيد كه در
شرح آنها رواياتي
نيز نقل شده است
، مي پردازد .
اين بخش با
اين عبارات به
پايان مي رسد :
«
و نكته براي عدد
شش در جميع مراتب
اينكه علم خدايتعالي
محيط هر شش جهت
است و الله اعلم
بالصواب . تسخير
اقليم قلم بنيروي
توفيق و جلوس سلطان
خرد در دارالعلم
تحقيق ، وقتي بوقوع
آمد كه از رقم سنين هجرت
چهار الف دعايم
بيت المعمور جهان
و قوايم سرير زمان
بود . فحمداله ثم
حمداله ، كما كان
في نفسه اهله . »
پس از اين بخش ،
بخشي با اين سر
فصل و عنوان آغاز
مي شود :
« وقايع ايام
محاصره قلعه دار
الجهاد حيدر آباد
تاريخ 13 شهر رجب
سنه 30»
آغاز اين بخش
( كه با نثر آغاز
و با نظم همراه
شده و با شعرهايي
پايان مي آيد ) چنين
است :
« دمي
كه مدرس كشاف صبح
در صفة صدق و صفا
چون قاضي بيضا
تفسير و الشّمس
و ضحيها بخط شعاعي
آفتاب بر صفحة
روز نگاشت و عابد
شب زنده دار ماه
با سيماي پر نور
و ضيا سجادة سپهر
گسترده به اداي
نافله شب بختم
سوره نور كرده
سر بسجدة غروب
گذاشت »
عبارات پاياني
اين بخش :
پس از شهريور
و از مهر آبان وآذر
ودي دان
نظام كار
و بار خلق در هر
ماه درهم شد
چو بر بهمن
جز اسفند [.؟.] ماهي
نيفزايد
اگر چه عمر
پر افزود اما عقل
او كم شد
جاي برخي از
سرفصل ها ( كه با
مركب قرمز نگاشته
شده ) در اين بخش
خالي است كه ظاهراً
فراموش شده و يا
فرصتي دست نداده
است .
نويسنده در
اين بخش وقايع روزهاي
13 رجب تا بيست و دويم
شعبان سنه 30 را كتابت
نموده است .
با نگاهي به
نثر وقايع نگاري
وي ، پي مي بريم
كه شباهت زيادي
به سبك داستان
نويسي معاصر دارد
( به لحاظ فضاسازي
و توصيف ):
«
اول رهروي راجل
در طي مسافت عاجل
از دور هلال آسا
نمايان شده باشارة ابرو ظاهر
نمود كه كليد قلعه
را آوردند . ثانياً
مستعجلي راكب كانّه شهاب ثاقب
در رسيده خبر بمسامع
و مجامع رسانيد
كه قلعه را فتح
كردند »
پس از آن ، بخش
بعدي كه 24 صفحه است
و در حقيقت مقدمه
اي بر شعر هايش
محسوب مي شود ،
آغاز مي شود :
عبارات آغازين
اين بخش :
«
عيار افزاي نقد
سخن اكسيريست كه
چون بر فلزّات
معدن لفظ طرح شود
زر خالص از [.؟.] غيرت
رنگ باخته بر آيد
»
در بخشي از
آخرين صفحات اين
بخش آمده است : « آنچه برسائي
دست تصفح از طاق
نسيان بچنگ در
آمد بمعرض تدوين
و مظهر ترديف رساند
.»
مؤلف در بارة
خود درصفحات آخر
چنين عباراتي نوشته
است :
« ثانياً
بر عقيق خاطر ناموران
روشن گهر اين نكته
منقوش باد كه راقم
حروف در بدايت
حال و قال ، بمناسبت
شغل طبابت كه سمت
مورثي بود حكيم
تخلص مينمود و
بعد از آنكه از
بيماري علاج بيماران
واراست و بدستگيري
ترك همدستي
فرودستان از دست
نبض ديدن جست ،
براي اختيار تخلص
حكيم تصحيف چكُنم
شد . جناب مستطاب
مولوي استادي ارسطوي
زمان افلاطون دوران
نوّاب دانشمند
خان انفلك رتبة
عظيم الشان كه
تا تابش ضميرش
نباشد لعل لفظ
و ياقوت معني آب
و رنگ نگيرد و
[… توصيفات
زياد ] فرمود كه چون
رتبة سخن بلند
است عالي تخلص
بايد كرد . اگر چه
اين صفّ نعال نشين
مرتبة سافل و آستان
گزين ، رتبة نازل
حالت خويش را لايق
نميدانست ، ليكن
تخلف از امر استاد
نتوانست . »
عبارات پاياني
اين مقدمه عبارتست
از :
« نام
اصلي كه بوالدين
الهام شد محمد
است و تخلصي كه
بخاطر استاد القايافت
، عالي است و خطابي
كه از جناب پادشاه
جهان عطا آمد نعمت
خان است . از لطايف
غيبي تاريخ يافتن
خطاب چنين يافتم
شكر نعمت واجب
واجب . »
سپس ، ديوان
شعر او كه به حروف
قوافي مرتب شده
، ذكر شده است .
مطلع
نخستين شعر
او ، چنين است :
تمامي [.؟.] از
مصراع بسم الله
ديوانها به بين كز مدّ اين ابروست
زيب روي عنوانها
پس
از پايان يافتن
غزل ها ، چند قصيده
ذكر شده كه عناوين
برخي از آنها عبارتند
از : « قصيده در مدح
خان جهان بهادر »، « قصيده در
مدح نواب مخلص
خان » و …. .
پس
از آن ، شعرهاي
در بيان تاريخ برخي از موضوعات
، قيد شده است
. برخي از
سر فصل هاي اين
بخش عبارتند از
: تاريخ فتح حيدر
آباد حسب الحكم پادشاه عالم
گير گفته شد ـ تاريخ
صحت اعظم شاه ـ نقش سكه براي اشرفيهاي
كلان حسب الحكم
پادشاه گفته شد
ـ تاريخ تولد پسر
شاهزاده محمد پندار
بخت ـ تاريخ مباركباد
نوبت ـ تاريخ خلعت
ـ تاريخ سر بريدن
سنتا
پس از آن ، رباعياتي
و پس از آن معما
، هجويات و نيز
حكايات ( به نظم
و در قالب مثنوي
) ذكر شده است . ابيات
پاياني اين بخش
، چنين است :
ناگهان
در گفتگو از خواب
حبست ديدن
كين خوابست فوراً
چشم بست
كف گشود
و گفت كم از بيش
به راضي
ام من هر چه ميدادي
بده .
عبارات آغازين
:
قلم از جوش
اين مي شد سيه مست
زمن عشقي
بهر جا عاشقي است
.
عرايس
ابكار معاني را
با اختان الفاظ روشن بياني
بدين گونه عقد
مواصلت منعقد ميگردد
كه چون قاضي قضا
چار خط عناصر نوشته
بتزويج جسم و جان
فتوي داد و روح
مجرد بجكم فانكحوا ما
طاب لكن من النّساء
ميل مناكحت
با عروس تن كرده
بمقتضاي و نفخت
فيه من روحي
قدم بحجلة
و لقد
كرمنا بني آدم
نهاد بموجب
…..»
عبارات
پاياني اين بخش
:
« اميد
كه معبود عهد الست و نمايندة
هر نيست و هست ايشانرا
جليس عافيت و قرين
عزت بزودي ساخته
بهره مند صدق ارادت
و فيض بخش حسن هدايت دارد . راقعة كه
بميرزا محمد سعيد
مشرف باورچخانه
پادشاهي نوشته
شد اعزّي ميرزا محمد سعيد
از موائد سرار
فوائد توفيقات
بهره مند باشند
. شوق نامه كه نقل
انشاي نصير همداني
بود باين مخمول
زاويه هيچ مداني
رسيد . ميرسد كه
مصراعش را مصراع ديگر برسانم
. شعر:
كسي را مدد
كرد بخت سعيد كه در كلكله ماند تا روز
عيد »
|
مؤلف |
عنوان |
زكريا بن محمد
الكموني القزويني
|
عجايب المخلوقات
و غرائب الموجودات
|
قطع
: 15 * 5/23
شمارة
مخزن : 222/3 Перс
نوع
جلد : مقوايي با
روكش پارچهاي به
رنگ قهوه اي
اين كتاب
، به نثر ، به زبان
فارسي و مصور است
و به خط نستعليق
نسبتاً خوش ( متن
با مركب سياه و
با قلم ريز و سرفصل
ها با مركب قرمز
) در بارة شگفتي
هاي طبيعت نگاشته
شده است . بر بالاي
عبارات عربي با
مركب قرمز خط كشيده
شده است .
نسخه احتياج
به مرمت دارد . جلد
كتاب از شيرازة
آن كنده شده و نوار
ململ در حال كنده
شدن از شيرازة
كتاب است . صحافي
شده و داراي عطف
ته گرد با باريكة
عطف است و جاناخني
دارد . لت آستر بدرقه
كه داراي كاغذ
رنگي به رنگ آبي
مي باشد ، پاره
شده است .
صفحات نسخه
، مرتب است و ترتيب
آن با نوشتن كلمة
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ ،
مشخص كرديده است
. ( در برگه دان كتابخانه
632 صفحه قيد شده است
)
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و داراي جدول و
حواشي نيست . هر صفحه
داراي 21 سطر است
.
مهري به شكل
بيضي و مهري ديگر
به شكل پنج ضلعي
( هر دو نسبتاً كوچك
) در قسمت بالاي
صفحة آغازين كتاب
، حك شده است .
داراي مقدمه
اي در 23 صفحه است
.
عبارات آغازين
:
«
العظمت لك و الكبراء
لجلالك اللهم يا
قايم الذات و مفيض
الخيرات واجب الوجود
و داهب العقول
و فاطر السموات
و الارض مبدي الحركت
و الزمان و مبدع
الخير و المكان
و جاعل النور و
الظلمات محرك الافلاك
الدايرات و من
بيتها بالنجوم
الثوابت و السيارات
مقر الارض لانواع
الحيوانات و اصناف
المعادن و النباتات
دام حمدك و جل ثناؤك
و تعالي ذكرك و
تقدست اسماءك فلك
الابتداء و اليك
الانتها و بقدرتك
[.؟.] و صل علي ذوي الانفس
الطاهرات و المعجزات
[.؟.] خصوصاً علي سيدالمرسلين
و امام المتقين
و قايد [.؟.] محمد رسول
الله صلي الله
عليه و سلم بن عبدالله
بن عبدالمطلب بن
هاشم الذي اخترته
للنبوت و آدم بين
الماء و الطين
و ارسلته رحمه
للعلمين و ايدته
بنصرك و بالمؤمنين
و ختمت به الانبياء
و المرسلين علي
اخوانه من النبيين
و الصالحين و آله
و اصحابه اجمعين
اما بعد چنين گويد
احقر العباد زكريا
بن محمد بن محمود
الكموني القزويني
تولاه الله تعالي
بفضله و او از فرزندان
انس بن مالك (رض)
بوده خادم آن سلطان
انبيا صلي الله
عليه و سلم كه چون
بحكم الهي مفارقت
اهل و وطن اتفاق
افتاد مجالست كتب
اختيار كردم چنانكه
شاعر گفته ؛ شعر
: و خير جليس في الزمان
كتاب . و پيوسته
مشعوف بودي بعجايب
صنع باري سبحانه
و تعالي . »
سپس مي آورد
كه « انسان خواهد
كه حقيقت اشياء
بداند » و او فكر
مي كند و به اين
ترتيب ، علم بوجود
مي آيد و اين كه
برخي از پديده
ها ، حكم عدل الهي
است و مؤلف به قصة
خضر و موسي اشاره
مي كند كه در قرآن
آمده و در «اسراريات
» [؟] آمده مبني بر
اينكه موسي به
چشمة آبي رسيد
. وضو كرد و بر آن
كوه رفت تا نماز
كند . سواري برسيد
و از آن چشمه خورد
و كيسه زر را آنجا
فراموش كرد . بعد
از آن شباني رسيد
و آن كيسه را برداشت
و برفت . پس از وي
، پيري برسيد كه
« خرمة هيزم در
دوش و آثار درويشي
بر وي ظاهر . »
خرمه را آن جا بنهاد
و آب خورد و نشست
. ناگاه سواري كه
كيسة زر را فراموش
كرده بود ، باز
آمد و از پيرمرد
كيسه را طلب كرد
. پيرمرد منكر شد
. سوار او را مي زد
تا هلاك شد . موسي
(ع) چون اين احوال
را مشاهده كرد
و گفت الهي حكمت
در اين قضايا چيست
و عدل در اين امور
چگونه است . باري
تعالي وحي فرستاد
بدو كه آن پير ،
پدر آن سوار را
كشته بود و پدر
شبان را بر پدر
دين بود بدان مقدار
كه در كيسه بود
ميان ايشان قصاص
رفت و صاحب دين
با حق رسيد .
به اين ترتيب
، مؤلف مي نويسد
كه « چون اين ضعيف
اطلاع يافته بود
از صتايع بديع
و خواص غريب بطريق
سمع و بصر و فكر
و نظر ، خواست كه
آنرا مقيد كند
تا فوت نشود »
و آورده است كه
« تعب » زيادي متحمل
شده « تا اين مجموع
را از كتب جمع » نمايد
. سپس مي آورد : «
و دراين كتاب چيزها
باشد كه ذهن [.؟.] غافل
، آنرا برنتابد
و هر اموريكه مخالف
عادت باشد آنرا
انكار نكند الا
كسي كه قدرت قادر
را بر جمله ذرات
مستولي نداند
. » و باز هم در
بخشي ديگر مي نويسد
: « و آنچه درين
كتاب مذكور است
[.؟.] عجايب صنع باريست
جل و علا »
و بالاخره
در صفحه شش ، در
مورد عنوان اين
كتاب مي آورد : «
و نام اين كتاب
عجايب المخاوقات
و غرايب الموجودات
نهاده شد و لابديست
از چهار مقدمه
كه شرح اين الفاظ
باشد و مقصود كتاب
از آن معلوم شود
. »
سپس فصلي با
عنوان « المقدمت
الاولي » با مركب
قرمز نوشته شده
است . عنوان اين
مقدمه « في شرح العجب
» است . مقدمة دوم
با عنوان «المقدمت
الثانيته في تقسيم
المخلوقات » در
صفحة يازده قرار
دارد . عناوين مقدمات
بعدي عبارتند از
: المقدمت الثالثه
في معني الغريب
، المقدمه الرابعه
في تقسيم الموجودات
.
در صفحة 18 پس
از بيان مقدمة
چهارم ، عبارت
« و هذا فهرست الكتاب
المسمي بعجايب
المخلوقات و غرايب
الموجودات » ذكر
شده و آمده است
: « و هو مقالتان ؛
مقالت اول در علويات
مشتمل بر سيزده
نظر و … »
عبارات انتهاي
كتاب :
« و منها روي
عن الشافعي رضي
الله تعالي عنه
[.؟.] در بلاد يمن ميرفتم
شخصي را ديدم تا
اسفل بدن زني بود
و تا پا دو بدن متفرقه
چهار دست ، دو سر
و دو روي و هر دو
با يك ديگر . »
در انتهاي
اين جمله ، به خط
كاتب ، چنين آمده
است : « كمتر از نسخه
سقوط داشته ست
ناتمام ست . »
اين كتاب داراي
تصوير است . برخي
از تصاوير رنگ
آميزي شده است
. در بخش هايي از
آن ، با نشان دادن
تصوير پرندگان
، به توصيف آنها
پرداخته و بي شباهت
به دايره المعارف
نيست .
به طور مثال
، برخي از مطالب
، چنين است :
شفين : حيواني
بحريست و …
سماريس : صنفي
از ماهي است و …
سقنقور : حيواني
است …
دلفين : ماهي
است …
تنين : … حيواني خطرناك
است …
گفتني است
كه در برخي از صفحات
، جاهاي خالي آمده
و گمان مي رود كه
مؤلف آنها را براي
درج تصاوير ، در
نظر گرفته است
.
تقسيم بندي
مطالب كتاب ، به
صورت مقالت ـ نظر
ـ فصل ـ قسم است
و هر قسم داراي
انواع بابها و
فصول مخصوص به
خود است .
كتاب داراي
دو مقالت است : در
علويات ـ در سفليات
* مقالت اول
( در علويات )
داراي 9 نظر است
:
نظر اول
: حقيقت افلاك و
اشكال و اوضاع
و حركات آن بطريق
اجمال ؛ نظر دوم
: در فلك قمر ؛ كه
داراي 5 فصل است
( در عجايب فلك قمر
، در حركت قمر ،
در زيادت و نقصان
نور قمر ، در خسوف
قمر ، در خواص قمر
خاتمه در مجره
)
نظر سوم : در
فلك عطارد ؛ كه
داراي دو فصل است
( در عجايب فلك عطارد
، در خواص عطارد
)
نظر چهارم
: در فلك زهره ؛ كه
داراي دو فصل است
( در عجايب فلك زهره
، در خواص زهره
)
نظر پنجم : در
فلك شمس ؛ كه داراي
چهار فصل است ( در
عجايب فلك آفتاب
، در جرم شمس ، در
سبب كسوف ، در خواص
شمس )
نظر ششم : در
فلك مريخ ؛ كه داراي
دو فصل است ( در عجايب
فلك مريخ ، در خواص
مريخ )
نظر هفتم : در
فلك مشتري ؛ كه
داراي دو فصل است
( در عجايب فلك مشتري
، در خواص مشتري
)
نظر هشتم : در
فلك زحل
؛ كه داراي سه
فصل است ( در عجايب
فلك زحل ، در خواص
زحل ، در رجوع كواكب
و استقامت آن )
نظر نهم : در
فلك الثوابت [.؟.]
نظر دهم : در
فلك البروج
نظر يازدهم
: در فلك الافلاك
نظر دوازدهم
: در سكان السموات
نظر سيزدهم
: در زمان
* مقالت دوم
( در سفليات ) كه
داراي پنج نظر
است :
نظر
اول : در عناصر ( كه
داراي چنيدين فصل
است )
نظر دوم : در
كرة نار
نظر سوم : در
كرة هوا
نظر چهارم
: در كرة آب
نظر پنجم : در
كرة زمين
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
كتاب النحو
( نحو زبان عربي
) و چند كتاب
ديگر |
قطع
و اندازه : 2/15* 7/25
شمارة
مخزن : 234/3 Перс
جلد
: تخته اي
با روكش پارچه
اي به رنگ قرمز
كه روكش پشت و روي
جلد آن از كاغذ
( به رنگ مشكي ) است
كه برجسته كاري
دارد . داراي صحافي
نيم چرم به شيوة
كوارتر .
اين اثر به
زبان فارسي ، به
نثر و به خط نستعليق
– دستنويس معمولي نگاشته شده
است . مرمت شده و
صفحات آن مرتب
است با اين توضيح
كه برخي از صفحات
از ابتداي كتاب
، مفقود شده است
.
ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ ،
مشخص شده است .
در صفحة اول
( يعني صفحة عنوان
) ، نقش مهري نسبتاً
بزرگ با مركب قرمز
كه حواشي آن با
الفباي روسي و
داخل آن با عبارات
عربي مطالبي در
باره تمليك اين
كتاب به كتابخانه
چهارجوي نوشته
شده است ، وجود
دارد . (عبارت داخل
مهر كه به زبان
تركمني و به الفباي
فارسي نوشته شده
، چنين است : چهار
جوي ولايت خلق
قرائت خانه سي
– 1341 )
در
يكي از صفحات آخر بر روي چند
برگ مربوط به شعر
اصول قرائت و مخرج
حروف ، دو مهر هشت
ضلعي كه بيشتر
به چهار ضلعي شبيه
هستند به چشم مي خورد
. عبارات داخل آن
كه به عربي نوشته
شده ، ناخواناست
.
قطع صفحات
15*2/25 مي باشد با اين
وجود ، در ابتداي
كتاب ، چهار برگ
( يعني 8 صفحه ) به قطع
13*5/20 به شيرازة آن
چسبانده شده كه
درآن دو شعر ( يكي
در بارة قواعد
قرائت و ديگري
در بارة مخارج
حروف ) نوشته شده
است كه احتمالاً
متعلق به كاتب
نسخه خطي فوق نيست
و بعد ها به كتاب
افزوده شده است
.
ابيات آغازين
شعر اول :
بعد حمد ثنا
مدح خدا نعت
پيغمبر دليل هداي
بشنو
اين چند بيت تا
گردي مطلع
بر قواعد قرا
نون
تنوين نون ساكن
را چهار
حال است با حروف
هجا
ابيات پاياني
شعر اول :
كهفُ
انعامُ انبياء
و سبا سوره
الحاقه علق فاطر
بنيّه
باقتال الهيكم
عبس تبّت
دو ويل دولا
سجده
در رعد نحل سبحانست
علق حج و
ليك در اولي
ابيات آغازين
شعر دوم :
بعد
حمد مربي دو جهان
سامع حرف
آشكار نهان
و
ز پي نعت محمد صلوات
بر روان
رسول با ياران
گوش
كن تا بياري توفيق
مخرج حرفها
كنيم بيان
ابيات پاياني
شعر دوم :
ربنا
اغفرلنا خطا يا
نا انك المستعاد
و المنان
در
مكه نخست ابن كثير
است امام نامهاي قراء سبعه
باشهرهان
نافع
ز مدينه ابن عامر
از شام بو
عمرو زبصره آمد
گشت تمام
پس
عاصم همزه كيساي
كوفي است نافع ابن كثير
است ابوعمر امام
ابن عامر عاصم
همزه كيساي تمت تمت
والسلام عليكم
.
اين شعر ها
با قلم نسبتاً
درشت و با مركب
سياه نوشته شده
و هر صفحه 15 سطر دارد
.
پس از آن ، شعر
هايي در سه صفحه
( كه از نظر طولي
، تقريباً يك سانتي متر
كو چكتر از صفحة
متن است ) ذكر شده
و به كتاب چسبانده
شده است ( به نظر
مي رسد بعدها اين
كار صورت گرفته
باشد .) عناوين سرفصل
اين شعرها عبارتند
از : « فصل در بيان
درجات بهشت و دركات
دوزخ » ، « فصل در بيان
آنكه چهار پيغمبر
حياتند الوقت »
، « فصل در بيان اختلاف
در نبوت اسكندر
و لقمان » ، « فصل در
بارة ثبوت شفاعت
» ، « فصل در بيان كيفيت
شفاعت» ، «فصل در
بيان زنا كاران
بي توبه رفته » ،
» روايت دبگري در
اين باره » .
در پنج صفحه
بعدي ( هر صفحه داراي
13 سطر ) كه
ظاهراً بخشي از
صفحات اوليه كتاب
است ، روايتي ازشيخ
صالح خادم در بارة
علائم آخر الزمان
نقل شده است . البته
صفحه يا صفحاتي
از وسط اين روايت
مفقود شده است
.
پس از آن ، متن
كتاب اصلي ( نحو
زبان عربي ) آغاز
مي شود . البته صفحه
يا صفحاتي از ابتداي
آن مفقود شده است
.
هر صفحه داراي
21 سطر است . فضا براي
حاشيه نويسي گذاشته
شده اما فاقد حواشي
است . سر فصل ها با
مركب قرمز نوشته
شده و بر بالاي
عبارات عربي و
يا غالب تقسيم
بندي هايي چون
الف و ب و … ، با مركب
قرمز و در برخي جاها نيز
با مركب سياه ،
خط كشيده است .
عبارات آغازين
:
«
كرده اند كه چرا
ابتدا كرده است
كتابش را بتعريف
كلمه و كلام جواب
ميگويمكه تمايز
علو م مدوّنه بحسب
تمايز موضوعاتش
است امّا موضوع
علم نحو ، كلمه
و كلام بود . »
عبارات پاياني
:
«
و در وقت لزوم اجتماع
ساكنين و در حالت
وقف و [.؟.] والمخففه
المفتوحه ما قبلها
تقلب الفاء . نون
مخففه مفتوحه ماقبل
را قلب كرده ميشود
و بالف مثل [.؟.] تمت
الكتاب بعون الملك
الوهاب . »
در پائين صفحه
آخر متن چنين آمده
است :
«
عن يد الضعيف الفقير
الحقير ملا عبدالغفار
[.؟.] الهم اغفرلي
و لوالدي و… .»
پس از آن ، دو
برگ ( يعني چهار
صفحه ) كه اندازة
آن كوچكتر از ابعاد
صفحات نسخه است
، [ احتمالاً به
هنگام صحافي ] ،
اضافه شده و با
نخ به شيرازة كتاب
وصل شده است .
در اين دو برگ
( كه هر صفحه داراي
11 الي 13 سطر است و به خط دستنويس
معمولي نوشته شده
است ) معاني عباراتي
چون « عامل » ، « نحو
» ، « تقديم » ، « تقدم
علته بر معلول
» ، « نكره » ، « معرفه» و امثالهم
ذكر شده است . سپس متني
در سه صفحه از صفحات
اصلي كتاب آمده
كه در آن ، پس از
ستايش خداوند و
نعت حضرت
رسول و سلام و دعا به
ائمه اطهار ، در
بارة احكامي ديني
چون استنجا ، طهارت
و وضو ، تيمم ، نيت
در نماز ، شرايط فرض شدن ذكوه و امثالهم
ذكر شده
است . پس از آن ،
متن دعاي جنازه
، متن دعاي پسرك
نارسيده ، متن
دعاي دخترك نارسيده
، و شمارش « چهل فرض
» و امثالم قيد شده
است و در پايان
نيز عبارت « تمت
سنه 1287» به چشم مي
خورد .
در
ادامه ، با خطي
دستنويس بسيار
ناخوش متن « خطبه
نماز جمعه» و در هشت
صفحة بعدي ، با همان
خط نا خوش ، مطلبي
با عنوان « اين فصل
در بيان نورزنامه
» [عين عبارات] درج
شده است .
عبارات آغازين
مطلب آخر چنين
است : « بدانكه
از خواجه علي ترمزي
منقول است كه اگر
نورز روز يكشنبه
تحويل كند آنروز
تعلق بر آفتاب
دارد . »
عبارات پاياني
اين مطلب :
«
و اگر در ميانه
سال بوجود آيد
، خودبين شود و
كاهل نماز باشد
و اگر در آخر سال بوجود
آيد خذمت كار و
بي طمع بود و سفر
هاي بسيار كند
و الله اعلم بالصواب
، تمت . »
در يك صفحة
بعد ، عباراتي
مربوط به محاسبة
طلب و يا بدهي (احتمالاً
متعلق به مالك
كتاب ) ذكر شده است
مبني بر اينكه
« ده سكه به بابا
نياز داده شد از
وچه جوب مسجد بكشتن هرماه [.؟.]
سنه 1280 »
پس از آن ، در
21 صفحه ( هر صفحه داراي
17 تا 18 سطر ) مطلبي
به زبان عربي در
باره صرف افعال
مضبوطه جاريه
به خط نسبتاً خوش
نستعليق قيد شده
است .
عبارات آغازين
اين مطلب :
«
الحمدلله علي نعمائه
و الصلوه علي رسوله
محمد خاتم الانبيائه
اما بعد فهذه جمله
من تصريف الافعال
مضبوطه جاريه كمجري
المدخل في الكتب
المبسوطه و هي
مشتمل علي اربعه
ابواب »
عبارات پاياني
اين مطلب :
«
و تقول في الملتوي
حين حيانّ حُنّ
ليحينّ ليحيانّ
ليحنّ لتحينّ لتحيانّ
لتحييانّ لاحينّ
لنحينّ و قس الباقي
علي ما ذكرت . تمت
.»
سپس در6 برگ
( كه قطع آن كوچكتر
از قطع بقيه صفحات
كتاب است) كه ضميمة
اين كتاب شده است باز هم شعري
در بارة قواعد
قرائت ،
مخرج حروف و نيز
« منظومه رسالة
عينيه » آمده است
، هر صفحه داراي
21 الي 25 سطر است و
با مركب سياه و
به خط دستنويس
معمولي (ناخوش
) نوشته شده است
. دو شعر مربوط به
قواعد قرائت و
مخرج حروف ( كه قبلاً
نيز ذكر آن رفت
) با همان
آغاز و انجام ،
در ادامة هم ،
نوشته شده اند
و در پايان شعر
مربوط به مخرج
حروف ، سنه 1215 قيد
شده است . با توجه
به شيوة نگارش
مي توان گفت كه
كاتب منظومة رسالة
عينيه ، نيز به
احنمال زياد ،
كاتب شعرهاي مذكور
است . اين منظومه
114 بيت دارد .
آغاز منظومه
:
بدين
مجمل كه كردم شرحُ
تفصيل نمودم
حال را زين قال
بي قيل
اگر
داري خرد بر خيز
مي بين عصا
دادم بگف كور انه
منشين
چه
بندي دل درين دنياي
فاني و
گر شاهنشهي ملك
جهاني
به
آخر مرگ را در پيش
بيني جزاي ظلم
عدل خويش بيني
پايان منظومه
:
بيك ناگه
رسيد اين نسخه
را نام بعينيه
ز راه غيب پيغام
بود
آگه از ين [.؟.] خبر
دار هر
انكو از دل جان
كرد تكرار
شود معفوكس
اين نسخه خواند
عطا بر آنكه
كلك عفو داند
و صلي من هو
في الخلق انسب
علي اولاده
يارب يارب
در پائين صفحه
آخر ، به خطي خوش
كه با خط متن منظومه
تفاوت فاحشي دارد
، عبارت « ملا محمد
حكيم بن ملا [.؟.] »
درج شده است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
علي ابن
شهاب الهمداني |
ذخيره الملوك
( در
احكام وتهذيب
اخلاق در اسلام
)
|
قطع
و اندازه : 5*17*5/25
شمارة
مخزن : 249/3 Перс
جلد
: مقوايي ، تمام
چرم به رنگ سبز
كم رنگ با تذهيب
گل و بوته
اين
نسخه در قالب نثر
و به خط نستعليق
خوش نگاشته شده
؛ متن با مركب سياه
نوشته شده و در
ذكر روايت ، نام
راوي و شمارة بابها با
مركب قرمز درج
شده و بر
روي برخي از عبارات
عربي و فارسي با
مركب قرمز يا سياه
خط كشيده شده است
.
نسخه ، مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است و ترتيب
صفحات با
نوشتن كلمه آغاز
برگ بعد درپائين
هر برگ مشخص گرديده
و غير از اين ، در منتهي
اليه گوشه بالايي
صفحات كتاب با
مركب سياه ، شمارة صفحات
با حروف مشخص شده
است . ( تعداد صفحات
: 327ص. )
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي
و تذهيب است و هر
صفحه داراي 18سطر
است . حواشي ندارد
، منتهي در حاشيه
برخي از صفحات
، اصلاحاتي در
مورد عبارات داخل
متن ذكرشده است
داراي نقش
مهر است ؛ به اين
ترتيب كه نقش مهري
نسبتاً بزرگ با
مركب قرمز كه حواشي
آن با الفباي روسي
و داخل آن با عبارات
عربي مطالبي در
باره تمليك اين
كتاب به كتابخانه
چهار جوي نوشته
شده است ، وجود
دارد . (عبارت داخل
مهر كه به زبان
تركمني و به الفباي
فارسي نوشته شده
: چهار جوي ولايت
خلق قرائت خانه
سي )
عبارات آغازين
نسخه :
حمد بسيار
و ثناي بيشمار
مرحضرت ملكي را
كه اسباب معاش
سكان خطة ملك دنيوي
را بتمهيد قانون
سياست حكمي نظام
داد . حكيمي كه عرصة
ملك معنوي را باستحكام
قواعد مكارم اخلاق
و محامد اوصاف
بناي انتظام نهاد
[مؤلف كتاب پس
از ستايش خداوند
و نعت حضرت رسول
(ص ) و اهل بيت ايشان
و « صحابه
كرام او »،مي
نويسد ] اما بعد فيقول
العبد الفقير الحقير
[.؟.] الموصوف بالتقصير
والتواني علي ابن
شهاب الهمداني
عفاالله عنه بكرمه
و ….» در ادامه ،
مؤلف مي آورد كه
« جمعي از ملوك
و حكام اهل اسلام»
به خاطر دوستي
اي كه با مؤلف داشته
اند ، هر روز از
او التماس مي كردند
تا « تذكره
مفيده » اي بنويسد
و به اين ترتيب
بالاخره « بموجب
التماس عزيزي آن
عزم متجدد گشت
. بمقتضاي آن التماس
، اين مختصر تحرير
افتاد مشتمل بر
لوازم قواعد سلطنت
صوري و معنوي مبني
بر ذكر احكام حكومت
و ولايت وتحصيل
سعادت دنيوي واخروي
» .
عبارات پاياني
نسخه :
« و كثرت اقتران
معاصي آبروي ما
بريخت . نسأل الله
غفورالمغفور المنّان
ان يعاملنا بما
هو اهله و ان يستر
قبايح اعمالنا
كما يقتضيه كرمه
و فضله انه قريب
مجيب و الحمدلله
وحده والسلام علي
من التبع الهدي
تمت . »
اين كتاب
ده باب دارد . مؤلف
در بخشي از آن آورده
است :« واين كلمات
بحكم باعثه اصلي
، ذخيره الملوك
نام كرده شد .»
عناوين باب
ها عبارتند از
: باب اول : در شرايط
واحكام ايمان و
لوازم كمال آن / باب
دوم : در حقوق عبوديت
/ باب سيوم
: درمكارم اخلاق
وحسن خلق و وجوب
تمسك حاكم وپادشاه
بر سيرت خلفاء
راشدين /
باب چهارم : در
حقوق والدين
و زوج و زوجه واولاد و عبيد و
ارقاب و اصدقا
/ باب پنجم
: در احكام سلطنت
صوري و ولايت و
امارت و حقوق رعايا
و شرايط حكومت
وخطر عهدة آن و
وجوب عدل و احسان
/ باب ششم : در شرح
سلطنت معنوي و
اسرار خلافت انساني
/ باب هفتم
: در بيان امر معروف
و نهي منكر و فضايل
و شرايط و آداب
آن / باب هشتم
: دربيان حقايق
شكر نعمت و ذكر
اضياف انعام و
افضال حضرت صمديت
/ باب نهم
: در حقيقت صبر بر
مكاره و
مصايب دنيوي كه
آن از لوازم امور ولايت و سلطنت
است / باب
دهم : در مذمت تكبر
و غضب و حقيقت آن
و ختم كتاب .
|
مؤلف |
عنوان |
|
اسماعيل
بن حسن بن احمد
جرجاني (متوفي
531 هجري ) |
ذخيره
خوارزمشاهي ( درباره بيماريها
و معالجه آنها
) |
تاريخ كتابت
: سال 1108 هجري
قطع و اندازه
: 18*5/25
شمارة مخزن : 257/3 Перс
جلد
: مقوايي ، با روكش تما م چرم به رنگ قرمز
كه داراي تذهيب
است . سطح
رويي تذهيب كه
از جنس كاعذ است
و بر روي جلد چرمي
كوبيده شده ، در
حال كنده شدن است
.
نسخه به خط
نستعليق نگاشته
شده ، به غير از
سه صفحه آخر كه
به خط شكسته نوشته
شده است . احتياج
به مرمت دارد . به
اين دليل كه برخي
از صفحات اول كتاب
، از شيرازه كنده شده
است .
صفحات نسخه
، مرتب است و با
نوشتن كلمه آغاز
برگ بعد درپائين
هر برگ ، مشخص گرديده
است . غير از اين
، برمنتهي اليه
گوشة صفحات ، شمارة
صفحه با مركب سياه
و اعداد فارسي
درج شده است . همچنين
با مركب آبي و قرمز
، شمارة صفحات
با اعداد لاتين
در وسط فاصله بالاي
هر صفحه ، حك شده
است . در برگه دان
كتابخانه تعداد
صفحات اين كتاب
696 ص. ذكر شده است
.
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي ، تذهيب
، حواشي و مهر است
.
تعداد سطور
هر صفحه : در سه صفحه
اول ، هر صفحه داراي
11 سطر است اما مابقي
صفحات هر صفحه
داراي 29 سطر است
، غير از
اين ، خط سه صفحه
اول درشت تر از
خطوط صفحات ديگر
است .
ذخيرة خوارزمشاهي
در حقيقت به سال
504 هجري در مرو نوشته
شده و اين كتاب
، نسخه اي از اين
اثر است كه به سال
1108 هجري كتابت يافته
است.
عبارات آغازين
نسخه :
« الحمد
لله رب العالمين
حمد الشاكرين و
الصلوه علي النبي
المصطفي محمد و
علي آله واصحابه
اجمعين چون تقدير
ايزد تعالي چنين
بود كه جمع كننده
اين كتاب بنده
دعاگوي خوارزم
شاهي الاجل العالم
العادل المؤيد
المظفر المنصور
ولي النعم نصره
الاسلام جمال المسلمين
قاهره الكفر و
المشركين عمادالدوله
فخرالامه تاج المعاني
اميرالامراء اسلان تكمين
عين المللوك و
السلاطين ابوالفتح
محمد بن تميز الملك
معين اميرالمومنين
ادام الله دولته
و حرست قدرته و
اعلي كلمته و … . »
در بخشي ديگر
از صفحات كتاب
، چنين آمده است
:
« چون
بنده دعاگوي جمع
كننده اين كتاب
اسماعيل بن الحسن
بن محمد بن احمد
الحسيني الجرجاني
حال اين ولايت
بديد … »
در ادامه ،
و در پايان اين
مقدمه ، قبل از
آغاز فهرست ، چنين عبارتي
وجود دارد :
« غرض
خادم دعاگوي ا
ندر ساختن اين
كتاب آن بود كه
اندر روزگار اين
خداوند ، چنين
كتابي كرده شود
و چنين يادگاري
از من خادم اندر
دولت [.؟.]
تا حق نعمت او
بدين خدمت گزارده
شود و فضلاي روزگار
كه اين كتاب را
مطالعه كنند و
با ديگر كتابها
مقابل كنند فرقي
كه ميان اين كتاب و ديگر كتابها
هست بشناسند و
گواهي دهند كه
اين جمعي تمامست
و انصاف جويندگان
اين علم اندرين
كتاب واو داده
شده است و طريق
ديگر رسيدن بمقصود
طب برهمه كوتاه
كرده و بدآنچه
اندرين خطبه وعده
دادست و فاكرده
و الله اعلم .
»
پس از
آن ، فهرست مطالب
مندرج ، در 29 صفحه
ذكر گرديده است
. شمارش بابها و
كتاب ها با مركب
قرمز و عناوين
باب ها با مركب
سياه نوشته شده
است . داراي نه كتاب
است . هر كتاب داراي
چندين باب و چندين
گفتار و مقال و
جزو است . به عبارت
ديگر ، مباحث مندرج
، به صورت كتاب
ـ گفتار ـ باب ـ
جزو ـ مقال و … تقسيم
بندي شده است .
عنوان
كتاب اول « اندر
ياد كردن حد طب
و منفعت آن و ياد
كردن احوال [.؟.] و
تسريح اندامها
و قوتها » است كه
پنج گفتار دارد .
هر چند كه
در فهرست طول و
دراز نسخه ، فهرست
هر ده كتاب ذكر
شده اما اين نسخه
در حقيقت تا آخر
گفتار دوم از كتاب
ششم ذكر شده است
و مابقي يا مفقود
شده و يا نوشته
نشده است .
مؤلف
در صفحات فهرست
، وقتي به گفتار
سوم از كتاب ششم
مي رسد ، آورده
است : « گفتار
سوم و چهارم كه
در اين كتاب قلمي
نشده ، انشاء ا…تعالي چون
از كتابي ديگر
پيدا شود بدين
كتاب نويسد » و به اين
ترتيب فهرست خود
را درباره گفتار
سوم از كتاب ششم
از ذخيره خارزمشاهي
اندر احوال گوش
و شنوايي و بيماريها
و علاج آن ، ادامه مي دهد
و مي آورد : « و اين گفتار
نه بابست » و بابها
را ذكر مي كند و« گفتار چهارم
از كناب ششم اندر
احوال بيني و اسباب
و علامات و علاج
آن و اين گفتار
ده بابست » و باب ها
را ذكر مي كند . در
ادامه ، گفتار
پنجم و … تا گفتار
بيست و يكم از كتاب
ششم را ذكر مي كند
و كتاب هفتم ( با
تمام گفتارها و
ابواب ) و كتاب هشتم
و كتاب نهم ، و
بالاخره « حرفت
ثاني » در ببان كتاب
قرابادين [.؟.] از
كتاب ذخيره خوارزم
شاهي و اين شامل
دو گفتار است ( اسامي
دارو ها براي بيماري
هاي مختلف / معجونها
و دارو هاي مركب
)
مندرجات اين
نسخه عبارتند از
:
كتاب اول ( با
پنچ گفتار و هر
گفتار داراي چندين
باب و يا جزو ) ؛ كتاب
دوم ( با نه گفتار
و هر گفتار داراي
چندين باب و يا
جزو ) ؛ كتاب سوم
( با چهارده گفتار
كه براي سهولت
كار ، به دو بخش
تقسيم كرده است
: هفت گفتار اول
ـ هفت گفتار دوم
) ؛ كتاب چهارم ( با
چهار گفتار ) ؛ كتاب
پنجم ( با شش گفتار
) ؛ كتاب ششم (با بيست
و يك گفتار ) .
البته كتاب
ششم ، تا آخر گفتار
دوم ذكر شده است و مابقي ،
هر چند در فهرست
آمده اما در متن
به آن پرداخته
نشده است و انتهاي
كتاب نيز به گونه
اي نيست كه گفته
شود صفحاتي از
آن مفقود شده است.
عبارات پاياني
نسخه :
« و آنرا
كه سبب ضعيفي چشم
، گريستن باشد
، روغن بنفشه
و روغن نيلوفر
دركف پاماليدن
و گرمابه رفتن
و سرو چشم بر بخار
آب جوش داشتند
[عين عبارت ] و اندر
سبزي و بوستانها
و آب روان نگريستن
سود دارد باذن
الله تعالي و تقدس
ذاته [.؟.] »
|
مؤلف |
عنوان |
|
خواجه
شمس الدين محمد
حافظ شيرازي |
غزليات
ـ قصايد ـ رباعيات
|
نام كاتب : ملا
توره قلي بيك
تاريخ و محل
كتابت : 1261هجري ـ در
بخارا
قطع و اندازه
: 15*5/25
شمارة مخزن
: 260/3 Перс
جلد : مقوايي
با روكش پلاستيكي
به قرمز
رنگ / جلد صحافي
شده آ ن در پشت و
روي آن چسبانده
شده كه به رنگ سبز
روشن است .
اين
نسخه به خط دستنويس
معمولي و تماماً
با مركب سياه نگاشته
شده است . مرمت شده
و صفحات مرتب است
و شماره گذاري
صفحه با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . ( دربرگه دان
كتابخانه 210 ص. نوشته
شده است )
نسخه
، صفحات سفيد و
نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي ، تذهيب
و حواشي و مهر است
و هر صفحه داراي
13 سطر مي باشد .
عبارات
آغازين نسخه :
الا يا ايها
الساقي ادركأساً
و ناولها كه عشق آسان نمود
اول ولي افتاد
مشكلها
آخرين
بخش از غزليات
، غزلي است كه با
اين مطلع آغاز
مي شود :
پس از آن ، اين
مثنوي ( ساقي نامه
) مي آيد (مطلع ) :
و در انتها
، رباعياتي ( 29رباعي
) از وي درج شده كه
از جمله آنها مي
توان به رباعي
زير اشاره كرد :
اول
بوفا مي وصالم
در داد
چون مست
شدم جام جفا با
سرداد
پر
آب شود ديده ،پر
از آتش ، دل خاك ره او
شدم ببادم در داد
عبارات
پاياني نسخه :
« تمام
شد بعون و عنايت
حضرت حق سبحانه
و تعالي نسخه متبرك لسان الغيب
خواجه حافظ شيرازي
نوره مرقده در
يوم چارشنبه [ عين
عبارت] عزه شهر
ذي لقدة [عين عبارت]
المعظم در سنه
1261 از يد كلك كمينة
محقر خاكسار پرگناه
ملا توره قلي بيك
در سند هفده ساله
گي در عصر سلطان
عالي نشان اعني
حضرت امير نصرالله
محمد بهادر سلطان اللهم اجعله
… »
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
جنگ ( مجموعه اشعار
و نكته هايي از
تاريخ) |
تاريخ كتابت
: در حدود سالهاي
1326- 1328 هجري
قطع و اندازه
: 15*26
شمارة مخزن
: 265/3 Перс
جلد : مقوايي با روكش پارچه
به رنگ قهوه اي
تيره .
نسخة
خطي مرمت شده است
و صفحات آن مرتب
است . البته
هيچ كدام
از صفحات ، موضوعيت
واحدي ندارند تا
مشخص شود كه ترتيب
صفحات لازم است
و رعايت شده يا خير . در
هيچ كدام از صفحات
نيز ، حروفي يا
عددي مبني بر نشان
دهنده صفحه ، وجود
ندارد ، با اين
وجود ، در برگه
دان كتابخانه
566 ص. ذكر شده است
.
در
بين صفحات كتاب
، صفحاتي سفيد
و نانوشته مانده
است . عاري از هر
گونه جدول ، نقاشي
و يا تذهيبي است
. تعداد سطور نيز در هر
صفحه متغير مي
باشد .
نگارنده
از هر مطلبي ( بدون
ذكر مأخذ ) به صورت
پراكنده ، يادداشت
برداري كرده است
.
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
تحفه المجربات
( در طب ، بيماريها
و طريقه معالجه
آنها ) رماض الادويه
( اسامي و خواص بسياري
از گياهان وداروها
) |
قطع و اندازه
: 16*5/24
شمارة مخزن
: 286 / 3 Перс
جلد : مقوايي
با روكش پارچه
اي به رنگ خاكستري
/ جلدي تذهيب كاري
شده به رنگ قرمز
واز جنس كاغذ ،
بر پشت و روي آن
چسبانده شده است
نسخه
، مرمت شده و ترتيب
صفحات ، نامرتب
است . در بارة تعداد
صفحات ، در برگه
دان كتابخانه
420 ص. درج شده است
. صفحات سفيد و نانوشته
ندارد و عاري از
جدول ، نقاشي ،
تذهيب است و برخي
از صفحات داراي
حواشي است . تعداد
سطور در هر صفحه
، متفاوت
است .
داراي
نقش مهر است ؛ به
اين ترتيب كه نقش
مهري نسبتاً بزرگ
با مركب قرمز كه
حواشي آن با الفباي
روسي و داخل آن
با عبارات عربي
مطالبي در باره
تمليك اين كتاب
به كتابخانه چهار
جوي نوشته شده
است ، وجود دارد
. (عبارت داخل مهر
كه به زبان تركمني
و به الفباي فارسي
نوشته شده : چهار
جوي ولايت خلق
قرائت خانه سي
)
نسخه
داراي چند كتاب
است .
كتاب
اول : تحفته
المجربات
داراي
110 برگ است
و غير از شماره
گذاري صفحات با
نوشتن كلمه آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ ، شماره
برگها با عدد بر
گوشة صفحات زوج
كتاب نوشته
شده است .
عبارات
آغازين اين كتاب
:
« حمد
و ثناي مرخالق
بي نياز را كه اول
و آخر ، همه اوست
و قفل حكمت او بجز
كليه رحمتش و انكرد
و الرحمن الرحيم
كه سحاب رحمت خويش
را بر جميع خلايق
پديد گردانيد »
در
بخشي از صفحات
آغازين ، آمده
است :
« نيز
هر دردي و هرزهري
را شفاي بيافريد
تا در بيقراري
نا اميد نباشد
اما صاحب طيب را
بايد كه بيماري
را بشناسد و بيابد
و خوب طريق بداند
بعده بدواي او
پردازد و اين مختصر
را از طب شمسي و
شهابي و عين الحيوه
بتجربه منتخب نموده
بتحفته المجربات
ناميده شد و به
هشتاد چهار باب
ختم گشت . »
هر باب
داراي چندين فصل
است . ترتيب صفحات
از باب اول تا باب
هفتاد و چهارم
( در جوك مار و شناخت
اشجار كه جوكيان
بدان عمل كنند
) تا برگ 103 صحيح و
مرتب است اما پس
از اين ، باب هفتاد
و هفتم ( علاج اسبان
) آغاز مي شود . اما
اين باب نيز تا
برگ 110 ادامه دارد
و به اين ترتيب
، مابقي بابها
مفقود شده است
. همچنين بابهاي
75و 76 حذف شده اند
.
اين باب ها
عبارتند از : باب
اول « در دفع درد
سر و آنچه داخل
سر است» نام دارد
. باب 75 « در
نجوم معلوم كردن
ساعات سعد و نحس
و ستارگان ؛ باب
76 « .؟. اعضاء » ؛ باب 78 « علاج
ستوران » ؛ باب 79 «
علاج كبوتران»
؛ باب 80 « علاج راست
كردن زهردانه كبوتر
وغيره و … .
عبارات پاياني
كتاب اول :
« … با سنگ فلفل ادويه
كوفته باريك كرده
بآب بنموده در
ظرف [.؟.] خمير كرده
يكصد يك گول كرده
بسازد كه در مقدار
برابر باشد . »
جمله به پايان
مي رسد و اين در
حالي است كه عبارت
« و در سايه » به اين
معني كه عبارت
آغازين صفحة بعدي
با اين عبارت آغاز
مي شود ، در گوشة
پائين همان صفحه
، درج گرديده است
.
كتاب دوم : ؟
مبحث
بعدي ، هر چند كه
در بارة طب نوشته
شده اما ادامه
كتاب قبلي نيست
و موضوع آن ، توضيح
در باره انواع
معجون ها ، شراب
ها ، حلواها ،
مرباها ، انواع
جوارش ضمادها و دارو هاست
.
ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده ، با اين
وجود ، بر بالاي صفحات نيز
با عدد فارسي ،
شماره گذاري شده
است . به اين ترتيب
كه صفحات 2 تا 91 اين
كتاب ، با اعدادي
كه بر بالاي
صفحه آمده ، شماره
گذاري شده است
. بر بالاي برخي
از عبارات نيز
با مركب قرمز خط
كشيده شده و جاي
برخي از عبارات
، خالي است .
كتاب به خط
دستنويس معمولي
نوشته شده و هر
صفحه داراي 13 سطر است ( به غير
از پنج صفحه آخر
كه داراي 18 سطر است
.)
نخستين
صفحه با صفحة شماره
2 و با چنين
عباراتي آغاز مي
شود :
« نامند
طبا شير سفيد شش
مثقال ، ابريشم
خام شش مثقال مصطكي
رومي شش مثقال
زعفر بر شش مثقال
سنبل الطيب شش
مثقال مرواريد
ناسفته شش مثقال
… »
در
اين كتاب ، معجون
هايي چون معجون
بقراط ( كه معجون
محزونان خوانند)
، معجون بلادر
، معجون بنفشه
، معجون البصل
، معجون البابغايت
و … صحبت به ميان
آمده و از ص 15 انواع
شراب ها ( چون شراب
تاتونك ، شراب
بنفشه ، شراب زكام
و نزله ، شراب زوفار
و … ) سخن
به ميان مي آيد
. سپس به انواع حلواها
(چون حلواي بيضه
،حلواي خان احمدي
، حلواي بادام
، حلواي برنج ،
حلواي جزر و …) ، انواع مرباها
، انوا ع جوارشها ( جوارش فلافلي
، جوارش جالينوس
، جوارش قيصر رومي
) مي پردازد و بعد باب در بيان
ادويه هاي سفوف ( سفوف سرطان ، سفوف
سماق و سفوف صدف
و غيره ) و
بعد هم باب در بيان
مرهم ها آمده
است كه البته دراين
بخش ، جاي نام مرهم
ها خالي مانده
است ، و به اين ترتيب
، اين بخش ناقص
الاول ، به پايان
مي رسد . ( پنج صفحه
آخر ، چه از نظر
تعداد سطور و چه
به لحاظ دقت در
نگارش و نوع خط
و سليقه در نگارش
سر فصل ها ، رعايت نشده و چنين
به نظر مي رسد كه
با خطي غيراز خط
كاتب نوشته شده است )
عبارات
پاياني كتاب دوم
:
« … بهم سائيده بمالند
بصحبت مشغول شوند
همين عمل نمايد
طلا نفوذ آورد
وقصيب را سخت گرداند
[.؟.] نرجس [.؟.] و بسايند
با زهرة
گاو بياميزند و خشك كنند
بعد از آن سائيده بروغن
ياسمن بر قصيب
بمالند . »
كتاب سوم
: ؟
سپس
، كتابي ناقص الاخره
در پانزده صفحه
( 15 سطر در هر صفحه
) به خط نستعليق
خوش گنجانده شده
كه سر فصل ها با
مركب قرمز و متن
با مركب سياه نوشته
شده است .
عبارات آغازين
:
«
بر ارباب الباب
پوشيده نماند كه
سعادت ابدي بصحت
اعمال منوط و كرامت
سرمدي بسلامت افعال
مربوط بود و آن
مقصود بي صحت بدن
بوحود نمي آيد
»
در بخشي از
صفحات اول ، آمده
است : « پس
بر همه كس لازم
است كه كيفيت مزاج
خود را دانسته
كيفيت مأكولات
و مشروبات بداند
تا حفظ صحت ميسر
گردد چه اگر اذاله
مرض كه گاگاه [.؟.]
نياز بطبيب برده
بار او را تحمل
توان نمود اما
در حفظ صحت لازم
ملازم [.؟.] و چون همه
كس را مطالعه اكتب
حكمت و استخراج
كيفيت مأكولات
و مشروبات ميسر
نيست ، بنابر نفع
عامه از كتب حكمت
استخراج منفعت
و مضرت و مصلح مأكول
و مشروب كثيرالاستعمال
را كرده بر صفحة
بيان بمرتبة عيان
رسانده ميشود »
اين
كتاب درباره اطعمه
و مضرات خوردن
گوشت ، منفعت ها
و مضرات
خوردن گوشت انواع
جانوران و گياهان
وفراورده هاي مربوط
به آنها نوشته
شده است.
عبارات
پاياني :
«
افواه بواسير بگشايد
مصلح وي سركه بود
با [.؟.] چغندر گرم
در اول و گويند
مركب القويست و
گويند [.؟.] در اول
منفعت وي قوت بورقيه
و ملطّف و محللّ
بود و قولنج را
سود دارد و قطع بلغم كند
. »
عبارت
« و كلف » در پايان
صفحه آمده مبني بر اين
كه نخستين كلمه
صفحه بعد ، آن عبارت است
.
كتاب چهارم
: ؟
در
صفحات بعدي ، كتاب
هفتم از « ذخيرة
خوارزمشاهي » با هفت باب
(هر باب داراي چندين
جزو ) درج شده است
.
اين
كتاب 112 صفحه دارد
و هر صفحه داراي
21 سطر است . متن با
مركب سياه و سرفصل
ها با مركب قرمز
نوشته شده اند
. با اين توضيح كه
جاي برخي
از سرفصل ها خالي
است .
قبل از شروع
كتاب هفتم ، بخش
هايي از كناب ششم
( بابهاي : هفتم اندر
لطم ، هشتم اندر
درد پاشنه ، نهم
اندر درد ناخنها
، باب دهم اندر
دميدن ناخن
) نيز آمده
است . اين كتاب كه
به خط دستنويس
معمولي نوشته شده
است ، در حقيقت
بخشي از كتاب بزرگ ذخيرة
خوارزمشاهي است
كه خود شامل چندين
كتاب مي باشد .
عبارات
آغازين :
«
باشد از دراز ببرّد
و مادة غليظ كه
در وي باشد و بعضي
را رگها چندانكه
بيرون تواند كشيدن
، بيرون كشند وآن
سل چنان بايد كه
آن رگ بجملگي ببرّند
و الاّ زود معاودت
كند .»
لازم
به ذكر است كه سطر
اول از صفحة آغازين
[ يعني از « باشد » يا
«تواند كشيدن» ] با
خط نستعليق خوش
و مابقي به خط دستنويس
معمولي نوشته شده
است واين خط دامه
دارد تا
به آخرين صفحه
كه باز هم ناقص
الاخر است .
عبارات
پاياني :
« واگر
شطيه افتاده بود
و درد خليدن صعب
شود آن موضع ببايد
شكافت و استخوان
برهنه كردن و شطيه
بريدن و بيرون
صفاق را نگاه داشتن
تا جراحت بدو نرسد
چنانچه »
آخرين كتاب
ناقص الاخر كه
123ص است رماض الادويه
نام دارد كه به
خط دستنويس و
نستعليق ( سرفصل
ها با مركب قرمز
) نگاشته شده و بر
بالاي اصطلاحات
فارسي و عربي با
مركب قرمز خط كشيده
شده است . مؤلف معادل
هاي عربي ، فارسي
و تركي داروها
را نيز قيد كرده
است .
عبارات آغازين
:
« الحمدلله
الذي خلق لكل داء
و دواء و جعل حبيبه
لعلل القلوب شفا
صلي الله عليه
و علي آله الاظهار
و اصحابه اخيار
و سلم تسليما كثيرا
و بعد بر ضماير
صافيه محجوب نماندكه
اين نسخه الست
مجلي بعبارات جليه
و مسمي برماض الادويه
كه بقلم شكسته
زمان ترتيب داده
و بيانش برمقدمه
و دو باب بر خاتمه
نهاده مقدمه دربيان
كيفيات ادويه و
غير آن ؛ باب اول
ذكر ادويه مفرده
بر تربيب حروف
تهجي باب دويم در ذكر
ادويه مركبه بر
ترتيب حروف مذكور
. »
در
ادامه ، ( در همان
ابتداي كتاب ) چنين
عباراتي ذكر شده
است : «باب
فطف بنهصد
و چهل و شش گشت اين
رساله تمام »
صفحه يا
صفحاتي در قبل
از بيست صفحة آخر
، مفقود شده است
. دراين صفحه ، باب
دوم در ذكر ادويه (
به ترتيب حروف
مذكوره ) آغاز مي
شود .
عبارات
پاياني نسخه :
«
دوايي ديگر كه
قربه كند صفت ان
نخود [.؟.] كشك كرده
و كشك جو از هر يك
ده مثقال مغز بادام
[.؟.] و تخم خشخاش و
….
»
عبارت
« خشك ساخته » در پائين
صفحه آخر به اين
معني كه صفحة بعدي
با اين عبارت آغاز
مي شود ، قيد شده
است
|
مؤلف |
عنوان |
|
حكيم شهاب
الدين ابن عبدالكريم |
شفاء المرض
در انواع
بيماريها و طريقه
معالجة آنها |
تاريخ كتابت
: در سال 1317 ه . رونويسي
شده است
قطع و اندازه
: 5/14 * 26
شماره مخزن
: 295/3 Перс
جلد : نيم
چرم به رنگ سبز
روشن .
نسخه به شعر
و به خط دستنويس
معمولي نوشته شده
و تمامي ابيات
با مركب سياه و
سرفصل ها ( شماره
و عناوين بابها
) با مركب قرمز نوشته
شده اند (به غير
نام چند باب كه
با مركب سياه نوشته
شده است . )
نسخه
احتياج به مرمت
دارد . به اين ترتيب
كه روي جلد از قسمت
جاناخني كنده شده
و صفحة اول كتاب
نيز در حال كنده
شدن از شيرازه
مي باشد . صفحات
مرتب است و با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
، با اين وجود در
برگه دان كتابخانه
200 ص درج شده است .
صفحات سفيد و نانوشته
ندارد . هر صفحه
داراي 15 سطر
است .
عبارات
آغازين نسخه :
نخستين
كنم نو كه خامه
روان بتوحيد
پروردگار جهان
خداوند
خلاق ارض و سما
كه ني جسم
دارد نه جان نه
جا
عبارات
پاياني نسخه :
بگفتند
ياران من اي شهاب
بنام
شهنشاه كن اين
كتاب
بگفتم
كه چون شاه شاهان
خداست بدرگاه
او بندگي جمله
راست
من
اين طب بر نام او
ساختم جزائي
ثوابي ازو خواستم
ز فضل
خدا بود سعي شهاب
مرتب شد
ابواب هذا الكتاب
ز هفصد
[عين عبارت] زياده
سال بود دهم
روز از ماه شوال
بود
يا
الهي بطفيل بسم
ا… نظر
كن بحال عبدالله
قد وقع الفراغ
في سنه 1317 الف و ثلث
مائه و سبعه عشر
في 9 من الجمادي
الآخر في يوم الاثنين
و الله اعلم بالصواب
آنچنانكه
از عنوان نسخه
بر مي آيد ، اين
كتاب دربارة امراض
و داروها تهيه
شده است . در بالاي
ابيات آغازين و
قبل از عبارت « بسم
ا… » با مركب قرمز
آمده است : « اين نسخة
يادگار از مجربات
حكيم شهاب ابن
عبدالكريم مسمي
بشفاء المرض . مرقوم
بصد و شطت [ عين عبارت
] باب ، در هر بابي
علامات و معالجات
گفته شود الحمد
الله رب العالمين
و به نستعين و صل
الله علي المرسلين
. »
شاعر ( مصنّف
) پس از ستايش پروردگار
و نعت رسول اكرم
(ص) ، در فصل « در
ساختن اين كتاب
گويند » آورده
است :
شبي يادش
آمد از آن خفتگان كه بس روزها
رفت بر خوابشان
نگفتند
احوال دل بر كسان
نكس دارد
از حال ايشان نشان
بدل گفتم
اي يار من مرد كيست
ز كاس اجل
جرعة خورده نيست
دلم گفت
اي پور عبدالكريم
كه هيچ
است دنيا و فرزند
سيم
روان
اي عزيزم ز تن رفتن
است جواب
الم هاء خود گفتن
است
و بالاخره
خطاب به خويش اين
گونه ادامه مي
دهد :
نصيحت
به جان است گر بشنوي
ترا داد
ايزد ز طبع قوي
كتابي
ز حكمت بنظم اندر
آر كه بعد
از تو ماند بسي
يادگار
ز بهر
تجارب دوا بي بها
برون آر
از بهر خلق خدا
و … بالاخره
:
اساسش
نهادم صد شصت باب
شفاء المرض
كردم او را خطاب
باميد
آن كه خداوند پاك
معذب ندارد
مرا زير خاك
بداني
اگر قدر اين مختصر
كتابت كني
جمله با آب زر
نياورده
ام اندرين اندكي
بجز نازموده
دوايي يكي
ناظم در بارة
خود گفته است :
طبيبي
بكردم بسي سالها
دلي بي طمع
خواست بهر خدا
مريضي
كه از من دوا يافته
ز فضل الهي
شفا يافته
آنچنانكه
از كتاب بر مي آيد
، كتاب مشتمل بر
165 باب است اما در
ابيات مذكور ،
شاعر اين كتاب
را مشتمل بر 160 باب
مي داند .
يادداشت
تملكي در نخستين
صفحه ( صفحة عنوان
) به زبان تركمني
آمده است به اين
ترتيب كه « طب كتابي
شفاء المريض محمد
شريف آخون نينگ
كتابي حاجي [ .؟. ] ايشان
اوغلي قلّي مخدوم
طايفه سيندن… » . يعني اينكه
اين كتاب طب كه
« شفاء المريض » نام
دارد ، متعلق به
محمد شريف آخوند
از طايفة مخدوم
است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
عبدالقاهر
بن عبدالرحمن
الجرجاني |
العوامل
في النحو ( نحو
زبان عربي ) |
تاريخ كتابت
: سال 1334 هجري قمري
قطع و اندازه
: 5/22 * 18
شمارة مخزن
: 459 / 3 Перс
جلد : مقوايي
با روكش پارچه
اي به رنگ قهوه
اي
نسخه داراي
دو كتاب است . كتاب
اول به نظم
و به خط دستنويس
معمولي به زبان
فارسي و كتاب
دوم به نثر
و به زبان عربي
به خط نستعليق
زيبا نگاشته شده
است . متون تماماً
با مركب سياه و
سرفصل ها نيز با
همان مركب سياه
اما با قلم درشت
تر نوشته شده اند
. بر روي برخي از
عبارات عربي در
متن ، با مركب قرمز
خط كشيده شده است
.
نسخه
، مرمت شده است
و ترتيب صفحات
مرتب است و شماره گذاري
صفحه با
نوشتن كلمة آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ صورت گرفته
است با اين وجود
در برگه دان كتابخانه
113 ص. درج شده است
.
نسخه ، صفحات
سفيد و نانوشته ندارد و داراي جدول
است و متن بر روي
برگ ها و صفحاتي
نوشته شده كه داراي
خطوط است ( مثل دفترهاي
معمولي )
. هر صفحه داراي 19 سطر است
( 9 صفحة آخر از بخش
اول كتاب «عوامل
النحو » داراي 10 سطر
است .)
نسخه داراي
دو كتاب است . عناوين
كتابهاي موجود
در نسخه عبارتند
از: العوامل في
النحو ( به نثر و
به زبان فارسي
) رساله في قواعد
القرآن (به نظم
و به زبان عربي
)
عبارات
آغازين كتاب اول
:
العوامل
في النحو علي ما
الّفه الشيخ الامام
الفاضل عبدالقاهر
ابن عبدالرحمن
الجرجاني ؛ العوامل
موصوف مبداء في
النحو جار مجرور
باعتبار متعلّقش
صفت علي علي ي نباءي
ماماي موصول يا
موصوفه
عبارات پاياني
كتاب اول :
و هو وقوعه
موقع الاسم نحو
زيدٌ يضرب في موقع
زيد ضارب و همون
عامل رافع در فعل
مضارع وقوعش در
موقع اسم مانند
زيد يضرب در موقع
زيد ضارب . سنه 1334
در هر صفحه
از كتاب دوم ـ كه
داراي جمعاً 109 بيت
است و در بيان مخارج
حروف سروده شده
ـ چهار بيت
به زبان عربي و
به خط نستعليق
نسبتاً زيبا با
اعراب گذاري كامل
، نوشته شده است
.
عبارات آغازين
كتاب دوم :
يقول راجي
عفو ربّ سامع محمد ابن
الْجزيّ الشّافعي
الحمدلله
و صلّي اللهُ علي نبيّه
و مصطفي هُ
عبارات پاياني
كتاب دوم :
ابياتها
قاف و زاي في العدو من يحسن
التجويد يظفرُ
بالّرشد
تمت هذه
الرساله في قواعد
القرآن مسمي بجزري
.
كاتب ملا
خواجه نياز خيوه
لي ، سنه 1334
|
مؤلف |
عنوان |
|
املاء |
ديوان ( غزليات
، قطعات و رباعيات
) |
تاريخ كتابت
: سال 1274
قطع و اندازه
: 57/24 * 57/14
شمارة مخزن
: 461 / 3 Перс
جلد
: مقوايي نيم پارچه
( روكش عطف از پارچة
قرمز رنگ و كاغذ
رنگي روكش جلد
به رنگ طوسي )
نسخه به خط
دستنويس معمولي
( تمام متن با مركب
سياه ) نوشته شده
است . مرمت شده و
صفحات آن مرتب
است و ترتيب صفحات
با نوشتن كلمة
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده است . با
اين وجود در برگه
دان كتابخانه
364 صفحه قيد شده است
.
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي ، تذهيب
و حواشي است . هر
صفحه از اين نسخه
داراي 13 سطر است
.
عبارات آغازين
نسخه :
(مطلع
نخستين غزل)
اي توانا
ناتوان در وصف
تو تقريرها سوزد از ياد
رخت انديشة تحريرها
عقل افلاطون
نيابد ره بفكر
درس عشق
گرچه سازد در
خيالش سالها تدبيرها
[
مقطع نخستين غزل
]
[مطلع
آخرين غزل ]
[مقطع
آخرين غزل ]
قوتش نيست
كه املا قدمي پيش
نهد
خورده ست
در دل من تير خدنگ
عجبي
عبارات پاياني
نسخه :
وقت ست مقيم
در ميخانه شوي
فارغ ز غم
جبه و دستار شوي
از نشأ باده
كي خبردار شوي
نسخه
با غزليات آغاز
مي شود و تمامي
اشعار با در نظر
گرفتن حرف آخر
، به الفباي فارسي
مرتب شده است . پس
از غزليات ، يك
تركيب بند و نزديك
به صد رباعي و دوبيتي
ذكر شده است .
در
پايان نسخه ، چنين
شعري و سنه اي از
سوي كاتب ذكر شده
و به اين ترتيب
كاتب از درج نام
خود ، خودداري
نموده است :
در پشت كتابت
همه كس نام نويسند
من گم شدة
نام توام نام ندارم
سنة 1274
|
مؤلف |
عنوان |
|
غياثي ( ميرغياث
الدين ولي بدخشاني)
|
ديوان قصائد ، غزليات
، رباعيات و مثنويات
|
نام كاتب : ملا
نورمحمد بخارايي
تاريخ كتابت
: سال 1234 هجري
قطع و اندازه
: 5/13 * 5/21
شمارة مخزن
: 473/3 Перс
جلد
: مقوايي نيم پارچه
به رنگ قرمز ( روكش
عطف نسخه از پارچة
قرمز رنگ و كاغذ
رنگي روكش جلد
به رنگ كرم مي باشد
)
در
اين نسخه ، ابيات به
خط نستعليق با
مركب سياه و سرفصل
ها با مركب قرمز نوشته شده
و در بسياري از
شعرها نيز بر روي
تخلص شاعر (غياث
، غياثي و يا غياث
الدين ) و نيز بر
بالاي ابيات مقطع
و پاياني شعرها
، با مركب قرمز
خط كشيده شده است
.
نسخه ، مرمت
شده و ترتيب
صفحات آن مرتب
است . شماره گذاري
صفحه با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ صورت گرفته
مضافاً اينكه در
برگه دان كتابخانه
184 ص درج شده است .
صفحات سفيد و نانوشته
ندارد و صفحات
داراي جدول ، نقاشي
و يا تذهيب نيست
. هر صفحه
داراي 13 سطر
مي باشد و عاري
از حواشي است .
بر بالاي صفحة
اول ، به جاي عبارت
« بسم ا… » اين
بيت درج شده است
:
تو حفيظي
و نصيري تو حسيبي
و كبيري
تو مقيتي
و خبيري تو بصيري
و عليمي
سپس قصيده
اي با مبحث « في
نعت نبي صل الله
عليه و سلم » با اين مطلع
آغاز شده است :
مقطع اين قصيده
چنين است :
گشته غياثي
ملول بهر خدا با
رسول
عذر ورا
كن قبول راه صوابش
نما
پس از آن ، قصيده
اي ديگر در وصف
حضرت رسول (ص) آمده
و پس از آن ، غزلي
با عنوان « مناجات
بدرگاه قاضي الحاجات
» درج گرديده با
اين مطلع :
الهي از
كرم بگشاي عقد
جمله مشكلها
بمفتاح
محبت باز كن قفل
در دلها
و
با ابن مقطع :
الا يا ايها
السافي ادكأساً
[عين عبارت] و ناولها
و
به اين ترتيب غزل
هاي ديگر به ترتيب
قوافي الفبايي
، ذكر شده است
.
مطلع آخرين
غزل چنين است :
قصر دنيا
چو حبابست تو هم
ميداني
مثل كف بر
سر آب است تو هم
ميداني
افسر پادشهي
گر بتو باشد چكني
مركب عمر
شتابست تو هم ميداني
مقطع آخرين
عزل :
كين همه
نقش بر آب است تو
هم ميداني
پس از آن
، اين شعر آمده
است :
وقت
آنست كه من بر در
ميخانه روم تا بنوشم
مي زين غمكده مستانه
روم
نذر كردم
كه من از راه بميخانه
روم / تا بكي از پي
كام دل ديوانه
روم / و …
«
تمام انجاميد
ديوان حضرت حاجي
الحرمين قطب زمانه
غوث يگانه مير
غياث الدين ولي
بدخشاني بجهت جامي
بخارايي ملا نورمحمد
بخارايي مكتوب
نمود . »
كين چنين
گفت است مولاناي
روم مهبط
انوار درياي علوم
مرتفع شد
در زمان از دل حجاب دادمش از
فضل ايزد اين جواب
قلم
چوب سياهي آب كاتب
خاك كاغذ خس
بدين
اسباب نالايق چگونه
خط نويسد كس
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
قرائت زبان
فارسي |
تاريخ كتابت
: سال 1324 هجري
قطع و اندازه
: 7/20 * 3/16
شمارة مخزن
: 504/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
نارنجي
نوع خط استفاده
شده در اين كتاب
، شكسته
و نستعليق زيباست
و تمامي متن با مركب سياه
و فقط برخي
از سرفصل ها با
قلمي درشت تر نوشته
شده است . كاغذها
شكننده هستند و
برخي از صفحات
نيز از شيرازه
كنده شده اند.
صفحات
مرتب است و با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ ، تنظيم شده
اند با اين وجود
در برگه دان موجود
در كتابخانه 180 ص
درج شده است .
صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و عاري از
جدول ، نقاشي و
تذهيب است . هر صفحه داراي
11 الي 13 سطر مي باشد .
عبارات آغازين
نسخه :
حمد
و ستايش مر خدايي
را كه آفريده گار
[ عين عبارت ] و پديد
آرندة زمين و آسمان
و روزي دهندة جانوران
است و درود بر پيغمبران
و برگزيدگان او
باد خاصه بر محمد
مصطفي صلي الله
عليه و سلم . اما
بعد در روزگار
انوشيروان عادل
هيچ چيز از حكمت
عزيز نبود و حكماي
آن عصر همه متقي
و پرهيزكار بودند
. يكروز انوشيروان
ابوزرجمهر [ عين
عبارت ] را طلب نموده
و گفت .
حكايات ( به
نظم و نثر ) و روايات
و حوادث تاريخي
از كتب گذشتگان
(بدون ذكر منبع
) ذكر شده است . كتاب
از چند بخش تشكيل
شده است . بخش اول
، حكايات و روايات
تاريخي از كتب
پيشينيان است كه
همگي به نثر است
و به خط خوش نستعليق
نوشته شده اند
. حكايات و روايات
تاريخي بدون هيچ
سنخيت موضوعي و
به دنبال هم ( فقط
با دو خط فاصله
) نوشته شده اند
.
عبارات آغازين
بخش اول :
« حمد
و ستايش مر خدايي
را كه آفريدگار
و پديد آورندة
زمين و آسمان و
روزي دهندة جانوران
است و درود بر پيغمبران
و برگزيدگان او
باد خاصه بر محمد
مصطفي صلي الله
عليه و سلم ، اما
بعد در روزگار
انوشيروان عادل
… »
عبارات
پاياني اين بخش
:
« در خلال
اين احوال ، امير
حسين با امير تيمور
بر سبيل مشورت
گفت كه خطة بلخ
را دارالملك سازم
و قلعة هندوان
را كه در وقت هجوم
لشكر مغول خراب
گشته عمارت نمايم
تو هر چه بخواطر
ميرسد بگوئي . حضرت
صاحبقران امير
حسين را از عمارت
آن موضع منع كرد
. »
در پشت آخرين
صفحه از اين بخش
كه سفيد است ، به
خط شكسته و با مركب
آبي چنين قيد شده
است : « در
سنة هزار و سيصد
و چهل در استانسة
آرتق سه روز توقف
نمودم . بديع الله
علي اكبروف »
[استانسه در زبان روسي
به معناي « ايستگاه
» است و آرتق نام
محلي كه در مرز
ايران و تركمنستان
كنوني واقع است
. البته به نظر مي
رسد كه اين خط بعدها
نگاشته شده باشد
]
در بخش دوم
كه به همان دستخط
بخش اول نگاشته
شده است ، حكايتهايي
به نظم و نثر درج
شده است . حكايات
و نثرها به زباني
بسيار ساده و شيرين
و برخلاف بخش اول
، با ذكر عنوان
( منتهي بدون ذكر
مأخذ ) نگاشته شده
اند . در بين حكايات
، مطالبي به منظور
آموزش زبان فارسي
درج گرديده است
.
در
اواخر اين بخش
، اين گونه حكايات
پندآموز ، جاي
خود را به مسايل
مربوط به علوم
و جغرافيا و مواردي
نسبتأ پيچيده براي
كودكان مي دهد
. به طور مثال ، در
بخشي ويژه ، عباراتي
چون قناعت ، اسراف
، صبر ، طمع ، علم
و … با عباراتي
حكيمانه معنا شده
اند . به طور مثال
براي معني طمع
و صبر چنين عباراتي
ذكر گرديده است
:
طمع
چنان
درد عظيم است كه
صاحبش را گرفتار
بلاي گوناگون ميكند.
طمع كار برسيدن
آرزوي خود از همه
كارهاي بد پرهيز
نميكند . دروغ ميگويد
حيله ميكند به
حلال و حرام تميز
نميدهد و …
صبر درختي است
كه ريشة تلخ است
و بارش شيرين . صبر
كليد در اقبال
انسان است و داروي
همة دردهاست. صابر
، دشمن قوي خود
را برگردانيده
دوست و بنده ميكند
. در هر مزاج و طبيعت
صبر حدّت و قهر
است و …
در قسمت هاي
آخر اين بخش كه
مطالب جغرافيا
گنجانده شده ،
در بخش « حكومات
اسلاميه » در توصيف
برخي از كشورها
چنين آمده است
:
افغانستان در آسيأ
وسط واقع شده است
. اين نيز دولت مستقل
اسلام است . اهالي
افغانستان خيلي
جسور و رشيد و خونريز
هستند . پايتخت
او كابل است . در
كابل صد هزار نفوس
است . اسم شريف اين
پادشاه ، پادشاه
امير عبدالرحمن
خان است .
دولت
علية ايران در
قطعة آسيا واقع
شده . ايران خيلي
قديم مشهور و مستقل
دولت اسلام است
. اهالي دولت ايران
نهايت زكي و فطين
و فهيم و با شعور
هستند . لسان اينطايفه
كه عبارت از زبان
فارسي است در همة
جهان خصوصاً درمشرق
زمين اشتهار كلّي
يافته است چنانكه
زبان فرنگي در
مغرب زمين شهرت
دارد . پاي تخت او
شهر طهران است
كه قريب دويست
و پنجاه هزار نفوس
دارد . اسم مبارك
پادشاه دولت عليّه
ايران ، سلطان
ابن سلطان مظفّرالدين
شاه قاجار است
.
دولت
بخاراي شريف نيز
در قطعة آسياي
وسط واقع است . اين
هم خيلي قديم و
مشهور و معروف
است . او را منبع
علماي اسلام مينامند
زيرا كه در اين
مملكت مدرسه هاي
بزرگ و قديم بوده
است كه بسياري
از علماي اطراف
و جوانب در آنجا
علم تحصيل كرده
اند . اهالي اين
دولت سه ميليون
است و پاي تخت او
بخاراي شريف است
زياده از صد هزار
نفوس دارد . اسم
همايون پادشاه
اين دولت عليه
، سلطان عبدالاحد
خان است .
در بارة
جمعيت هر كدام
از كشورها چنين
اطلاعاتي درج شده
است:
«دولت علية
عثمانيه قريب به
چهل ميليون نفوس
دارد. دولت عليه
ايران قريب به
چهارده ميليون
، بخاراي شريف
سه ميليون ، مصر
دوازده ميليون
، طرابلس دو ميليون
، تونس دو ميليون
، افغانستان هشت
ميليون ، فارس
دو ميليون ، خيوه
يك ميليون ، مسقط
و عربستان سه ميليون
و در ممالك چين
و فرانسه و ختا
و ختن چند ميليون
اهالي اسلام است
.»
در بخشي از
اين اطلاعات آمده
است : « اسم
پادشاه دولت بهيّه
روسيه ، اينپراطور
[ عين عبارت] اعظم
نكالاي الكساندرويچ
ثاني است . سدس خشكي
دنيا در تحت تصرف
او هست . هيچ دولت
اين قدر مملكت
ندارد . اهالي دولت
بهية روسيه صد
و بيست و هفت ميليون
است . پانزده ميليون
از آنها مسلمان
است. پاي تخت دولت
بهية روسيه سان
پطربورغ است . سان
پطربورغ يك ميليون
و دويست نفوس دارد
. »
نويسنده
، نام پادشاه دولت
عليه عثمانيه را
« سلطان عبدالحميد
خان » مي داند و آمار
و ارقامي در بارة
تعداد جمعيت و
اماكن متبركه و
عتبات عاليات را
نام مي برد .
در پشت آخرين
برگ از اين بخش
، يادداشتي با
مركب بنفش با اين
مضمون نوشته شده
است :
« من نوشتن
اين بماند يادگار
ـ 15 محرم سنه 1341 در
استانسة آرطوق
» زير
امضاي نگارنده
، نام « علي اكبروف
» به چشم مي خورد
.
سپس شعري
با عنوان « در نصيحت
بفرزند » آمده با
اين مطلع :
ز هر پندت
دهم آن بهره مندي
كه وقت حاجت
او را كار بندي
مرا هفتاد
شد سال و تو را هفت
تو را اقبال
ميبايد مرا رفت
بيت مقطع
:
نه آسودن
در آن مسند به پرهيز
كه گيرد
ديگري دستت كه
برخيز
و اين عبارت
در پايان ابيات
، با همان خط زيباي
شكسته ، نوشته
شده است :
«
بجهة عزيز [ .؟.]
دانيل تاجر مسيحي
با خاطري افسرده
قلمي كرد.»
سپس شعري
با عنوان « قاعدة
الف باء » دربارة
اصول خوشنويسي
آمده با اين مطلع
:
بالاي
الف سه نقطه بايد
اما بهمان
قلم كه شايد
عناوين
و ابيات مطلع اشعاري
كه در ادامة اين
نسخه نگاشته شده
، چنين است :
حمد و
ثناء :
حمد
بي حد آن خداي پاك
را آنكه
ايمان داد مشت
خاك را
اين در نعت
حضرت سيد المرسلين
:
سيد
الكونين ختم المرسلين آخر آمد بود
فخر اولين
آنكه
آمد نه فلك معراج
او انبياء
و اولياء محتاج
او
مناجات بدرگاه
قاضي الحاجات
:
پادشاها
جرم ما را در گذر ما
گنه كاريم تو آمرزگار
در بيان اخلاق
حميده :
چهار
چيز آمد بزرگيرا
دليل هر
كه آن دارد بود
مرد اصيل
دربيان معرفت
الله تعالي :
معرفت
حاصل كن ايجان
پدر تا بيابي
از خداي خود خبر
در تعظيم
مهمان :
اي
برادر دار مهمان
را عزيز تا
بيابي عزت از رحمن
تو نيز
نصيحت :
اي
پسر انديشه از
اغلال نفس
خود را با لگد پامال
كن
در انتهاي
كتاب در شش صفحه
، منشآت
و نمونه هايي از
نامه نگاري درج
شده است . تمامي
نمونة نامه ها
با خط شكستة زيبا
و همگي به قلم شخصي
واحد نگاشته شده
و از بين آنها ،
دومين نامه مخلوطي
از زبان تركي و
فارسي است كه البته
بيشتر عبارات ،
فارسي است .
در ذيل
براي آشنايي با
سبك نامه نگاري
ها در آن دوره ،
مضامين و بخش هايي
از آن نامه ها ذكر
مي شود كه البته
اين نمونة كوچك
نشان مي دهد كه
در آن دوران ، زبان
و رسم الخط فارسي
در خارج از مرزهاي
شمالي ايران نيز
به صورت گسترده
رايج بوده است
.
يكي از اين
نامه ها از زبان
« رعاياي دولت بهية
روسيه ( ساكنين
آرتيق) به خدمت
موسيو مليتر رئيس
كل گمركات و پوستخانه
هاي خراسان » [ عين عبارت
] است مبني بر اينكه
به خاطر داد و ستد
و براي اخذ مطالبات
خود مجبور مي شوند
به لطف آباد و يا
شور قلعه بروند
كه به هنگام عبور
، « سرحد داران
دولت علية ايران
در هر عبور نمودن
مبلغ چهارده هزار
دينار مطالبه مي
كنند و ميگيرند
» و اينكه از اين
امر بر آنها «
جبر وارد ميگردد
» . ( در اين نمونه
نامه از وي خواسته
شده تا موضوع به
« وزارت جليلة
امور خارجه»
اظهار شود .
يكي از نامه
ها « از استانسية
آرتوق به خدمت
عزيز القدري »
به نام مشهدي رضا
محمداوف نوشته
شده مبني بر اينكه
: « بتوسط اسكندر
نام شتر دار ، دويست
و نوزده كيسه قند
بزرگ كلّه فرستادم
به اسم شما. بركشيده
با ظرف هشتصد پوط
ده كيروانكه است
. خيلي توقع مينمايم
كه به ورود شتردار
مذكور ، قندها
را تحويل گرفته
بفرمائيد در انبار
خودتان بگذارند
و هر گاه خريداري
باشد از قرار پوطي
يكمنات و پنج شايي
پول روسي ، مي توانيد
بفروشيد . كراية
شتردار را اينجا
داده ام . والسلام
. از طرف
دانيل تاجر مسيحي
»
و يك
نامة ديگر : از آرتيق بتاريخ
چهارم شهر ربيع
الاولي سنة 1324 مطابق
هفتم ماي ماه مسيحي
1906 بخدمت دوست عزيز
مهربان علي عسكر
حمزه يوف مبني بر اين كه
:
« اليوم از راه
آهن يكصد و نود
كيسه گندم شما
را دريافت نمودم
به انبار خودمان
آورده گذاشتم
. مقدار هفتاد پوط
از گندم مذكور
به قلعه قوشد فرستادم
. يازده پوط و يازده
كروانكه در اينجا
فروختم . دو كيسه
به ابول دادم باقي
مانده پنجاه و
يك كيسه به طجن
فرستادم . كفتانسه
را به مبلغ يكصد
و پنجاه منات نلوژ
كردم به اسم محمد
علي . از شما خواهش
دارم كه برسيدن
اين مراسله زحمت
كشيده تشريف بياوريد
اينجا كه اين حسابهاي
كهنه را مفروق
نمائيم . [.؟.] زحمتي
ندارد . از طرف دانيل
تاجر مسيحي . »
و همچنين
دو نامة ديگر از
همين دانيل تاجر
مسيحي به افرادي
چون مهدي نصرالله
اوف تاجر جديدالاسلام
( به تاريخ پانزدهم
ربيع الثاني 1324 مطابق
با 1906 مسيحي ) و شخصي
كه وي را « سراسر
سعادت عمدة التجار
و المعتمدين فرج
الله تاجر » ناميده
است :
در نامة اول
، نامبرده اظهار
نارضايتي نموده
كه چرا اجناس را
بدون مشخص كردن
قيمت ، وزن و مخارج
و بدون كفتانسه
فرستاده است . در
نامة دوم ، وي نوشته
است كه مكتوبات
وي را به همراه
اجناس ارسالي از
مرو و بايرام علي
دريافت نموده است
. وي صورت اجناس
دريافتي را نوشته
و در نوشتن تعداد
و حجم آنها از واحدهايي
چون دانه ، عدل
، كيسه استفاده
كرده است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
محمد ابن
احمد الزاهد الدين |
ترغيب الصلوه
( احكام
و روايات در بارة
نماز و آداب نماز
در اسلام ) |
تاريخ
و محل كتابت : سال
1209 هجري - شهر مرو
قطع
و اندازه : 3/17*5/26
شمارة
مخزن : 519/3 Перс
جلد
: مقوايي با جلد
نيم چرم به رنگ
سبز كم رنگ كه داراي
تذهيب است
اين نسخه
در قالب نثر و به
خط نستعليق معمولي
( متن با مركب سياه
و سرفصل ها با مركب قرمز
) نوشته شده است
. احتياج
به مرمت دارد
يعني اينكه برخي از صفحات
از شيرازه كنده
شده اند و كاغذ
ها بسيار شكننده
اند .
صفحات
مرتب است و شماره
گذاري صفحات با
عدد و نيز با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . ( در برگه دان
كتابخانه تعداد
صفحات 670
ص درج شده است )
نسخه داراي
330 برگ است
كه شماره هاي آن
در منتهي اليه
سمت چپ گوشه بالايي
هر صفحه ، با مركب
سياه ( احتمالا
توسط كاتب ) قيد
شده است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
. صفحات داراي جدول
است به اين ترتيب
كه با ترسيم جداول
به دور متن هر صفحه
، به مقدار
4 سانتي متر از عرض
و 2 سانتي متر از
طول صفحه را براي
حاشيه نويسي اختصاص
داده اند . صفحات
، داراي حواشي
به زبان فارسي
است . نقاشي و تذهيب
ندارد و
هر صفحه 19 سطر دارد
.
عبارات آغازين
نسخه :
« الحمدلله الذي
جعل الصلوه وسيله
الي النجاه و سبب
لرفع درجاه والصلوه
والسلام علي رسوله
حامي فرقه الجناه
و ما حي عسره العصاه
و علي آله و عترته
الطاهرين و الطاهرات
و اسره الطيبين
و الطيبات مايشره الطهاره
في الصلواه و كرر
السجود في الركعاه
پس از حمد خدا جل
جلاله و درود بر
مصطفي صلي الله
تعالي عليه و علي
آله و سلم ميگويد
بنده ضعيف راجي
الي رحمه الله
الواحد محمد ابن
احمدالزاهد و قاه
الله عن افات العين
الملقب بالدين
كه چون بعضي از
كتب اصول فقه و فروع او
خواندم پس به تلميذ
تفسير واحاديث
مشغول شدم »
مؤلف ادامه
مي دهد كه در حين
خواندن حديث و
تفسير ، به حديثي
از ابي بن كعب رسيدم
كه از رسول (ص ) نقل
مي كند كه « اول
ما يحاسب به العبد يوم
القيامه بعد التوحيد
عن الصلوه و….» ( كه در روز قيامت
« اول حسابي» كه بعد
از توحيد مي كنند
از نماز است و …. ) و به
اين ترتيب نوشته
است :« پس از اين
جهت ،كتابي در
بيان صلوه بفارسي
از صد و شش كتاب
معتبر و مشهور
تأليف كردم و اسم
هر يكي را در منقول
وي آوردم تا هر
كرا ايجاد دشوار
آيد منقول عنه
را به بيند تا وثوق
يابد»
وي در ادامه
، نوشته است كه
در هنگام نوشتن
، به احاديث رسول
(ص) نيز اشاره كرده
و ترجمه و روايت
هاي منقول « در قلم
» آورده است تا « آنانكه
از خطوط علم عربيت
اندكي نصيبي دارند
حظي گيرند » پس از
آن آورده است : «واين كتاب
را كتاب …… نام كردم
[ خالي گذاشته است
] و برسه
قسم بنياد نهادم
» . مؤلف در ادامه
، قبل از شروع مباحث
، « فهرست
رواياتي كه در
اين مجموع است
از كتب معتبره
و مشهور » را
ذكر نموده كه از
اين قرار است :
قدوري و شرح
قدوري و منظومه
و متفق و غيره و
جامع الصغير وجامع
الكبير و محيط
و شرح علايي و مبسوط و وافي و
كافي و مختصر كافي
و شامل بهيقي و
مصفي و كنزالدقايق
و مناقب العلوم
و منافع نافع انفع
و هدايه و تحفه
[.؟.] و فتاوي برهاني
و فتاوي خاني و
فتاوي ظهيري و
سراجي وحجت بلخي
و فتاوي سمرقندي
و ينابيع و نصاب
الفقه ومنتخب فقه
و منتخب فقه قدوري
و منتخب جامع الاصول
و خلاصه الفتاوي
و فتاوي ملتقط
و فتاوي [.؟.] و فتاوي
صغيري و صلوه مسعودي
و حقائق سلمي و
شرح طحاوي و اصول
پز دوي و اصول [.؟.]
و مشارق الانوار
و رياحين الاحاديث
و يستان فقه ابوالليث
و تفسير ورد و شرعه
الاسلام و لوامع
و ملتقي البخاري
و كيمياي سعادت
و طحاوي و [.؟.] المغفرت
و صحيحين و فتاوي
هزبرجندي و شرح
قدوري و خلاصه
و مجموعه نوازل و مغيره و
روضه [.؟.] و واقعات
ناطقي و تفسيرالمعاني
و وصايا و تنبيه
ابوالليث و مجموعه
المثال و فروق
نيساپوري و عيون
المثائل و زله
القاري و فتاوي
عتابي و مختلف
فقه و فروق ناطقي و زادالفقهاء
و نوادر الفقه
و تفسير الاستاذ
الانس والجن و
اربعين و جامع
المضمراه و موضع
هداويي و نوادرالاصول
.
عبارات پاياني
نسخه :
فقير
ميخواست كه اكثر
خلق باين نوع علم
كه فرض عين همه
است دانا شوند وبا دانايان
بدفع اين حالاتست
كه ديگر اين خواهد
آمدن انشاء الله
تعالي بر خيزند
و باصلاح اينها
قيام نمايند . تمت
با الخير و الظفر
بعون الله تعالي
. تحرير فتاريح
پنجم شهر شوال
سنه 209 [.؟.] والد بوقت
چاشت روز چهارشنبه
در بلدة شاهجان
ناباد حرسه
الله عن الافات
اتمام يافت
. نسخه معتبر ترغيب
الصلوه تمام شد
.
|
مؤلف |
عنوان |
|
مولانا
يعقوت الچرخي |
تفسير
القرآن الكريم
|
كاتب
: مظفر علي
قطع
و اندازه : 5/22*3/18
شمارة
مخزن : 524/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه از جنس مخمل
( به رنگ تيره و سبز
) بدون تذهيب
اين نسخه در
قالب نثر و به زبان
فارسي به خط نسخ
زيبا نگارش يافته
است . متن با مركب
سياه نوشته شده
و بر بالاي اكثر
عبارات عربي و
آيات با مركب قرمز
خط كشيده شده است
. تمام عبارات عربي
اعراب گذاري شده
اند .
نسخه ، مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است و ترتيب
آن ، غير از نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ ، با اعداد
هم مشخص گرديده
است .
دربرگه
دان كتابخانه ،
تعداد صفحات اين
نسخه 147ص درج شده
كه اشتباه است
و تعداد برگهاي
آن 140 برگ است كه بر
منتهي اليه گوشة
سمت چپ صفحات زوج
كتاب درج گرديده
كه البته به نظر
مي رسد متعلق به
كاتب باشد . ( تا برگ
134 كتاب ، شماره گذاري
شده و مابقي برگ
ها شماره ندارد
.)
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول ، نقاشي
و تذهيب است. عموماً
نيز حواشي ندارد
اما برخي از اصلاحات
منظور شده در متن
، در حواشي قيد
گرديده و نيز شعرهايي
در كنار برخي از
صفحات نوشته شده
است .
هر صفحه از
كتاب داراي 18 سطر
مي باشد .
عبارات آغازين
نسخه :
برگ دوم
( صفحه سوم وچهارم
) به دليل
كهنگي و فرسودگي
صفحه ، مرمت شده
و بسياري از عبارات
ناخواناست اما
با توجه به شماره
گذاري عددي (براي
شمارش تعداد برگها
) كه در منتهي اليه
سمت چپ و بالاي
صفحات ذوج ذكر
شده ، صفحه اول
و دوم ( برگ اول ) مفقود
شده است . عباراتي
از اوايل صفحه
سوم [صفحه آغازين اين نسخه]
كه قابل خواندن
است ، چنين مي باشد:
«
خود را فرمود كه
فاذا قرأت القرآن
فاستعوذ بالله
من الشيطان يعني
چون خواهي كه قرآن
بخواني بگوي اعوذ
بالله مناشيطان
الرجيم . يعني بگوه
پناه ميخواهم و
نگاه داشت ميخواهم
و امان مي خواهم
و فرياد مي خواهم
بخداي تعالي از
ديوي كه دور كننده
است از رحمت خداي
تعالي . »
عبارات پاياني
نسخه :
الحمدلله والمنه
و علي جيبه التحيته
السنته كه در اين
زمان فرحت توامان
اين نسحه بي نظير
مقبول خاطر هر
صغير و كبير تفسير
سراپا تأثير واجب
التوقير براي مستفيد
مستفيضان تصنيف
نظيف و كلام لطيف
حضرت مولانا و
مخدومنا سركردة
اولياء محققين
و مقدمه الجيش
مفسرين هدايت كنندة
هندي و بلخي جناب
مولوي يعقوب چرخي
رحمه الله عليه
صاحبان والاهمم
ذي العزه و الكرام
[.؟.] رحمت لم يزلي
علي بهائي[.؟.] الله
تعالي عن شر حاسداً ز حسد بكمال
تصحيح و تنقيح
احقر الدهر مولوي
عبدالقادر متخلص
مشتهر متوطن [.؟.]
و جناب مولانا
بالفضل [.؟.] مولوي
سيد اميرالدين
صاحب غفرالله الحمد
بقل هوالله احد
بماه ذي الحجه
سنه 1323 هجري نبوي
باهتمام خود بمطبع
ذات خاص نامي كرامي
مطبع محمدي طبع
كنانيده . ناظرين
با تمكين در كتاب
هذا اگر سهو و خطا
يابند بدامن عفو
بپوشند اگر ممكن
باشد در اصلاحش
كوشند و آخر دعوانا
ان الحمد لله رب
العالمين . كتبه
بندة ناچيز مظفر
علي . تمت .
در اين كتاب
، تا برگ
134 ( يعني تا ابتداي
سوره الكافرون
) ، صفحات قديمي
و به قلم همان كاتب
نوشته شده اما
از آن برگ به بعد
تا به آخر ( يعني6
برگ آخر ) در همان
قطع از صفحات ،
اما در صفحات جدبدتر
و با قلمي و خطي
نازيبا ( بر خلاف
خط زيباي نسخ ،
متعلق به
خود نسخه ) نوشته
شده و مانند آن
است كه اين
كار در هنگام مرمت
، صورت گرفته باشد
. اين بخش ، از نظر
سبك نگارش ، تمام
مشخصات صفحات ماقبل
را دارد و چنين
به نظر مي
رسد كه به دليل
عدم توانايي در
مرمت آن صفحات
، متن آن بر روي
صفحات تازه تري
منتقل شده است
.
اسامي سوره
ها با مركب قرمز
آمده و بر روي آياتي
كه معاني و تفسير
آن ذكر شده ، خطي
قرمز كشيده شده
است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
محمد صلاح
بن بدر الدين |
ترجمه مختصر الوقايه
( درفقه و اصول اسلام ) |
تاريخ كتابت
: سال 1258 هجري
قطع و اندازه
: 4/25* 15
شمارة مخزن
: 257/3 Перс
جلد : مقوايي
نيم چرم ؛ با روكش
كاغذي به رنگ سبز
تيره .
اين نسخه در
قالب نثر ، به زبان
فارسي و به خط دستنويس
معمولي نوشته شده
است و كل متن با
مركب سياه نگاشته
شده و بر بالاي
برخي از عبارات
عربي با مركب سياه
، خط كشيده شده
است .
نسخة خطي
احتياج به مرمت
دارد چرا كه جلد
كتاب در حال كنده
شدن از شيرازه
است .
ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
شده با اين
وجود ، در برگه
دان كتابخانه
386 ص. درج گرديده است
. صفحات سفيد و نانوشته
ندارد و عاري از
جدول ، نقاشي ،
تذهيب و حواشي
است .
هر صفحه داراي
19 سطر است . داراي
نقش مهر است ؛ به
اين ترتيب كه نقش
مهري نسبتاً بزرگ
با مركب قرمز كه
حواشي آن با الفباي
روسي و داخل آن
با عبارات عربي
مطالبي در باره
تمليك اين كتاب
به كتابخانه چهارجوي
نوشته شده است
، وجود دارد . (عبارت
داخل مهر كه به
زبان تركمني و
به الفباي فارسي
نوشته شده چنين
است : چهار جوي ولايت
خلق قرائت خانه
سي )
عبارات آغازين
نسخه :
الحمدلله
رب العالمين و
الصلوه و السلام
علي سيدنا محمد
و ساير النبين
و آل كل امام و ساير
الصالحين صلوه
كاملة و دايمة
مستمره الي يوم
الدين محصله برضاء
رب العالمين . چون
حديث صحيح وارد
شده است كه يكمرد
فقيه بر شيطان
اشد است از هزار
عابد و يك مسئله
علمي فاضلتر است
از هزار نماز جنازه
و هزار حج نافله
و هزار عيادت مريض
و هزار ختم قرآن
.
نويسنده
سپس رواياتي مي
آورد از زبان ائمه
و اشاره مي كند
به كتاب مفتاح
الجنان شيخ الاسلام
احمد جامي اشاره
مي كند كه حديثي
آورده در بارة فضيلت علم
، بعد از آن چنين
ذكر مي كند :
« وچون پادشاه
دين ابوالغازي
عبيدالله بهادر خان
سلمه الله و [.؟.] كه
مربي ارباب علم
واهل صلاح و انتباه
است جميع اين [.؟.]
به روزگار دولت
آثار ايشان نماز
ميكرد و من چهره
نماز بالقدعن الي
و علم فقه از بهترين
علوم دين است وكتاب
مختصر وقايه از
بهترين كتابهاي
اين فقه كه مسائل
معتبرة
اين جامع است
بنابراين من آنرا
بفارسي ترجمه كرده
ام از جهه عموم
نفع مسلمانان و
رضاي حضرت رحمان
و اتماس دعاي اخوان
و من الله استعانه . »
عبارات پاياني
نسخه :
و از آنچه
[در] تقرير وتحرير
اين نسخه و ذلل
واقع شده آنرا
نيز عفو كند بر
ما و بر جميع گناه
كاران رحمت كند
برضا و بقاي خود
مشرف گرداند باالنبي
وآله اجمعين و
حرره مؤلفه الفقير
الحقير العاصي
المقر بذنوب محمد
صلاح بن بدرالدين
محمد [.؟.] الي يوم
الدين الاثنين
في حادي عشر صفر
ختم باالخير و
الظفر سنه سبع
و ثلثين و تسعمائه
في هجره النبوه
في المده [.؟.] تمت
الكتاب شهر في
رجب سنة 1258 في يد عندالضعيف
ملا در محمد بن
روز منكلي قراكولي
غفر ذنوبهي و ستر
عيوبهي .
|
مؤلف |
عنوان |
|
فتح الله
بن هبته الله بن
عطي الله الحسني
الحسيني علي العلوي
الهمداني |
رياض الابرار
في مناقب الكرار
(در منقبت حضرت
علي (ع) و خاندان
ايشان به انضمام
كتاب : « موده في القربي
» |
قطع و اندازه
: 5/14* 5/23
شمارة مخزن
: 528/3 Перс
جلد : مقوايي
با روكش پارچه
اي به رنگ قهوه
اي تيره ، بدون
تذهيب .
اين
نسخه كه مشتمل
بر دو كتاب و هر
دو در قالب نثر
( يكي به زبان فارسي
و ديگري به زبان
عربي ) است ، مرمت
شده و ترتيب صفحات
آن مرتب است و با
نوشتن كلمة آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ ، مشخص گرديده
، با اين وجود در
برگه دان كتابخانه
297ص درج گرديده است
.
نسخه ، صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و داراي
جدول است . به اين
ترتيب كه قطع هر
صفحه 5/22*7/13 است و متن هر صفحه
در داخل جدولي
به قطع 16 * 8
نوشته شده است
. جدول تمام صفحات
داراي دو خط موازي
قرمز رنگ مي باشد
.
صفحات داراي
نقاشي ، تذهيب
و يا حواشي نيست
. هر صفحه
داراي 13 سطر ( در كتاب
اول با متن عربي
) و 18سطر ( در كتاب
دوم با متن فارسي
) مي باشد
كتاب
اول : موده في القربي
متن
با مركب سياه و
خط زيباي نسخ نوشته
شده و در
زمان اشاره به حديث ، نام
راوي حديث را با
مركب قرمز نوشته
است .
عبارات آغازين
:
احمد
الله [عين عبارت]
علي ما انعمني
اولي النعم و الهمني
الي موده حبيبه
جامع الفضايل و
الكرم الذي بعثه
الله رسولاً الي
كافه الامم
جاي
برخي از سرفصل
ها و عبارات در
داخل متن ، خالي
گذاشته شده است
. مؤلف در بخشي از
صفحات اول ، چنين
ذكر كرده ا ست :
الاخبار
في فضايل العلماء
و الفقراء اربعينات
كثيره و لم يجمع
في فضايل اهل البيت
الا قليلا فلذا
و انا الفقير الجاني
علي العلوي الهمداني
اردت ان اجمع في
جواهر اخباره ولآلي
اثاره مماورد فيهم
مختصراً موسوماً بكتاب
الموده في القربي
تبركا بكلام القديم كما مر فسما في ما مولي
ان يجعل الله ذلك
وسيلتي اليهم و
نجاتي لهم .
عبارات
پاياني :
« عن علي
عليه السلام انه
قال من مات علي
حب آل محمد مات
مؤمنا و من مات
علي بغض آل محمد
مات كافرا ، و
ايضا قال عليه
السلام حب آل محمد يوما
خير من عباده سنه
صدق عليه الصلوته
و السلامه و رحمته
و تحياته و بركاته
و علي آله ايمه
الهدي و عروه الوثقي
و حج الله علي خلقه
وعلي [.؟.] اجمعين
و قم .»
كتاب دوم
: رياض الابرار
في مناقب الكرار
جاي
برخي از عبارات
در داخل متن ، خالي
گذاشته شده است
. نام راويان احاديث
با مركب قرمز نوشته
شده و برخي از عبارات
عربي با مركب قرمز
ذكر شده و متن با
مركب سياه به خط
نستعليق زيبا نگاشته
شده است .
عبارات آغازين
:
رياض
احاديث صحيح التحديث
نزهته و طراوت
ازهار حمد خالق
هر جديد و رثيث
و موجد هر ضعيف
و [.؟.] پذيرد كه در
بيداء ناپيداء الوهيتش
عقول ارباب اسرار
و افكار اولوالابصار
متحير و پريشان
و در بحار [.؟.] قدرتش
اذهان اصحاب عرفان
و آراي ارباب ايقان
غريق و سرگردانند. بيت :
خداوند
بالا وپستي تويي نگويم چة
هر چه هستي تويي
و به اين ترتيب
اين نثر مصنوع
ومكلف ادامه مي
يابد تا اين كه
در صفحه سوم آمده
است :
« اما
بعد چنين گويد
خاك روب درگاه
آل سيد انس و جان
عليه افضل الصلوه
من الملك المنان
بل خاك قدم ايشان
فتح الله بن هبته
الله بن عطي الله
الحسني الحسيني
بنسا السلامي
ثم الشامي نسبته
اللقب بكمال جعله
الله تعالي من
ارباب الكمال و
اصحاب الاكمال
كه چون فايز گشت
بحديثي كه امام
عالم رباني سعدالمله
والدين ابوحامد
محمدبن محمد صالحاني
عليه رحمه الله
تعالي [.؟.] باسناد
صحيح از امان بحق
ناطق جعفر صدق
از پدر خويش باقر
علوم الانبيا محمد
الاسم والمسمي
از پدر خويش سيدالساجدين
الامام زين العابدين
از پدر خويش سيد
الاوصيا امام اهل
[.؟.] اميرالمؤمنين
علي المرتصي از
سلطان سادات الانبيا
محمد المصطفي عليه
و عليهم افضل الصلوه
و السلم الاصفار
روايت كرده كه
فرمود كه اين برادر
مرا فضايلست كه
از كثرت ، احصاي
آن نمي توان نمود
پس هر كه ذكر فضيلتي
از فضايل وي نمايد
و بدان مُقر باشد
الله تعالي گناهان
ما تقدم اورا بيامرزد
و هر كس كه فضيلتي
از فضايل وي نويسد
لايزال ملايكه
جهت وي استغفار
نمايند تا از آن
كتابت اثري باقي
باشد و… »
در ادامه ،
مي آورند :
بنابراين
با وجود اقرار
بر قله بضاعت خويش
واعتراف بر قصور
وعدم استطاعت اين
درويش جرأت نموده
در صدد جمع بعضي
مناقب آن سرور
غالب اميرالمؤمنين
علي بن ابي طالب
عليه السلام الله
الواهب درآمد و
بمحض استعانه از
آن معدن افاضت
بقدر قوت و طاعت
چه احاطه بر آن
بيرونست از خبر
امكان و استطاعت
اكثر از كتب اهل
سنت و جماعت جهت
تنكيب ارباب جهاله
استخراج نموده
و بعضي از مرويات
صاحب كتاب مناقب
و قاضي القضات
ايمان محمد بن
نعمان جهت استشهاد
و تقويت رواياه
متاثه بنيان بران
افزود تا بر مذاق
ارباب وفاق تمام
كالملح في الطعام
شود و آنرا رياض
الابرار في مناقب
الكرار نام نهاد
.
انتهاي كتاب
ناقص است ( صفحه
يا صفحاتي از آخر
مفقود شده است
. )
عبارات پاياني
:
« بعد از آن
علي عم آمد و سه
حله پوشيده بود
و بعد از آن حسن
آمده و سه حله پوشيده
بود بعد از آن حسين
آمده دو حله پوشيده
. »
|
مؤلف |
عنوان |
|
حكيم عمر
خيام نيشابوري |
رباعيات |
قطع
و اندازه : 15*3/21
شمارة
مخزن : 549/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
قهوه اي بدون تذهيب
.
نسخه ، به خط
نستعليق زيبا و
تمامي متن با مركب
مشكي نگاشته شده
است . مرمت شده و
صفحات ، مرتب است
و ترتيب آن با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد درپائين هر
برگ مشخص گرديده
، با اين وجود در
برگه دان 106 ص. درج
شده است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از نقاشي
، تذهيب و حواشي
است. هر صفحه داراي
جدول است . خطوط
جدول با مركب قرمز
كشيده شده و هر
رباعي در داخل
جدولي مستقل قيد
شده است .
هر صفحه داراي
12سطر است و در هر
صفحه 6 رباعي كتابت
شده است .
نام كاتب و
تاريخ كتابت مشخص
نيست . از ظواهر
امر پيداست كه
موريانه قبل از
مرمت كتاب ، بسياري
از صفحات نسخه
را خورده بوده
و برخي از عبارات
را در جاي جاي كتاب
، سوراخ كرده است
. بهر تقدير ، مرمت
شده است
.
عبارات آغازين
نسخه :
گر گوهر طاعتت
نسفتم هر گز ور گرد گنهه
ز رخ نرفتم هرگز
نوميد نيم
ز بارگاه كرمت
زيرا كه يكي را
دو نگفتم هرگز
عبارات پاياني
نسخه :
اي
سوختة سوخته سوختي
وي آتش
دوزخ از تو افروختي
…
|
مؤلف |
عنوان |
|
معين كاشفي
هروي |
بحر
الدرر
تفسير
القرآن الكريم |
تاريخ
كتابت : سال 1211 هجري
قطع
و اندازه : 5/13*5/23
شمارة
مخزن : 534/3 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پلاستيكي به رنگ
قرمز و بدون تذهيب
.
نسخه در قالب
نثر و به زبان قارسي
و به خط دستنويس
است و متن با مركب
سياه و آيات قرآن
( كه معني و تفسير
شده ) با مركب قرمز
نوشته شده است
. بر بالاي برخي
از عبارات ( چون
نقل قول از يك كتاب
ديگر و …) با مركب
قرمز خط كشيده
شده است .
نسخه مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است و با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص گرديده
است . با اين وجود
، در برگه دان كتابخانه
800 ص. درج شده است
.
اين نسخه ناقص
الاخر است منتهي
دوصفحه از انتهاي
كتاب ، نانوشته
و سفيد است و عاري
از جدول ، نقاشي
، تذهيب و حواشي
مي باشد
. هر صفحه داراي
19سطر مي باشد .
عبارات آغازين
نسخه :
« سورة الملك
مدينه است و سي
آيت است وسيصد
و سي و پنج كلمه
است چنانكه در
كتاب البشاره و
در اكثر تفاسير
مذكور است و در
بعضي از تفاسير
كه سيصد و سه كلمه
است و هزار و سيصد
و سيزده حرف است و در تفاسير آورده است
كه هزار و سيصد
و بيست و [.؟.] است و
وچه انتظام آخر
سورة تحريم باول
سورة ملك آنست
كه ختم سور ه تحريم
بآنست كه مريم
بنت عمران بود
از جملة عبادت
كنندگان مر خدايرا عزوجل و افتتاح
اين سوره بآنست ملك مر
خدايراست . »
درحاشيه
يكي از صفحات آغازين
، اين دو بيت نوشته
شده است :
اي خواجه
چه جويي زشب قدر
نشان هرشب شب
قدر است اگر قدر
بداني
خاهي [عين
عبارت]كه هلال
طاعتت گردد بدر هر مه مه
روزه دان و هرشب
شب قدر
عبارات پاياني
نسخه :
«
وچون موسي و هارون
عليهما الصلوه
و السلام نزديك
شيران رسيدند ،
شيران سرنگون شدند
و رو در خاك مي ماليدن
[عين عبارت ] موسي
عليه الصلوه والسلام
حلقة در سراي فرعون
را بكوفت و جنبانيد
چنانكه كوشك او
بلرزيد و آواز
بدر آورد كه بدرستي
كه من پيغمبر پرودگار
عالميانم . چون
آواز او بسمع فرعون
برسيد ، بندوار
بيرون آ مد و ايشانرا
بخواند . هر دو در
سراي فرعون درآمدند
و او را دعوت كردند
بايمان . آن ملعون
روي بموسي عليه
الصلوه والسلام
آورد وگفت .»
دوصفحه
بعدي خالي است
و به اين ترتيب
، صفحه يا صفحاتي
از انتهاي كتاب
نانوشته مانده
و نسخه ، ناقص الاخر
است .
لازم به ذكر
است كه به دليل
عدم نگهداري در
مكان مناسب ، برخي
از صفحات عليرغم
اين كه مرمت شده
اند ، مركب عبارات
، در صفحه پخش شده و متن
را ناخوانا نموده
است .
مؤلف درنگارش
تفاسير خود از
منابع مختلفي بهره
برده است كه از جملة آنها
مي توان به تاج
المصادر ، معالم
التنزيل ، تفسير
كبير ، صحاح سته
، و … اشاره كرد
.
بر
بالاي صفحة آغازين
كتاب ، اين عبارت
به چشم مي خورد
. « اين تفسيراتفسير
بحر دُرر مينا
من مُصنف اينرا
آخند [عين عبارت
] ملا معين ميگفته
رحمه الله عليه »
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
مجموعه
الفتاوي (در مسائل فقه
و اصول اسلام ) |
قطع و اندازه
: 25*5/18
شمارة مخزن
: 550/3 Перс
جلد : مقوايي
با جلد مخمل به
رنگ قهو ه اي تيره
و بدون تذهيب .
نسخه به زبان
فارسي و به خط نستعليق
و دستنويس ( و احتمالاً
توسط چندين كاتب
) نگاشته شده است
. نسخه ، مرمت شده
ولي ترتيب صفحات
نامرتب است . شماره
گذاري صفحات ،
بانوشتن كلمه آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ مشخص شده
، با اين وجود در
برگه دان كتابخانه
220 ص. درج شده است
.
نسخه ، صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و عاري از
جدول ، نقاشي ،
تذهيب و حواشي
است . تعداد
سطور در هر صفحه
متفاوت است .
داراي چند
مهر است ؛ به اين
ترتيب كه در صفحة
اول ، نقش مهري
نسبتاً بزرگ با
مركب قرمز كه حواشي
آن با الفباي روسي
و داخل آن با عبارات
عربي مطالبي در
باره تمليك اين
كتاب به كتابخانه
چهارجوي نوشته
شده است ، وجود
دارد . (عبارت داخل
مهر كه به زبان
تركمني و به الفباي
فارسي نوشته شده
، چنين است : چهار
جوي ولايت خلق
قرائت خانه سي
)
در
صفحة عنوان نيز نقش مهري
به شكل بيضي
با مركب سياه ديده
مي شود كه در داخل
آن عبارت « ملا عبدالرئوف
بن رحمت الله » قيد
شده است .
اين
نسخه ، مجموعه
اي از فتاوي
است . در اين نسخه
از افرادي چون
آخوند ملا شرف
الدين اعلم ، ملا
شمس الدين محمد
، قاضيخان ، آخوند
ملا باقي جان ،
مولانا صدرالدين
اعلم ، سيدميرجلال
الدين ، قاضي فخرالدين
احمد صديقي ، آخوند
ملامير مؤمن مفتي
عسكر بخارا، نقل قول هايي
شده و عباراتي
از كتابهايي چون
شرح مختصر ، خلاصه
الفتاوي ، مفتاح
الجنان ، فتاوي
كبيري ، جواهر ، مختار
الفتاوي ، جامع
الصغير ، حيره
الفقهاء و شرح
فارسي حضرت ميرزا
شريف اعلم ( عليه
الرحمه ) بر شرح
وقايه ، سراجيه
، غريب المسايل ، كنزالعباد
، مختارالاختيار
، عمده الاسلام
، تحفه الفقه ،
شرح اوراد ، شرح مختصر
مولانا ابوالمكارم
، حصن حصين از ميرجلال
الدين ، شرح فقه
كيداني ، فتاوي
عتابي ، ديناري
، چلپي ، خزانه
الواقعات ، عمده
الاسلام ، ترغيب
الصلوه ، بحرالفتاوي
، وسيله السعادت
، شرح مختصر مسمي
به جامع الصحيح
و … ذكر گرديده است
.
دربخشي
ازنوشته ها ، اين
عبارت درج شده : « هذا منقول من
خط آخوند ملا باقيجان
اعلم بخارا و هو
نقل من رساله استاده
العالي حضرت ميرزا
شريف سنه 1133»
دراين كتاب
قاعدة خاصي در
نگارش وجود نداشته
و تمامي صفحات
مشحون از فتاوي
و توضيح المسائل
ديني است . غيراز
اين ، بسياري از
مسائل و احكام
و فتاوي نيز به
عطف كتاب الصاق
شده است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
محمد ابن
عثمان ابن عمر
بلخي ترحمه
از عربي : فخرالدين |
عين العلم
( دايره المعارف
آئين مسلماني
و تهذيب اخلاق
) |
تاريخ
كتابت : سال 1260 هجري
قطع
و اندازه : 17*2/28
شمارة
مخزن : 2/4 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
پارچه اي به رنگ
قرمز . بدون تذهيب
.
نسخه به خط
نستعليق معمولي
، متن با مركب سياه
و با قلم نه چندان
نه چندان درشت
نگاشته شده و بر
روي برخي از عبارات
( از قبيل اسم ها
و عبارات عربي
) با مركب قرمز خط
كشيده شده است
. سر فصل ها ( يعني
عناوين بابها
) با مركب قرمز نوشته
شده است .
نسخه ، مرمت
شده با اين وجود
، جلد و برخي از
بخش هاي كتاب از
شيرازه كنده شده
است .
شماره گذاري
و ترتيب صفحات
به دو روش صورت
گرفته است :
1-
آخرين عبارت
از صفحه ماقبل
، در ابتداي نخستين
عبارت از صفحه
بعدي عيناً تكرار
شده است .
2-
در گوشة منتهي
اليه سمت چپ صفحات
زوج ، شمارة برگ
ها با عدد قيد شده
است .
در برگه دان
كتابخانه براي
تعداد صفحات اين
نسخه 1056ص.
درج شده است . ( تعداد
برگها : 528 برگ )
نسخه ، صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و داراي
جدول است . بطوري
كه دور تا
دور آن بخش از صفحه
كه متن در آن كتابت
شده ، با مركب قرمز
خط كشيده شده است
. به عبارت ديگر
، 6/4 سانتي متر از
حاشية عرض و 7/3 سانتي
متر از حاشية طول
صفحات ، براي حواشي
اختصاص يافته كه
البته عاري از
هر گونه حواشي
است .
صفحات داراي
نقاشي و تذهيب
نيست . داراي مهر
است ؛ به اين ترتيب
كه در صفحة اول
( يعني صفحة عنوان
) ، نقش مهري نسبتاً
بزرگ با مركب قرمز
كه حواشي آن با
الفباي روسي و
داخل آن با عبارات
عربي مطالبي در
باره تمليك اين
كتاب به كتابخانه
چهارجوي نوشته
شده است ، وجود
دارد . (عبارت داخل
مهر كه به زبان
تركمني و به الفباي
فارسي نوشته شده
، چنين است : چهار
جوي ولايت خلق
قرائت خانه سي
)
در دوصفحه
از ابتداي كتاب
با خطي غير از خط
كاتب ، فهرست
مطالب متدرج دركتاب
با مركب سياه و
نستعليقي نه چندان
زيبا درج شده است
.
كتاب داراي
يك مقدمه و بيست
باب است .
مقدمه : در فضيلت
علم و علما
باب
اول : دربيان اوراد
و وظايف (صلوه و
تلاوت و اذكار
)
باب دوم :
در بيان فضيلت
نفقه و قناعت
باب
سيوم : در بيان روزه
داشتن و شكستن
خواهش نفسانيات
باب
چهارم : در بيان
سفر كردن و حج گذاردن
و غزا كردن در راه
خدا
باب
پنجم : در بيان زن
كردن و فارغ و مجرد
بودن
باب
ششم : در بيان كسب
كردن و پرهيزكاريست
از نافرمودة حق
باب
هفتم : در بيان معيشت
و زندگاني كردن
آدمي و عموم احوال
معاش وي (ازخوردن
، پوشيدن ، خفتن
و نشستن و برخواستن
وجز آن )
باب
هشتم : در بيان آداب
صحبت و معاشرت
و و محالطت با اصناف
خلق
باب
نهم : خموشي و آفت
هاي زبان
باب
دهم : در بيان درنگ
كردن و آهستگي
نمودن در كارها
و شتابي نكردن
در آن و عفو كردن
از ذلاّت
مردم و خيرخواهي
كردن بمسلمانان
كه همة اين امور
از محاسن اخلاق
و محامد صفاتست
.
باب
يازدهم : در بيان
ترك كردن صحبت
مردم و اختيار
كردن كم نامي و
دوست داشتن مذمت
و ناخوش داشتن
مدح خود .
باب
دوازدهم : در بيان
تواضع وذكر منت
الهي جلّ شأنه
باب
سيزدهم : در بيان
اخلاص و نيت و صدق
باب
چهارم : در بيان
تفويض امور بسوي
الله تعالي و كوتاه
كردن اميد از هر
چيز و ياد كردن
احوال موت
در همه حال و بيدار
شدن از خواب غفلت
و غرور كه همة اين
امور نجات دهندة
سالك است .
باب
پانزدهم : دربيان
دور كردن خطر هاي
ردّيه و حاصل كردن
رياضيت نفس به
تذهيب اخلاق
باب
شانزدهم : در بيان
توبه و ربط قلب
بحق سبحانه و تعال
و تحصيل تقوي
باب
هفدهم : در بيان
شكيبايي كردن نزد
حدوث بلا و راضي
بودن بقضا در همه
حال و سپاسداري
كردن منعم را در نعما و
آلاي وي است .
باب
هژدهم : در بيان
خوف و رجا و اين
هر دو بمنزله شهپر
بازوي سالك اند
.
باب نوزدهم
: در بيان فقر و زهد
باب بيستم
: در بيان توحيد
كه يكي دانستن
معبود حقيقي است
.
خاتمه كتاب
ثابت است در بيان
محبت الهي عزّ اسمه و سلوك
اين راه .
عبارات آغازين
نسخه :
حمد گوناگون
و شكر ناموزون
و ستايش افزون
نثار بارگاه منعمي
كه سزاء حمد و ثناست
و نعمت هاي او بي
انتها و إن تعُدوا نعمه الله
لاتحصوها. يگانة كه
متوحد بخلق و تدبير
است و متفرد بحكم
تقدير .
پس از حمد خداي و نعت حضرت
رسول ، كاتب در
بيان ضرورت هاي
پرداختن خود به
ترجمة اين كتاب
به زبان فارسي
آورده است :
… بعد از
اين ميگويد بندة
عاصي كثيرالمعاصي
المحتاج الي رحمه
الله فخرالدين
محب الله كه چون
در وصاياي شيخ
مشايخ عالم عارف
كامل قدوه المحدثين
زبده المحققين
محي علوم الدين
كاشف متشابهات
الحديث والثريل
مصدوق علماء امتي
كانبياء بني اسرائيل
في زمانه افضل
البشر مجدد الماته
الحادي عشر سيدي
و جدي وعده يومي
وغدي المؤيد بالفضل
المطلق ابوالمجد
الشيخ عبدالحق
رحمه الله رحمه واسعه مرقوم بود
كه كتاب عين العلم
را پيوسته پيش
چشم خود دارند
در سفر و حضر از
خود جدا نكنند
و اقتباس انوار
و استفاضه اسرار
آن نمايند اين
نيازمند از هنگام
خوردي [عين عبار
ت ] آنرا مونس
شرف و نديمي شيرين
حرف و حريفي بي
بدل و رفيقي خالي
از خلل دانسته
بمطالعه آن مولع
و مشعوف بود و دل
افسرده و خاطر
پژمردة خود را
بهم نشيني او شاداب و كامياب
ميگردانيد [و….] ازبسكه اين
كتاب مستطاب تأليف
علامة وقت محمد
بن عثمان بن عمر
بلخي كه متضمن
حقايق سلوك و مناهج طريقت
و مشتمل بر آداب شريعت
و اسرار حقيقت
و تفسير كتاب عطيم
و شرح نسبت رسول
كريم و دستورالعمل
سالكان طريق صراط
مستقيم [ و بالاخره
مي آورد ] دست
ادراك اكثري از
دانشوران روزگار
از دامان مطالب
عالية آن كوتاه
بود … بخاطر
فاطر اين نيازمند
رسيد كه حديقهاي
كتب قوم خصوص از
گلشن راز هميشه
بهار احياءالعلوم
امام حجه الاسلام
كه گلدسته متن
نيز از آنجاست
رنگين گلهاي مطالب
ضروري و نخبةاحوال وا قوال اين
قوم كه در توضيح
مدعا وسيله بود
و بمشام هر صاحب
دانش كه بويي از
آن برسد وقت او
را عطرآگين سازد
بدست اشخاب برچيده
بزبان فارسي شرح
كند ودر ايضاح
مقصود و باليدگي
گلدسته كوشد تا
عامة طالبان و
جمهور سالكان از
آن بهره مند و مستفيذ
شوند .»
كاتب در ادامه
، مي آورد كه «
در سالي كم و بيش
، اين تحفه ارجمند
» مرتب گرديد
.
عبارات پاياني
نسخه :
«
و گفت و لصلوه علي
محمد و رسوله و
خاتم النبيين و
درود نامحدود باد
بر سرور انبياء
كه محمد است صلي
الله عليه و سلم
و رسول او و ختم
كنندة پيغمبرانست
براندازة شرف و
قدر وي و علي اتقياء
امته اجمعين و
بر پرهيزكاران
امت وي از اهل بيت
و صحابه و تابعين
و سلف صالحين و
تمامه امت محبوب
رب العالمين برحمتك
يا ارحم الرحمين
.تم .»
و در
پايان ، پس از اتمام
متن ، چنين عبارتي
درج شده :
وقع الفراغ في
الانتساخ يوم السبت
عند مضي ثلاث و
عشر في الشهر الجمادي
الثانيه و ستين
و ماتين سنين في
الهجره النبويه
والصلوه و السلام علي
خيرالبريه .
لازم به ذكر
است كه مترجم ،
عبارات اصلي را
ذكر كرده ( به عربي
) و آن را به زبان
ساده و فارسي معني
كرده است . اين روال تا
به آخر ادامه يافته
است . ( بر بالاي عبارات
عربي ، با مركب
قرمز خط كشيده
شده است)
|
مؤلف |
عنوان |
|
كمال الدين
حسين واعظ كاشفي |
انوارسهيلي ( برداشتي از
كتاب كليله و دمنه ) |
قطع
و اندازه : 20*8/29
شمارة
مخزن : 5/4 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
تمام چرم ، به رنگ
قهوه اي و بدون
تذهيب
اين نسخه به
زبان فارسي در
قالب نظم و نثر
، به خط شكستة زيبا
نوشته شده و بر
بالاي عبارات عربي
با مركب قرمز ،
خط كشيده شده است
. سر فصل ها با مركب
قرمز نوشته شده
اند .
نسخه ، مرمت
شده و صفحات آن
مرتب است و ترتيب
صفحات با نوشتن
كلمه آعاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص شده است
. در برگه دان كتابخانه
880 ص درج شده است .
سه برگ ( 6 ص ) از
انتهاي كتاب سفيد
و نانوشته است
و صفحات عاري از
جدول ، نقاشي ،
تذهيب و حواشي
است .
تعداد سطور
در هر صفحه : 16سطر
داراي نقش
مهر است . به اين
صورت كه آخرين
صفحه از كتاب ،
پس از پايان يافتن
عبارات پاياني
، مهري مربعي شكل با مركب سياه
وجود دارد كه عبارات عربي
داخل آن خوانا
نيست .
عبارات
آغازين نسخه :
«
حضرت حكيم علي
الاطلاق [.؟.] حكمته
كه وظايف لطايف
حمد و ثناي او بحكم و ان من شئي
الا يسبح بحمده بر زبان
جميع موجودات علوي
وسفلي جاري و دائر
است »
عبارات پاياني
نسخه :
« و از
روي ذره پروري
و فقير نوازي [.؟.]
حقير با آنكه سراسر
عيب افتاده است
بعين الرضا ملحوظ
سازند .
نظم
:
دُر
كه درين سينه نهان
داشتيم يك
بيك از دل بزبان
داشتيم
گر
بد و گر نيك فكندم
به پيش پوش
بدامن به نيكويي
خويش
چونكه بدين
پايه رساندم كلام
به كه كنم
ختم سخن والسلام
والله
والمعين »
در يكي از صفحات
آخر كه نانوشته
است ، اين عبارت
و تاريخ به چشم
مي خورد : « بتاريخ
يازهم ماه ربيع
الاولا ، عبدالوهاب
»
|
مؤلف |
عنوان |
|
كمال الدين
حسين بن الحسين
خوارزمي |
جواهر
الاسرار و ظواهر
الانوار ( شرحي بر كتاب
مثنوي مولانا
جلال الدين محمد
مولوي ) |
تاريخ
كتابت : سال 1243هجري
قطع
و اندازه : 7/25 * 15
شمارة
مخزن : 23/4 Перс
جلد
: مقوايي
با روكش پارچه
اي به رنگ
قرمز عنابي ، بدون
تذهيب .
اين اثر به
زبان فارسي ، در
قالب نظم و نثر
و به خط نستعليق
شكسته بسيار زيبا
نگاشته شده است
. متن با مركب سياه
و سرفصلها با مركب قرمز
نوشته شده است
.
نسخه ، مرمت
شده و صفحات مرتب
است و ترتيب آن
با نوشتن كلمه
آعاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
گرديده با اين
وجود در برگه دان
كتابخانه 1286ص درج
شده است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي ، تذهيب
و حواشي است . هر
صفحه داراي 21سطر
مي باشد .
داراي مهر
است ؛ به اين ترتيب
كه در صفحة اول
( يعني صفحة عنوان
) ، نقش مهري نسبتاً
بزرگ با مركب قرمز
كه حواشي آن با
الفباي روسي و
داخل آن با عبارات
عربي مطالبي در
باره تمليك اين
كتاب به كتابخانه
چهارجوي نوشته
شده است ، وجود
دارد . (عبارت داخل
مهر كه به زبان
تركمني و به الفباي
فارسي نوشته شده
، چنين است : چهار
جوي ولايت خلق
قرائت خانه سي
)
اين كتاب داراي
مقدمه اي به تعداد
195 صفحه است .
عبارات آغازين
نسخه :
حمد بيحد و
غايت و ثناي بيعدد
نهايت حضرت پادشاهي
را كه در سرادق
لم يزلي بفردانيت
معروفست و بر سرير
لازيالي بوحدانيت
موصوف . ملكي
كه صداي ملكوتش
قل اللهم مالكيت
و نداي جبروتش
كل شئ هالك .
عبارات پاياني
نسخه :
به پشتي
كشتي عنايت رخت
جان بساحل هدايت
تواند رسانيد
.
شعر [
داراي 13 بيت است
ـ مطلع ] :
[ مقطع :]
كه
با وجود نعيمي
نعيم دوزخ
باشد خلاصي
ده از اين تا شويم
واصل ايشان
آمين
يارب العالمين
. برحمتك يا ارحم
الرحمين . تمت الكتاب بعون الملك
الوهاب سنه 1243
در مقدمة كتاب
( يعني قبل از شروع
شروح ابيات مثنوي
) در 195 صفحه ، مؤلف ضمن بيان
و شرح بسياري از
حالات و اصطلاحات
روحاني و عرفاني
، به فلسفة آفرينش
(خاصه آفرينش پيامبران
) ، به شرح حال بسياري
از صوفيه پرداخته است
. در بخشي از صفحات
اول زير سرفصل
« مقدمه المطالب
في كسب بعض المارب
» آورده است
:
« بعد
از حمد پروردگار
و درود بر جناب
نبي مختار چنين
گويد محرر اين
كلمات شورانگيز
و مقرر اين مقالات
شرر آميز پي رو
مستغرقان بحار
اسرار سبحاني
و پيشواي مستهلكان باديه
انوار سلطاني بنده
سفته ممتحن حسين
ابن حسن احسن الله
اليه و غفرله و
لوالديه كه هر
آينه بر رأي زاهرة
ارباب علوم و بر
نفوس طاهرة
كاشفان سر مكتوم
روشن و پيدا و ظاهر
و هويداست كه مقصود
كلي از آفرينش
عالم و مقصد
اصلي از خلقت بني
آدم ، معرفت ذات و صفات حضرت
… »
در
ادامه ، مؤلف در
زير سرفصل « فاتحه
الابواب في سبب
تأليف الكتاب » نوشته است
:
« بر راي عالي
ارباب همم
متعال كه از انوار
[.؟.] عليهم متلايي
است نموده مي آيد كه من بنده
ببركت صحبت و بيمن
همت خواجه سلمه
الله از
اوان طفوليت كه
هنوز بنمايم مابال
مي ساختم و بعمايم
رجال نمي پرداختم
و طبع لطيف بتكرار
لغت مي فرسودم
و نقد عمر شريف
در ضبط قواعد نحو
صرف مينمودم ، رغبت تمام
بابيات و اشعار
مثنوي حضرت مولوي
قدس سره داشتم
و استكشاف آن اسرار
مي گماشتم و بكتابت
و حفظ و مطالعه
آن مي شتافتم و
» در ادامه آورده
است كه از همان
جواني از « اطراف
بلاد ، مشكلات
ابيات حضرت مولوي
را بدين ضعيف ميفرستادند
» و به اين ترتيب
، ابن مبحث ادامه
دارد تا اين كه
مي آورد : « لاجرم
بعد از طلب توفيق
از ملك متعال بشرح
كتاب اشتغال نمودم واين كتابرا
بالهام حضرت پروردگار
جواهر الاسرار
زواهر الانوار نام نهادم
و پيش از شروع در
شرح ابيات بر نهج
تقديم مقدمات ده
مقاله ايراد كردم
» و به اين ترتيب
، ده مقاله
را ذكر مي كند :
المقاله الاولي
قي ذكر بعضي المشايخ
هذه الطريقه و ايراد ما
نطفوا به من الحقيقه
/ المقاله الثانيه في تفسير
الفاظ / مقاله سوم
في تباين مشارب
ارباب الحال و
تباعد مراتب اصحاب
الكمال / مقاله
چهارم في الحضرات
الزاتيه و بعض
مراتب الكليه
/ مقاله پنجم
في الاسماء و الصفات
و فيها بينهما
من تفاوت الدرجات
/ مقاله شش
في العوالم و الحضرات
المسمات بالمجالي
و المطالع / مقاله هفتم في كشف سرالبداء
و الايجاد و بيان
طرق المبداء و
المعاد / مقاله هشتم في التنبيه
علي حقيقه الروح
الاعظم /
مقاله نهم في
عود الروح اليه
واضمحلال جميع
المظاهر اليه
/ مقاله دهم
في بيان حقيقه
المحبت و اقسامها
و پس
از شرح اين ده مقاله
، شرح مثنوي معنوي
مولوي آعاز مي
شود .
|
مؤلف |
عنوان |
|
شمس الدين
محمد بن محمود
آ ملي |
نفايس
الفنون في عرايس
العيون ( در علم لغت ،
معاني ، بيان ،
صرف و نحو زبان
عرب ، عروض و قوافي
، دواوين ، انشاء
و استيفا ، فقه
و اصول ، حديث و
اخلاق و غيره ) |
قطع
و اندازه : 29*5/18
شمارة
مخزن : 31/4 Перс
جلد
: مقوايي با جلد
نيم پارچه به رنگ
قرمز ( خا ناخني
دارد )
اين نسخه به
زبان فارسي و در
قالب نظم و نثر
به خط نستعليق
خوش نگاشته شده
است . متن با مركب
سياه و عبارات
عربي نيز با همان
مركب سياه اما
با قلم درشت تر
از متن نوشته شده
و غيراز اين ، در
بالاي همان عبارات
عربي ، با مركب
قرمز خط كشيده
شده است . سرفصل
ها و عباراتي چون
نظم ، لمؤلفه و
… نيز با مركب
قرمز نوشته شده
اند .
نسخه ، احتياج
به مرمت دارد ،
به اين خاطر كه
جلد و برخي از صفحات
جلد از شيرازه
كنده شده است .
صفحات نسخه
، مرتب است و صفحه
با صفحاتي از پايان
كتاب مفقود شده
و ناقص الاخر است
. ترتيب صفحات
با نوشتن كلمه
آغاز برگ بعد درپائين
هر برگ مشخص گرديده
، با اين وجود در
برگه دان كتابخانه
1451ص درج شده است . ( هر صفحه
داراي 17 سطر است
. )
نسخه داراي
725 برگ است و شماره
برگ ها در گوشه
سمت چپ صفحات زوج
مرقوم شده است
.
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
. داراي جدول ، نقاشي
و تذهيب است و صفحه
اول داراي تذهيب
زيبايي از گل و
بوته مي باشد . حواشي
ندارد .
داراي نقس
مهر است :
ـ در صفحة اول
( يعني صفحة عنوان
) ، نقش مهري نسبتاً
بزرگ با مركب قرمز
كه حواشي آن با
الفباي روسي و
داخل آن با عبارات
عربي مطالبي در
باره تمليك اين
كتاب به كتابخانه
چهارجوي نوشته
شده است ، وجود
دارد . (عبارت داخل
مهر كه به زبان
تركمني و به الفباي
فارسي نوشته شده
، چنين است : چهار
جوي ولايت خلق
قرائت خانه سي
)
– دو
مهر سياه كروي
( يكي بزرگتر از
ديگري ) و دو مهر
شبيه به هم به شكل
لوزي ديده مي شود
. در داخل مهر لوزي
شكل ، چنين نامي
حك شده است : « عبدالرحمن
بن احمد خواجه
»
در ابتداي
كتاب ، قبل از صفحه
عنوان ،
در جدولي دو صفحه اي ، فهرست مطالب مندرج
در كتاب ( با درج
شمارة صفحات ) نوشته
شده است :
فهرس
كتاب مرتب است
بر دو قسم :
قسم
اول مرتب است
بر چهار مقاله
:
مقاله اولي
در ادبيات كه مشتمل
بر پانزده علم
است : علم خط ، علم
لغت ، اشتغاق ، تصريف ،
نحو ، معاني ، بيان
، بديع ، عروض ، قوافي ، قرض
شعر ، امثال ، دواوين
، انشاء ، استيفاء.
مقاله دويم در شرعيات
كه مشتمل بر نه
علم است : علم كلام
، تفسير ، حديث
، اصول فقه، فقه ، قراءه
، خلاف ، صكوك سجلات
دعوات .
مقاله سيوم
در تصوف كه مشتمل
است بر پنج قسم
: علم سلوك ، حقيقت
، مراصد ، حروف
، فتوت .
مقاله
چهارم در
علم محاوري كه
مشتمل بر شش علم
است : علم مجاورت
، تواريخ و سير ، مقالات
اهل عالم ، انساب
مواقف واقعات ،
احاجي .
قسم دويم : مشتمل بر
پنج مقاله :
مقاله اولي
: در حكمت عملي كه
مشتمل بر سه علم
است : علم
تهذيب اخلاق ،
تدبير منزل ، سياست
مدن .
مقاله دويم
: در حكمت نظري
كه مشتمل بر چهار
علم است : علم منطق
، فلسفة
اولي ، الهي
، الهي ، اجسام
طبيعي .
مقاله سيوم
: در اصول رياضي
كه مشتمل بر چهار
علم است : علم هندسه
، نجوم و هيأت ،
خواص اعداد ، تأليف
( يا موسيقي ) .
مقاله چهارم
: در فروع طبيعي
كه مشتمل بر ده
علم است : علم طب
، كيميا ، سيميا
، تعبير ، فراست
، احكام
نجوم ، خواص موجودات
( عالم سفلي ) ، حرف طبيعي
همچون بيطره و
علم برق و قلع آثار
و فلاحت ، علم دم
و وهم ( نهم و دهم
) .
مقاله پنجم
: در فروع رياضي
كه مشتمل بر سيزده
علم است
: علم هيئت ، مناظره
و مرايا ، متوسطات
، حساب ، جبر و مقابله
، مساحت ، صور
كواكب ، ارقام
، مسالك و ممالك
، وفق اعداد ، حيل
، رمل ، ملاعب .
در صفحه عنوان
اين كتاب ( قبل از
شروع متن ) ، اين
عبارات مربوط به
خريد كتاب ، به
چشم مي خورد : «
نفاءس الفنون عرض
ديده شد در دو طيمور
شاهي دوصد و پنجاه
[روپيه؟] خريد شد
سنه [.؟.] » يك
عبارت ديگر نيز
با موضوع « وجه
» و وجوهات شخصي
به نام « محمد
» ذكر شده كه فهم
آن دشوار است .
عبارات آغازين
نسخه :
« حمد و ثنا و شكري
بي انتها حضرت
پادشاهي را كه
افكار اذكيا و
انظار عقلا در
[ .؟.] عظمت و معرفت
كبرياء او از
قصور ادراك هر
دم نداء سبحانك
ما عرفناك ميدهند
. »
عبارات پاياني
نسخه :
« گفت بنگريد تا
در كدام اقليم
است . ايشان احتياط
كردند و گفتند
درين اقليم است
. گفت بنگريد تا
دركدام شهر است
. احتياط كردند
و گفتند درين شهر
است . »
در
پائين همين صفحه
، عبارت « گفت » ( به
اين معني كه عبارت
آغازين صفحه بعد با اين عبارت
بايستي آغاز شود
) نوشته شده اما
صفحه يا صفحات
آخر مفقود شده است .
در بخش هايي
از صفحات ابتداي
كتاب ، مؤلف چنين
مي آورد :
« اما
بعد چنين گويد
مقرر اين عبارات
و مصور اين مقالات
بندة ضعيف محمد
بي محمود الآملي
حقق الله آماله
كه چون از فواضل
كرم عميم الهي
و شوامل نعم جسيم
نامتناهي اين ضعيف
را از ايام صبي
تامقام انتهاي
نشو و نما […و بالاخره]
و آنرا بنفايس
الفنون في عرايس
العيون موسوم
گردانيد و هر چند
ميخواست ديباچة
آنرا بالقاب صاحب
دولتي كه نظم :
يدوم سناه
ما اتي الدهر لامعا و يفضي الي
الذكر الحميل انتسا
به مطرا
كرداند تا بواسطة
صيت صبا جولان
او در ميدان دوران
متداول گردد و
نسيم قبول خاص
و عام جهان برو
وزد . مصرع
: در عرصه
كسي نبود شايسته
آن. ناگاه از مهب
توفيق نسيم سعادت
اهل تدقيق و تحقيق
بدميد واز مطلع
اقبال اختر بخت
ارباب كمال بدرخشيد
و از ديوانخانه
صمديت منشور سلطنت
و طغراي سعادت
بنام خدايگان ربع
مسكون مدبر بسيط
هامون اسكندر ثاني
واضع اساس جهانباني
حامي قوانين ملك
و ملت ما حي قواعد
ظلم و بدعت .
سپس شعري در
هشت بيت در وصف
شاه آمده است و
بالاخره :
قايد
زمام الانام حافظ
بيضه الاسلام راعي
بلاد الشرق و الغرت
والي ممالك العزل
و النصب ظل الله
في الارض قهرمان
الماء و الطين
لطف الله علي العالمين
جمال الدنياء و
الدين المؤيد بنصرالله
ابواسحق بن محمود
شاه بتوقيع رسيد
و خورشيد رأفتش
بر مشارق و مغارب
عالم تطلع نمود
و هماي همتش سايه
بر جنوب و شمال
جهان انداخت و
… .
|
مؤلف |
عنوان |
|
|
تيمور
نامه ( داستان تيمور
لنگ ، از تولد تا
لشكركشي ها ) |
تاريخ
كتابت : سال 1278 هجري
( تاريخ تأليف 1249هجري
)
قطع
و اندازه : 7/26*5/15
شمارة
مخزن : 45/4 Перс
جلد
: مقوايي نيم پارچه
/ رنگ كاغذ
روي جلد كه داراي
تذهيب است به رنگ
سبز كمرنگ است
.
اين نسخه به
زبان فارسي در
قالب نثر و به خط
دستنويس ؛ متن
با مركب سياه و
سرفصلها با مركب قرمز
نوشته شده است
.
نسخه
، مرمت شده و صفحات
آن مرتب است و ترتيب
صفحات با نوشتن
كلمه آغاز
برگ بعد در پائين
هر برگ مشخص شده
است . در برگه دان
كتابخانه تعداد
صفحات 658 ص درج شده
است .
نسخه داراي
329 برگ است كه با اعداد
لاتيني و با مداد
در گوشه بالاي
صفحات زوج نوشته
شده است . صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و عاري از
جدول ، نقاشي ،
تذهيب و حواشي
است .
تعداد سطور
در هر صفحه : 15سطر
در صفحة اول
( يعني صفحة عنوان
) ، نقش مهري نسبتاً
بزرگ با مركب قرمز
كه حواشي آن با
الفباي روسي و
داخل آن با عبارات
عربي مطالبي در
باره تمليك اين
كتاب به كتابخانه
چهارجوي نوشته
شده است ، وجود
دارد . (عبارت داخل
مهر كه به زبان
تركمني و به الفباي
فارسي نوشته شده
، چنين است : چهار
جوي ولايت خلق
قرائت خانه سي
)
عبارات آغازين
نسخه :
( صفحة يا صفحاتي
از آغاز كتاب مفقود
شده است .)
«
بر خاك مذلت نهاده
و خواتين كردون
اقتدار بر آستان
عتبه او دست تضرع
و نياز گشوده جباريكه
ترك جنگ جوي بهرام
را كه شحنة
هفت انجمن است
زهره وار بر عظمتش
موسوم گردانيده
و هندوي تند خوي
كيونرا بگردش سرادق
سلطنت مقرر ساخته
. »
عبارات پاياني
نسخه :
«
و سكه بنام خود
ميكردند بعد از
آن عبدالله خان
از كرمنه خروج
كرد بامداد خواجه
كلان و خواجه سعدالدين
جويباري ملك را
گرفت باولاد او
ماند تا اينوقت
. اين بود صورت واقعه
كه در سلك خامه
تقرير يافت اين
نسخه خوب و قصه
مرغوب در تاريخ
سنه 1249 از هجرت نبوي
صلي الله عليه
و سلم در هفتم روز
ماه شوال [.؟.] عن الآفات
و الزوال باعانت
بزرگان دين و راه
نمايان علم اليقين هاديان پيشواي
شريعت و سالكان
مسالك طريقت و
سبحه داران سجادة
معرفت و زاويه
نشينان صومعه حقيقت
و اگر نه اين مشت
خاك را استعانتي
از عارفان بالله
نباشد بهيچ وجه
خامة قلم در تصوير
رقم نمي تواند
علي الخصوص اين
اوراق بيشمار را
كه در وسعت آباد
خيال نمي گنجد
باين قليل البضاعتي
در سلك اجزاي بيعدد
بموقع تعداد آوردن
نداشت »
سپس
يك مثنوي هفت بيتي
ذكر شده با اين
مطلع :
و باين مقطع
:
واين تاريخ
ذكر شده : سنه 1278.
|
مؤلف |
عنوان |
|
ميرزا محمد
زكي سيد كاشف
|
منتخاب ديوان
به انضمام
كتاب « خزان و بهاري
» (فرج بعد از شدت
) |
نام كاتب : محمد
شريف سلماني
تاريخ و محل
كتابت : سال 1247 هجري
ـ بادكوبه
قطع و اندازه
: 30 * 21
شمارة مخزن
: 97/4 Перс
جلد : مقوايي
با روكش تمام پارچه
به رنگ قهوه اي
تيره
نسخه داراي
دو كتاب است به
نام هاي خزان و
بهاري ( مشهور به
فرج بعد از شدت
) و منتخاب
ديوان ميرزا محمد
زكي ؛ هر
دو با خط شكستة
زيبا نگاشته شده
اند . نسخه مرمت
شده است ترتيب
صفحات ، مرتب است
و با نوشتن كلمة
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
شده اند ؛ البته
بر بالاي صفحه
، با اعداد نيز
شمارة صفحات ذكر
شده كه احتمالاً
اين كار بعدها
صورت گرفته است
. در برگه دان كتابخانه
تعدادصفحات كتاب
را 254 ص. نوشته اند
. صفحات سفيد و نانوشته ندارد و داراي
جدول ، نقاشي و
يا تذهيب نيست
.
داراي نقش
مهر است . يعني اينكه
در پايان بخش « فرج
بعد از شدت » و در
پايان ديوان اشعار
، يك مهر هشت ضلعي
كوچك كه در آن عبارت
« الله الصمد » نوشته
شده ، ديده مي شود
.
كتاب
اول : خزان
و بهاري مشهور
به « فرج بعد از شدت
»
متن
با خط زيباي شكسته
و قلم نازك و مركب
سياه نوشته شده
و عبارات عربي
با خط نسخ و قلمي
درشت تر از قلم
متن نگارش يافته
و علاوه بر اين
، بر روي آنها با
مركب بنفش ، خط
كشيده شده است
. سرفصل ها با مركب
بنفش درج شده كه
البته جاي برخي
از سرفصل ها خالي
از هر گونه عبارتي
است .
كتاب داراي
193 صفحه و هر صفحه
داراي 19 سطر است
.
صفحات نانوشته
و سفيد ندارد . تنها
حواشي چهار صفحة
اول از كتاب داراي
جدول است .
عبارات آغازين
نخستين كتاب :
« چمن آراي فرج
بعد از شدت در خزان
و بهار روزگار
لطف شامل حضرت
سبحاني است كه
ذات كامل انساني
از وحشت سراي رحم
بدامن داية رحمت
پرورش داده و دّر
يتيم عمّاني را
از زندان صدف بر
كرسي عزّ و شرف
و … »
عبارات
پاياني نخستين
كتاب :
« كه
در دار دنيا جز
در مهر ايشان دري
ديگر نشناختم عرصه
خلد ترا كه وسيع
است بر من مطيع
تنگ است در آن عرصه
طرح مباينت مينداز
يا ارحم الراحمين
انت ولّي في الدنيا
و الاخره توفّني
مسلماً و الحقني
بالصّالحين . قلم
طاوس خرام بنگارش
اين نقش بديع [ .؟.]
بوقلموني پيشه
نمود . تمت الكتاب
بعون الوهاب في
خطه بادكوبه سنة
1247 بيد الحقير الذنب
العاصي محمدشريف
سلماني و سالياني
الأصل ساكن قصبة
مزبور . التماس
از ارباب كمال
و صاحب علوم و صاحبان
نظر كرده ناجي
اعني اهل تشيع
اسمّه اثنا عشر
و قايلان بخلافت
و امامت حيدر صفدر
سرچشمة جويبار
ولايت و خضر صد
هزار خضر هدايت
امير المؤمنين
امام انام اعني
علي ابن ابي طالب
(ع) آنكه هر احدي
نظر باين درج كم
وجود پر بها و زبدة
الانشاء نمايد
بعد از انقضاي
يا اطلاع بر اين
نوشته ، فاتحه
بجهة حقير مظايقه
نفرمايند بخصوص
اينكه من نمانم
خط بماند يادگار.
تحرير في چهاردهم
شهر رجب المرجب
هزار و دويست و
چهل و هفت . »
كتاب دوم
: منتخاب ديوان
ميرزا محمد زكي
داراي61
صفحه است . صفحه
گذاري با نوشتن
عبارت ابتداي صفحه
در پائين صفحة
ماقبل ، مشخص گرديده
است . ابيات با قلم
نازك و به صورت
شكستة زيبا نگارش
يافته و شعرها
به گونه اي نوشته
شده كه نقاشي خط
است .
عبارات آغازين
اين كتاب :
مطلع شعر
آغازين :
اي كاينات
ترا بدرت التجا
بجا بر درگهت
دليل ره مدّعا
دعا
مقطع شعر
آغازين :
پرواز
كن بشوق عجب مطلعي
رسيد آورده
جذبه ات بنگر از
كجا كجا
عبارات پاياني
اين كتاب :
مطلع شعر پاياني
:
چو بلبل
بزمم از باغ جمالي
گلشن است امشب
دگر پروانه
سان چشمم ز شمعي
روشن است امشب
مقطع شعر
پاياني :
ز
غيرت غير شد خميازه
كش همچون كمان
ديدي
كه روي خاطر
تير نگاهش با من
است امشب
در چهار صفحة
آخر ، به منظور
مشخص كردن روزها
و ماه هاي نحس و
سعد براي هر كدام
از اعمال انسان
، جدول ماه هاي
قمري ( چون حمل ،
ثور ، جوزا ، سرطان
و … ) و برخي از اعمالي
كه از انسان سر
مي زتد ( مانند صيد
مرغان كردن ، بر
حكومت نشستن ،
فرزند بدايه دادن
، امانت سپردن
، دفينه نهادن
و … ) درج گرديده
است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
نظام ابن
خواجه يعقوب حصاري |
تحفة المواعظ |
نام كاتب
: ميرزا شراف و ميرزا
مولامقلي
تاريخ و محل
كتابت : در سال 1265
در محلي به نام
ولايت « ساي بويي
» به كتابت در آمده
است .
قطع و اندازه
: 30 * 23
شمارة مخزن
: 135/4 Перс
جلد : مقوايي
نيم پارچه با روكش
كاغذي به رنگ خاكستري
كم رنگ ؛ بدون تذهيب
.
اين نسخة خطي
به نظم و نثر است
و در آن ، متن با
مركب سياه و سرفصل
ها و آغاز روايات
منقول ( يعني عباراتي
نظير « آورده اند
كه » ، «منقول است
كه » و … ) با مركب
قرمز تماماً به
خط نستعليق نوشته
شده و بر روي عبارات
عربي و ديگر عبارات
مهم ، با مركب سياه
، خط كشيده شده
است . نسخه ، مرمت شده
است . صفحات مرتب
است و ترتيب آن
با نوشتن كلمة
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ ،
مشخص شده است (در برگه
دان 532 ص درج شده است)
. همچنين در گوشة
منتهي اليه صفحات
زوج ، شمارة برگ
ها با مركب سياه
( با عدد ) ذكر شده
است . تعداد برگهاي
اين نسخه 266 برگ است .
صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از جدول
، نقاشي . تذهيب
است و هر صفحه داراي
15 سطر مي
باشد .
عبارات آغازين
نسخه :
«
حمد بيحد و ثناي
بيعدد سپاس و ستايش
مر قادري را كه
بقدرت بي خطا عالم
تدبير را اما چه
كاه نيز تقدير
خود ساخت و منت
مر صانعي را كه
بصنعت بي نظير
انواع اخلاق بصفات
مختلفه پديد آورد
و انسانرا بلسان
فصيح و بيان مليح
بر ساير مخلوقات
برگزيد .»
عبارات پاياني
نسخه :
«
اما بطريق تفصيل
اين نه سياهي وفا
ميكند و نه كاغذ
بنابر ان باجمال
اكتفا افتاد والله
اعلم باالصّواب
و اليه المآب و
جناب احديت رحمت
كند مطالعه كننده
و شنونده را بدعاي
خير ياد نمايد
الباني الخير جناب
امارت و ايالت
پناه رفعت مرتبت
انتباه ذيجود عاقبت
محمود در صفات
حميده آراسته و
در امور دنيا و
آخرت پسندسده الباقي
مولايما محمد خدايار
ملك ابن [.؟.] الدولته
السلطاني نورمحمد
بيك [ .؟.] طويل الله
عمره و عزه و كاتبان
الحقيران الفقيران
المذنبان ميرزا
شراف و ميرزا مولامقلي
خاكساران فرمان
بردار عقيدت آثار
محبان خاندان آنسرور
صلواه الله تعالي
عليه و آله و سلم
و در تاريخ سنة
1265 و در شانزدهم شهر
جميدالاولي و در
ولايت ساي بويي
. »
در پايان
نسخه ، كاتب با
فروتني ، اين بيت
را در وصف حال خود
نگاشته است :
از
غلامان كمترين
[.؟.] اغني
ميرزاشراف كارش
خام
مؤلف اين اثر
« نظام ابن خواجه
يعقوب حصاري » اين
كتاب را در زمان
سلطنت شهاب الدين
محمد در موضوع
پند و اندرز و مؤعظه
و به شيوة تمثيل
و حكايت ، تأليف
نموده است .
كتاب داراي
شش باب و هر باب
داراي ده فصل است
؛
باب اول
در بارة : زندگي
پيامبر اكرم ،
خلفاي راشدين ،
ائمة كرام و دوازده
امام و چهارده
معصوم و ظهور امام
مهدي در آخر الزمان
و دجال لعين و حضرت
عيسي (ع) .
باب دوم
در بارة : احكام
مربوط به خوابيدن
، بيدار شدن ، احكام
قضاي حاجت ، استنجا
، طهارت ، مسواك
كردن ، قيام شب
، نماز شكر ، وضو
، نماز حاجت ، نماز
تهجد ، چگونگي
قبله و آداب نماز
.
باب سوم
در بارة : در ذكر
نماز اشراق ، نماز
استخاره ، نماز
چاشت و تمامي نمازهاي
يوميه و نمازهاي
واجب و غير واجب
.
باب چهارم
در بارة : در ذكر
شب قدر ، در ذكر
يوم ترديه ، يوم
عرفه و عيد قربان
، در ذكر عشوررا
، ماه رجب ، ماه
شعبان ، ماه شعبان
و ادعيه هاي مربوط
به اين ماه ها ،
در ذكر شريعت ،
طريقت و حقيقت
، روزهاي خوش يمن براي سفر
، نماز به جهت ديدن
حضرت سيد كاينات
و … .
باب پنجم
در بارة : در ذكر
ضيافت ، احكام
طعام خوردن ، آب
خوردن ، پوشيدن
جامه ، شانه زدن
و آينه ديدن ، ذكر
سلام و پاسخ سلام
، عطسه و جواب آن
، در ذكر اسماء
اعظم ، در ذكر صلوات
و فضيلت هاي آن
، در ذكر خلوت و
تلاوت قرآن .
باب ششم
در بارة : نكاح ،
غسل جنابت ، در
ذكر زائيدن فرزند
، در ذكر تراشيدن
سر و عقيقه و پشت
لب گرفتن و ختنه
كردن و ناخن گرفتن
، احكام مربوط
به اموات ، ذكر
آمدن روح ، ذكر
خواندن آيت الكرسي
، در ذكر فضايل
محمود .
در بخشي از
صفحات اول اين
كتاب آمده است
:
« چنين گويد فقير
بي بضاعت و حقير
خالي از استطاعت
نيازمند حضرت سبحاني
و اميدوار از كرم
فيض رباني گرفتار
ظلمت خانة مذلت
و خواري ، نظام
ابن خواجه يعقوب
الحصاري غفرالله
له و لوالديه و
احسن اليهما واليه
چون اين شكسته
داخل دارالخلافت
اكبرآباد شد كه
دارالملك هندوستان
و مركز دايرة دين
و … »
در بخشي ديگر
از همان صفحات
اولية كتاب ، آمده
است : « … و چيزهايي
از عبادت كه لازمة
عباد بود از كتب
متداوله بتوفيق
الله تعالي جمع
كرده «تحفة
المواعظه » نام كرد
. »
|
مؤلف |
عنوان |
|
معين الدين
كاشفي هروي |
معارج
النبوه في مدارج
الفتوه - في سيره
المحمد / زندگاني
و اخلاق محمد بن
عبدالله (ص) |
تاريخ كتابت
: سال 1276 هجري
قطع و اندازه
: 6/28 * 16
شمارة مخزن
: 149/4 Перс
جلد : مقوايي
نيم پارچه به رنگ
قرمز ( رنگ كاغذ
پشت و روي جلد ،
خاكستري است ) .
اين
نسخة خطي در قالب
نظم و نثر و به خط
دستنويس ، متن
با مركب سياه و
سرفصل ها بامركب
قرمز نوشته شده
و بر روي برخي از
عبارات ، با مركب
قرمز خط كشيده
شده است . مرمت شده
است . صفحات مرتب
است و ترتيب آنها
با نوشتن كلمة
آغاز برگ بعد در
پائين هر برگ مشخص
شده اند . ( در برگه
دان 1376 صفحه ذكر شده
است .)
نسخه ، صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و عاري از
جدول ، نقاشي و
تذهيب است . هر صفحه
داراي 17 سطر است
.
در صفحة عنوان
، مهري كروي ديده
مي شود كه عبارت
تركمني «چهارجوي
ولايت خلق قرائت
خانه سي 1341 » در
وسط آن درج شده
است . از اين عبارات
مي توان نتيجه
گرفت كه اين نسخه
زماني متعلق به
كتابخانة عمومي
استان چهارجوي
بوده است . تقريباً در حواشي
تمامي صفحات ،
مهر بيضي شكلي
زده شده كه عبارت
داخل آن چنين است
: « وقفتُ في سبيل
الله »
عبارات آغازين
نسخه :
ربنا
اتنا من لدنك رحمه
و هي لنا من امرنا
رشداً حمديكه صحائف
لطائف اطباق فلكي
بنقوش تقرير آن
موشح بود و ثنايي
كه صفائح مدائح
اوراق ملكي برقوم
تحرير آن مرشح
باشد . بيت :
توقيع بركشيده
كه الكبرياء لك
در چند صفحة
بعدي از صفحات
آغازين ، مؤلف
دربارة خود و انگيزة
نگارش اين كتاب
چنين آورده است
:
« … و از جملة متابعان
ايشان فقير بي
بضاعت و حقير بي
استطاعت المعتصم
بحبل الله المتين
العبد الضعيف المسكين
معين المسكين
[ .؟.] الله مناه و جعل
آخره خيراً من
اولاه بعد از آنكه
سي نه سال بمطالعة
كتب احاديث و سير
و به تتبع روايات
و اسانيد معتبر
پرداخته بود و
بساط اين بساطي
از براي مواعظت
انام و رقبه الاسلام
هرات حمئت عن الآفات
انداخته بودو هر
جمعه بعد از اداي
صلوه در مقصورة
جامع هرات بر مسند
آبا و اجداد با
وجود عدم و استعداد
بسلسبيل افاده
و ارشاد سلوك ميداشت
و بر صفحات ضماير
و ارباب بصائر
به بنان تقرير
و بيان نقوش تفسير
قرآن و رقوم حقايق
كشف و عيان مي نگاشت
[ و … در ادامه
اين كتاب چنين
آمده است كه : ] و چون مجلس
عوام بخلوت خاص
مي پرداخت بقيه
الايام را بارتقام
نفايس الكلام و
عرايس الاقلام
مسروف [ عين عبارت
] ميساخت تا چند
نسخه از درر لطايف
عبارات و غرر شرايف
اشارات در سلك
انتظام منتظم گردانيد
از جمله آنهايكه
تفسير بحرالدرر
مشتمل بر چند دفتر
و ديگر اربعين
مسمات بروضه الواعظين
في احاديث سيدالمرسلين
چهار مجلد ديگر
بعضي از آن مبيض
و بعضي هنوز ميبوده
با چند رسالة ديگر
از شرايف الاوقات
و قصص التنزيل
و مجالس مرتبه
در تذكير و غير
آن مرقوم گشت . در
اثناء اين امور
بر بزرگي از عظماء
شريعت كه بعلم
و كمال و عزّ و جلال
حسباً و نسباً
بر اكابر روزگار
فائق و مرجع اليه
عوام و خواص خلايق
بود اين فقير را
بالتفات همايون
مفتخر ساخته درايام
ميلاديه بتقرير
سير حضرت محمديه
صلي الله عليه
و سلم دلالت فرمود.
هر چند اين كمينه
بنا بر قلّت بضاعت
و عدم استطاعت
استغنا مينمود
آن بزرگوار در
مبالغت مي افزود
تائب بر اشارت
شريفه فقير حقير
بر آن امر خطير
اقدام نمود در
عزّة شهر ربيع
الاول سنة احدي
و تسعين و ثمانيه
مأته بنياد اين
عالي اركان بر
اساس تقرير و بيان
مبتني گردانيد
. »
مؤلف
در بخشي از صفحات
آغازين در بارة
وجه تسمية كتاب
، آورده است :
« … چنانچه
يكي از وجوه تسمية
اين كتاب بمعارج
النبوه استقصاء
قصة معراج و استفاء
اينواقعه با ابتهاج
بوده ركن رابع
احاطة واقعات شائع
كه از ايام هجرت
تا بوقت وفات [.؟.]
درود يافته بر
وجه ايجاز خالي
از اغلال و عاري
از اتمال نموده
و خاتمه الكتاب
در بيان معجزات
مشهوره كه در كتب
مقول عليها مذكورست
از عقيله و نقيلة
ذاتيه و خارجيه
استفا نموده »
عبارات پاياني
نسخه :
« چنين اشارت نمودند
كه كتاب معارج
النبوه را بذكر
معجزات حضرت خاتم
النبيين صلوت الله
تعالي و سلامه
عليه و عليهم اجمعين
مختوم ساز و بعد
از آن باتمام تفسير
بحرالدرر بپرداز
تا آن بحر موّاج
را در ميان غليلان
محتاج رواجي تمام
حاصل آيد و ارباب
تفسير و اصحاب
تذكير را از ساير
تفاسير عبارتاً
و اشارتاً مستغني
گرداند بنابر نمعني
ختمت هذا الكتاب
بخاتم الله منيع
[ .؟.] قواعد ذلك البنأ
المنيع و سئل اليه
التوفيق علي تمامه
و فقني علي ترتيب
هذا الكتاب و اختتامه
و الان سرعتت علي
القوانين ارباب
اسير عند اختتام
تصانفهم في الدعا
و السؤال و طلب
[.؟.] من الله الافضال
و المآء مولي من
كرمه ان يعطي ما
يحبّ و يرضي [و
… به اين ترتيب
ادامه مي يابد
تا ] و
جميع عبادالله
الصّلحين من اهل
السّموات و الارضين
و صّل و سلّم عليه
و عليهم تسليماً
كثيراً لآلي يوم
العرض . تمت الكتاب
بعون الملك الوهاب
. »
در صفحة بعد
از عبارات پاياني
نسخه ، مناجاتي
به شعر در 4 صفحه
، با اين آغاز و
پايان ذكر شده
است ( گفتني است
كه اين شعر به دنبال
هم نگاشته شده
و در نگاه اول به
نظر مي رسد كه به
نثر است )
:
مطلع :
مقطع
:
در پايان اين
مناجات نيز شعري
در بارة تاريخ
كتابت اين نسخه
ذكر شده كه شش بيت
است و دو بيت از
آن كه مبيّن تاريخ
كتابت است ، چنين
مي باشد :
گر زبان
زه اداي كرده بگو طبع شد اين
كتاب علم سير
كه
به حروف ابجد ،
عبارت « علم سير
» برابر با 1276 است
.
چنين
به نظر مي رسد كه
اين كتاب در تاريخ
891 هجري تأليف يافته
و كاتب اين نسخه
از كتاب ، كار نگارش
آن را در تاريخ
1270 هجري آغاز و در
تاريخ 1276 به پايان
رسانيده است .
|
مؤلف |
عنوان |
|
مير حبيب
الله ابن قاضي
مير جلال الحسيني |
جامع الفتاوي |
نام كاتب : محمد
نظر ابن اوستا
قوتلي محمد ملقب
بلقب اوستا قتور
تاريخ و محل
كتابت : 1178 هجري قمري
ـ بخارا
قطع و اندازه
: 8/25 * 2/20
شمارة مخزن
: 150 / 4 Перс
جلد
: مقوايي با روكش
نيم پارچه به رنگ
بنفش ( پارچة پشت
و روي جلد به رنگ
آبي )
نسخه به خط
دستنويس با مركب
سياه نوشته شده
و بر بالاي بسياري
از عبارات مهم
با مركب قرمز خط
كشيده شده است
.
نسخه مرمت
شده است با اين
وجود ترتيب صفحات
نامرتب است . به
اين ترتيب كه برخي
از صفحات [ به احتمال
قوي به هنگام مرمت]
جابجا شده و برخي
ديگر نيز در بين
صفحات به صورت
وارونه صحافي شده
اند .
شماره گذاري
صفحه با نوشتن
كلمة آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص شده ،
ضمناً اعدادي نيز
مبني بر شمارش
برگها در صفات
زوج ، درج شده است
. ( در برگه دان كتابخانه
438 صفحه و 208 برگ ذكر
شده است .)
تعدادي
از صفحات آخر نسخه
، بدون شماره گذاري
برگها ، ضميمة
كتاب شده است . صفحات
سفيد و نانوشته
ندارد و عاري از
جدول ، نقاشي و
تذهيب است .
تعداد سطور
هر صفحه : 18 الي 20 صفحه
( متفاوت است ) .
داراي نقش
مهر است ؛
ـ مهري
چهارضلعي كه در
هر ضلع ، عبارات
« يا حكيم » ، « يا عليم»
، « يا عالم » ، « يا
خبير » نوشته شده
است . در وسط اين
مهر ، اين عبارات
به چشم مي خورد
: « و الله تعالي اعلم
؛ المتوكل علي
الله الصمد ؛ ملا
محمد بن ندر»
ـ مهري ديگر
با عبارت « والله
اعلم بالصواب »
وجود دارد . غير
از اين ، چندين
مهر ديگر نيز وجود
دارند كه هر چند
در اندازه و ظاهر
شبيه به هم ، ولي
در عبارات درج
شده در داخل ، با
هم فرق دارند .
عبارات
آغازين نسخه :
« الحمدلله الذي
[.؟.] آدم عالما علي
سمات [ .؟.] ، يتعلم
و علم آدم الاسماء
، و كرم لذالك العلم
علي ملائكته في
مدارس ملكوت المساء
.»
در ادامه
، چنين آمده است
: « امّا
بعد فيقول [.؟.] هذه
الكلمت و مقرر
هذه المقالات العبد
المحتاج الي عنايت
الملك الغني مير
حبيب الله ابن
قاضي مير جلال
الحسيني نوره الله
تعالي مرقده جمعت
مسايل التي من
جمله واقعات الدين
و اهم مهمات المسلمين
بعد تتبع كتب المعتبره
بقدر الوسع و الامكان
و كتبتها مستعينا
من الله الملك
الديان و هو حسبنا
و نعم المستعان
و زينتها باسم
من ايده الله تعالي
بالسلطنته [و
پس از توصيفهاي
زيادي چون « نادر
العصر و الزمان
، آنكه وجود دو
جهان با وجود عظمت
در نظرش مختصر
است و … » چنين
آورده است : ] المستحق
بعنايات الملك
الباري محمد عبيدالله
خواجه الجويباري
خلد الله تعالي
ضلال الدوله…»
و به اين
ترتيب ، بخشي با
عنوان « كتاب
الطهاره مشتمل
علي سبعه فصول
» آغاز مي شود .
عبارات
پاياني نسخه :
تمت هذه
المجموعه في اليوم
الخميس في شهر
ربيع الاول علي
يد الضعيف الحقير
[.؟.] البضاعه المحتاج
الي عنايه الملك
القوي الغني [.؟.]
لكل شئي محمد نظر
ابن اوستا قوتلي
محمد ملقب بلقب
اوستا قتور خواندمي
كتبها في بلاد
فاخره بخارا في
ولايت قراكول في
قريه قولانچي في
[ .؟.] غفر الله تعالي
ذنوبه و ستر عيوبه
اللهم اغفرلي و
لابويه و لمن طالع
هذه المجموعه و
لمن دعاه بحرمت
سيدالمرسلين و
الاخرين سنه 1178 .
شايان ذكر
است كه در اين كتاب
، پس از طرح هر مسألة
فقهي و ذكر پاسخ
آن و استناد آن
به يكي از منابع
فقهي ، مهري به
شكل دايرة نسبتاً
بزرگ حك شده است
بطوري كه اين رويه
در تمامي صفحات
، رعايت شده است
.
نام برخي
از كتابهايي كه
به آن استناد و
از آنها نقل شده
است ، عبارتند
از : شرح اوراد ،
خلاصه الاحكام
، واقعات حسامي
، صلوه مسعودي
، ترغيب الصلوه
، مختصر ، جامع
الصغير ، شرح ابوالمكارم
، شرح وقايه ملافصح
الدين و …
در پايان
اين نسخه ، نمونه
هايي از مراسلات
، قراردادها و
ديگر مواردي كه
در بين دو يا چند
تن منعقد مي گردد
، درج شده است كه
از جملة آنها مي
توان به « خط بيع
» ، « خط نصيب و صابت
قاضي » ، «خط صلح » ،
« خط شاگردي» ، « خط
اجارة زمين » ، « خط
اجارة حمام » ،«
خط بيع كار » و … اشاره نمود
. گفتني است كه در
اين بخش ، به جاي
عبارت [ مثلاً ] متن
، عبارت « خط » آمده
است . ( به اين ترتيب
معني عبارت « خط
بيع » متني است كه
براي قراردادهاي
مربوط به خريد
و فروش نوشته مي
شود و « خط اجارة
زمين » يعني متني
كه به هنگام انعقاد
قرارداد اجارة
زمين نگاشته مي
شود . ) در تمامي نمونه
متن ها ، به جاي
اسم شخص ، عبارت
« فلان ابن فلان
» و به جاي
ذكر موقيعت جغرافيايي
، تاريخ و … عبارت « كذا
» ذكر شده است . به
طور مثال :
« در تاريخ
كذا بود كه اقرار
كرد فلان ابن فلان
به انجمه [؟] كه باجارة
شرعيه داده ام
تمامي قطعه زمين
ملك خود را كه واقع
است در موضع كذا
بمبلغ كذا و … »
|
مؤلف |
عنوان |
|
شمس الدين
محد خواجه حافظ
شيرازي |
غزليات |
قطع و اندازه
: 27*7/15
شمارة مخزن
: 74/4 Перс
جلد : مقوايي
نيم پارجه كه جلد
كاغذي روي آن كه
داراي تذهيب است
، به رنگ سبز مي
باشد .
كتاب به خط
نستعليق و با مركب
سياه نوشته شده
است با اين توضيح
كه ابيات مقطع
تمامي اشعار با
مركب قرمز كتابت
شده است .
نسخه ، مرمت
شده ، با اين وجود
صفحات ، نامرتب
است . به اين ترتيب
كه بسياري از صفحات
كتاب ( احتمالاً
به هنگام مرمت
، جابجا شده است
) به عبارت ديگر
، صفحات تا اواسط
كتاب ، مرتب و
پس از آن ، مغشوش
است .
ترتيب صفحات
كتاب با نوشتن
كلمه آغاز برگ
بعد در پائين هر
برگ مشخص شده است
. در برگه دان كتابخانه
300 ص ذكر شده است
. صفحات سفيد
و نانوشته ندارد
و عاري از نقاشي
، تذهيب و حواشي
است .
صفحات نسخه
داراي جدول است
، به گونه اي كه
نصف بيشتر از هر
صفحه ، داراي جدول
است .
تعداد سطور
در هر صفحه : 13 سطر
عبارات آغازين
نسخه :
الايايهاالساقي
ادر كأساً و ناولها كه عشق آسان
نمود اول ولي افتاد
مشكلها
عبارات پاياني
نسخه :
گفتم
اين چيست گفتة
حافظ گفت
[.؟.] حالي چند
در ابتداي
صفحه ( يعني در صفحه
عنوان ) يادداشت
تمليك دارد بخط زيباي
نستعليق « اين
كتاب خواجه حافظ
عليه الرحمه از
آن محمد تقي بيك
مير آخور غلامشان
مي باشد البته
هيچكس دخل نكند
كه » [مركب مابقي
عبارات ، پاك شده
است ]
ترتيب شعرها
تا آن صفحه اي كه
داراي جدول است
، مرتب مي باشد
. آخرين غزل كه در
صفحة مجدول آمده
، چنين است :
هزار دشمنم
ار ميكند قصد هلاك
گرم تو دوستي
از دشمن ندارم
باك
مرا اميد
وصال تو زنده ميدارد
وگرنه صد
رهم از هجر تست
بيم هلاك
و به اين ترتيب
، صفحات بعد ، هم
مجدول نيست و هم
اين كه ادامة شعر
فوق نيست .( ترتيب
قوافي آنها با
حرف « ل» است ) با اين
مطلع :
اي برده دلم را تو بدين شكل